http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=128305

شکی نیست که همه متن های کنش بشری دارای روابط پیچیده قدرت و سازوکارهای ایدئولوژیکی است که براساس قصدیت های بازیگران شکل می گیرد. فیلم، هنر، ادبیات، فلسفه، شعر، اقتصاد و... در ذات خود سیاسی نیستند اما دارای وجوه اثرگذاری و جذابیتی هستند که شبکه های قدرت در آن به خوبی نمایان می شوند و مرزهای به هم آمیخته زیادی پیدا می کنند. در عصر اطلاعات حوزه های گوناگون علایق بشری با یکدیگر ارتباط برقرار کرده است و با توجه به افزایش ابتکارها، توانمندی ها و کم شدن انحصارها برای بازنمایی، تولید دال ها و گزارهای شهروندان شکلی جهانی پیدا کرده است. فیلم های سینمایی دنیا و دال های شناور صنعت تصاویر دیجیتالی جهان با توجه به اینکه ایران در سیاست بین الملل خود نمودهای متفاوتی از ارزش های جهانی را متبلور می کند، صورتی هجومی و اغلب ضد بشری، تمدنی و انسانی را از ایرانیان نمایش داده اند. تصاویری که ایرانیان را بی تمدن، خشونت طلب، طرفدار جنگ، ضد دموکراسی، حقوق بشر و زنان نمایش می دهند که در نهایت به دنبال تولید بمب اتم هستند تا به زور انسان های دیگر را به اعتقادات خود وارد سازند. در عصر اطلاعات سازه های ذهنی و نمودهای فرهنگی ای که در فضای فرهنگی و سایبری ساخته می شود اغلب پیش زمینه ایست که کنش های نظامی، امنیتی، اقتصادی و سیاسی را پوشش می دهد. ایران با توجه به امکانات رسانه ای محدود خود در برابر تهاجم رسانه ای، ماهواره ای و سایبری مخالفان خود ایستاد. شبکه های تلویزیونی العالم، سحر، پرس تی وی، روزنامه ها، نشریات چاپی و اعزام سفیران فرهنگی ایران جهت زدودن تصویر منفی ایران و ترسیم جذابیت های اسلام سیاسی، قدرت نرم ایرانی و به دست آوردن افکار عمومی دنیا در این راستا تعریف می شود. نهادهای زیادی از جمله وزارت امورخارجه، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، جامعه المصطفی، صداوسیما و... در جهت ایجاد چهره ای منطقی، عقلانی، اسلامی و انسانی در افکار عمومی دنیا تلاش می کنند. مراودات فرهنگی و تبادل اطلاعات فرهنگی در سطوح دولتی و رسمی یکی از دغدغه های ایران بوده است تا در چارچوب آن بتواند پیام معنویت، اخلاق و تمدن ایرانی اسلامی را به دنیا صادر کند. دنیا با تمام امکانات تبلیغی و یارگیری های منطقه ای تلاش زیادی دارد که ایران را مخل امنیت بین الملل نشان دهد و به اهداف انزوا، فروپاشی و تجزیه کشوری با تمدن، قدرتمند و بافرهنگ دست پیدا کند. برخی از شاکله های فرهنگی و زیست جهانی که عصر اطلاعات برای ایرانیان به وجود آورده است و در زیرلایه های جامعه در حال جوشیدن است چنان قدرتی دارد که توانایی زنده کردن فرهنگ جهانی تمدن اسلامی ایرانی را برایمان تداعی می کند. جهان بینی حافظ، مولوی، فارابی، ابن سینا، فردوسی، سعدی و... به ناگاه در ادبیات آقای فرهادی متبلور شد و غبار سیاست از روی ققنوس فرهنگ ایرانی کنار رفت. تمام حرفی که ایرانیان قصد داشتند بگویند و رسانه، تریبون و منفذی نبود که اعلام کنند به ناگاه خود را در صنعت سینما متبلور ساخت و فرهنگ، اندیشه و نمادهای زندگی ایرانی با تمام تناقض ها، زشت و زیبایی ها و درگیری های مداوم شهروندان طبقه متوسط با وجدانشان پذیرشی در حد جهانی پیدا کرد. فیلم فرهادی نماینده شهروندان ایرانی بود که با تمام بن بست های اقتصادی و فرهنگی و ضعف های تکه تکه شدن در عصر جدید دغدغه اخلاق و داشتن وجدان را هنوز فراموش نکرده اند. این فیلم به شکلی بسیار