http://www.mardomsalari.com/Template1/Article.aspx?AID=20043#128186

انسانها به خاطر تربیت، آموزش، سنت های به ارث رسیده و سازوبرگ های رسانه ای و تبلیغاتی از یکدیگر متفاوت فکر می کنند. سیاست به امر عمومی ربط دارد و اندیشه تک تک افراد در محیط اجتماعی می تواند شکل های مختلف حکمرانی را سامان دهد. ذهنیت های متفاوت بر روی یکدیگر به خصوص وقتی که در یک چارچوب به سمت کنشی معین حرکت می کند توانایی خلق یک حادثه و رخداد را ایجاد می کند. درست همان زمان که یک شهروند از تمام تعلق های هزینه زا مثل گذاشتن وقت، فکر، ثروت و کمی از خودگذشتگی یا ادعای اثرگذاری عبور می کند به سمت خلق رخداد حرکت می کند. شاید در نگاه اول رای دادن یک شهروند هیچ اثر نداشته باشد اما جمع شدن آرا سازه های مشروعیتی یک حکومت را می سازد و از سوی دیگر روند گذار به دموکراسی درشکل های مختلف را جهت دهی می کند. براساس منطق اقتصادی سود و زیان اغلب در جامعه ای که سواری خوری مجانی در فرایند انتخابات پیش میآید معمولا بازی های برد برد تبدیل به بازی باخت باخت با درجه تصاعدی شدید می شود. اینکه ساختار حاکمیت چیزی نیست جز سازه های ذهنی و اعتقادات مردم به خصوص قدرتی که در مناسبات اجتماعی میان شخصیت های بر ساخته ایجاد می شود این مطلب را می رساند که حاکمیت در ذهن شما وجود دارد. ذهنیت یک شهروند براساس فرهنگ آکادمیک، فرهنگ مسجد، صداوسیما، اینترنت، ماهواره ها، یا فرهنگ شفاهی دوستان و آشنایان گاهی سیاست انفعال کنش سیاسی یا تحریم یا بی توجهی را دنبال می کند. بزرگترین عامل کم رنگ شدن فضای انتخاباتی تحقیر شدن مردم و بی اعتقادی و بی اعتمادی به توان اثرگذاریشان است. اما اگر منابع قدرت را از صورت کلی، بدیهی و مفروض پنداشته شده که اغلب شهروندان به آن فکر نمی کنند جدا کنیم و به مطالعه آنها بپردازیم متوجه می شویم که انتخابات به مثابه پدیداری از قدرت مردم می باشد.
1- اگر از مردم بپرسید که چه کسی باید نامزد انتخابات شود؟ چه ویژگی باید داشته باشد و مانیفست و برنامه او چه باید باشد؟ بسیاری از شهروندان بر الهیات، خداوند، متافیزیک، وحی، قرآن، پیامبران، ائمه، احادیث، نقل و... اشاره دارند. یکی از منابع قدرت در جوامع سنت است که در آن بهترین نماینده صورتی کیفی و اخلا قی دارد. عادلترین، با تقواترین و الهی ترین انسانها حق دارند که برای مردم سیاست گذاری کنند. در منبع الهی قدرت حکمرانی برخود و وجهه اخلا قی و فردی بسیاری از فرایندها را در مسیر سامان دهی امر عمومی سوق می دهد.
2- برخی نیز بر این اعتقادند که سیاست عرصه ای تخصصی و آکادمیک است. نزدیک به صد سال است که علم سیاست و روابط بین الملل انسان هایی را پرورش داده که می توانند برای شهروندان سیاست گذاری کنند. تا حد ممکن باید از ویژگی های کلی وقیاسی سنت و ویژگی های عوامانه و پوپولیستی مردم دوری کرد. ایجاد نهاد و ساختارهای علمی می تواند سیاست گذاری کارآمد، کم هزینه و به روز را برای شهروندان ایجاد کند. منبع اصلی سیاست گذاری و قدرت در جامعه، علوم سیاسی و متخصصان آن هستند.
3- برخی نیز بر این اعتقادند که شهروندان که موضوع سیاستند اغلب باید به صورت منابع قدرت در نظر گرفته شوند. قدرت آن چیزی است که مردم می گویند. مردم یعنی اکثریت جامعه مشخص می کنند که چه قانونی خوب یا بد است و مملکت برچه اساسی باید اداره شود. طرفداران نظریه مردم سالا ری اغلب بر متخصصان و سنت گرایان نقد وارد می کنند و می گویند که شیوه های شما به صورت آرمانشهری است که فیلسوف شاهان ایجاد کرده اند و اغلب به بهانه ایجاد بهشت علمی یا مذهبی به خلق جهنمی توتالیتر کمک کرده اند. با تمام منابع قدرت و پراکندگی آنها و اعتقادات و قضاوت شهروندان می توان گفت که جوامع امروزی گریزی از دموکراسی و توجه به آرای مردم ندارند. حکومت های مختلف اغلب سطوح ماهیتی دانش را برای جذب قدرت شهروندان استفاده می کنند. شهروندانی که در سیاست مداخله می کنند وارد فرایندی می شوند که می توانند انتخاب کنند و پس از سال ها انفعال، کار کردن و پرسه زدن در عرصه های کار و تلا ش به سمت عرصه سیاست کشانده می شوند. سیاست آزادی، عقلا نیت، انتقاد و اختیار به دنبال خود می آورد و زندگی روزمره اغلب یکسان و خسته آور را تبدیل به رخدادی می نماید که می توانند حرف خود را بزنند. اغلب نظامیان، تجار، دهقانان، کارگران، ارتشیان، روحانیون و سایر اقشار سعی می کنند خود را بخش بزرگ جامعه و نماینده تمام شهروندان بروز دهند. اما شهروندان که ساختار حکومت و سازه های مشروعیتی قدرت را شکل می دهند هیچ یک از این گروه ها نیستند و اگر در جامعه ای یک قشر و یک طبقه بیش از 8 سال تمام ساز و برگ های ایدئولوژیک دولت را ربود آن جامعه در حال حرکت به سمت الگوهای توتالیتر است. شهروندان سوژه های سیاسی هستند که اغلب خود نمی دانند در تمام فعالیت هایشان در حال ساختن قدرت می باشند. قدرت در ساختارهای دولت و نهادهای بروکراتیک نهفته نیست بلکه در راه رفتن، لباس پوشیدن، تولید دال ها و گزاره ها و از همه مهمتر فعالیت در رخدادهای به ظاهر بی اهمیت زاده می شود و تاریخ را به سمت و سوهای مختلف می کشاند. نشستن و انفعال سیاسی به صورت خانه نشینی و شرکت در تحریم نوعی بازگشت به خانه و عرصه خصوصی ای است که کاملا از فرایندها، دموکراتیک و مردمی به دور است. در بخش سیاسی است که از آزادی متبلور می شود چرا که رانت خوری و سواری مجانی نوعی ریاکاری است که تنها برای کسانی خوب است که همیشه به تقدیر تاریخ یا آرمانشهر پایانی تاریخ دلخوشند در حالی که تاریخ نتیجه بخش های ریز شهروندان و انتخابات تبلور قدرت مردم است.