زیبا درگیری های اخلاق مذهبی و معنوی ایران را در روزمره و واقعیت های خشن و خشک زندگی نشان داد. تصویری که مخالف همه نمادها سازه هایی بود که از ایرانیان ترسیم می کردند. اما راز موفقیت دیپلماسی عمومی ایران هر چند به شکل ناخودآگاهی را می توان چنین گفت: یکی از اهداف اصلی جمهوری اسلامی ایران و شهروندانی که بر استبداد و خودکامگی رژیم پهلوی انقلاب کردند ایجاد جمهوری اسلامی بر اساس استقلال و آزادی بود. دیپلماسی عمومی نیز برای اینکه بتواند از قدرت نرم منفی و تبعات ایدئولوژیک بودن، یک طرفه بودن و تبلیغات که نوعی بی احترامی به شعور مخاطبان است دوری کند باید به استقلال هویت ها احترام بگذارد. هرگاه جمهوری اسلامی به طبقات، احزاب، اصناف و سایر تشکل های فرهنگی و هنری احترام بگذارد و استقلال و آزادی آنها را حفظ کند این گروه ها به بهترین نحو فعالیت خود را انجام می دهند و با توجه به احساس آزادی و بزرگی که دارند خلاقیت ها شکوفا می شود. هدایت کردن از بالا به پایین و بی ا به هویت تولیدکنندگان و مخاطبان در هر متن سیاست گذاری می تواند تبعات منفی و ضد خود را تولید کند. توجه به استقلال و احترام به هویت متن های گوناگون یکی از شعارهای شهروندان انقلابی و پیام انقلاب اسلامی بود که رژیم پهلوی آن را رعایت نمی کرد. از سوی دیگر در عصر اطلاعات با توجه به کاهش انحصارگری دولت و آشنا شدن شهروندان با فرهنگ جهانی صورت های توانمندی و کنش های مستقل جهانی به شدت افزایش پیدا می کند. وارد کردن قصدیت های از بالا به پایین تنها هزینه بالا و نارضایتی را ایجاد می کند. اکنون انسان های سراسر جهان با استفاده از فضاها و شبکه های جهانی در حال رد و بدل کردن نمادها و سازه های ذهنی خود هستند. دیپلماسی نیز از شکل رسمی و اشرافی خود خارج شده است. به راحتی نمی توان به افکار عمومی دروغ گفت و با ابهام گویی مسائل را مخفی کرد. در بسیاری از مواقع شهروندان از وقایع و اطلاعات بین المللی نسبت به سیاست گذاران جلوترند و خصلت رسانه ها ماهیتی کاربرمحور پیدا کرده است. دیپلماسی عمومی در عصر اطلاعات چیزی جز آزادی و رهایی شهروندان و ایجاد امکانات و فرصت ها جهت بروز خلاقیتشان نیست. حتی برای کسانی که دغدغه اخلاق و ایمان شهروندان ایرانی را دارند نیز آزادی و استقلال بهترین اخلاق را رقم خواهد زد به خصوص در ایرانی که جغرافیای قدسی دارد و آرمان گرایی های فلسفی در تاریخ و تمدنشان ریشه دوانده است. فرهادی با فیلم خود نمودی از دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی است که چهره ای از قدرت نرم و اثرگذار ایران را به جهانیان نشان داد. چهره ای که حکیمان، ادیبان، عارفان و بسیاری از بزرگان این مرز و بوم در طول تاریخ کهن ایران ترسیم کرده اند اما اغلب در قصدیت های سیاسی داخلی و خارجی به گوشه ای رانده می شود. راستی، اخلاق و داشتن رویه هایی که نمایانگر استقلال و آزادی باشند اغلب خلاقیت شهروندان را ایجاد می کند و خلاقیت با گوهر اندیشه ای باستانی و اسلامی ایران چنان قدرتمند است که بتواند افکار عمومی در دنیا را جذب کند. آنچه این فرایند را به حاشیه و مرگ تدریجی می کشاند در هم کردن حوزه ها و نابودی هویت های مستقل است که به سبب قصدیت های فردی و اغلب کیفی بی ادبانه ترین و ناکارآمدترین سیاست گذاری ها را رقم می زند. سیاست گذاری دیپلماسی فرهنگی ایران تنها از طریق همان شعارهای اولیه انقلاب یعنی استقلال و آزادی به دست می آید که صورتی فرصت ساز و زمینه ای دارد و تا حد امکان مداخله گر نیست.