پیش نیازهای رفع بیکاری در ایران  
 http://www.mardomsalari.com/Template1/Article.aspx?AID=20191

با بررسی برنامه ها، سخنرانی ها و عملکرد برخی از نمایندگان و مجریان سیاست در ایران به راحتی می توان درک کرد که چندان با دغدغه های اقتصادی مردم آشنا نیستند و توجه چندانی به مشکلا ت کاملا روشن و بدیهی مردم به خصوص در مورد اشتغال ندارند. ترکیب نخبگان سیاسی ایران بعد از سه دهه از لا یه های پایین جامعه به طبقات متوسط به بالا و بالا کشیده شده است. از سوی دیگر گرایشات مهندسی، پزشکی و اغلب بی ربط با مباحث تخصصی انسانی به خصوص اقتصاد باعث شده که وجوه فرهنگی، امنیتی و موضوعات کیفی در مرکز توجه قرار گیرد. بدون شک بزرگترین دغدغه، مساله و مشکل امروز ایرانیان، مقوله اشتغال است که خود را به صورت بیکاری قشر زیادی از جوانان نشان می دهد. جمعیت جوان ایران اکنون به صورت اوج هرم جمعیتی به سن خرید خانه، ازدواج و تامین نیازهای ضروری رسیده است و داشتن کار یکی از بزرگترین آرزوهای جوانان ایران شده است. اگر علا وه بر جوانی جمعیت مبحث تحصیلا ت و از سوی دیگر جنسیت را نیز اضافه کنیم متوجه می شویم که قشر زیادی (نزدیک به 5 میلیون) از جوانان تحصیلکرده از دانشگاه اکنون بی کار هستند.حال مساله زنان تحصیلکرده بیکار نیز صورتی تشدید کننده به ماجرا می دهد. دنیای امروز مثل دوران کشاورزی یا شبانی نیست که از خوراک و پوشاک تا خانه و نمادها و نشانه ها دارای ثبات و امنیت ساختاری باشند. امروزه افزایش توقعات و متکثر شدن سطوح زندگی، جوامع انسانی را از شکل سادگی و کم هزینه بودن دور کرده است.
اولین نتیجه بیکاری جوانان، دوری آنها از تشکیل خانواده است. امروزه کمتر نوجوانی می تواند هزینه بالا ی جشن عروسی، مهریه، جهیزیه، خانه، خوراک و پوشاک را برعهده بگیرد؟ تشکیل نشدن خانواده شاید برای برخی کشورهای لیبرال مساله بزرگی ایجاد نکند (که کرده و می کند) اما برای جمهوری اسلا می که براساس دستورات اسلا م، خانواده یک ارزش محسوب می شود تبعات بسیار خطرناکی دارد. بقاو شکوفایی جمهوری اسلا می در شکل گیری و رونق خانواده ها است. گریز جوانان از خانواده آنها را به سمت بحران اخلا ق و بی توجهی به مسائل ایمانی و اعتقادی می کشاند. خطر بعدی بیکاری مربوط به ایجاد سرخوردگی و احساس تحقیر شدگی در نسل جوان است. معمولا تعداد کمی از جوانان به روشهای گوناگون تملق، پارتی بازی یا لیاقت و استعداد می توانند وارد چرخه اقتصادی دولتی یا خصوصی شوند. به علت کمبود امکانات و موانع بسیار زیاد بر سر راه اشتغال تعداد بسیار زیادی بیکار می مانند. بیکاران توسط خانواده، دوستان و جامعه مورد نکوهش و تحقیر قرار می گیرند و این گونه از تحقیر، خلا » بزرگی را در جامعه شکل می دهد که به بحران سرمایه اجتماعی منجر می شود. خطر آخر نیز مربوط به ایجادشدن لشکر بیکاری است. اغلب اعتراض های رادیکال را کسانی ایجاد می کنند که به خانواده، شغل و وطن خود پای بند نیستند و ریسک دادن هزینه و تغییرات بنیادین را قبول می کنند. از اردشیر تا خواجه نظام الملک و بسیاری از متفکران سیاسی همیشه نسبت به جمعیت زیاد بیکاران به حکومت هشدار داده اند.
راهکارهایی که برای سیاست گذاری در حوزه اشتغال می توان مطرح کرد بدین شرح است:
1- علا وه براینکه نمایندگان و سیاستمداران باید به مساله بیکاری توجه کنند و آن را از اصلی ترین مشکلا ت جامعه بدانند و خود نیز تخصص لا زم را داشته باشند احیای بند آمایش سرزمین در ایران اقدامی ضروری است. تازمانی که نگاهی سراسری و رویکردی کلا ن و دیدی ارتباطی در جامعه شکل نگیرد و طراحان و سیاست گذاران نقشه جامع آمایش کشور را در اختیار نداشته باشند خرج بودجه و طراحی سیستم های اقتصادی، بی نتیجه باقی می ماند.
2-امروزه اغلب کشورها و به خصوص ایران بدون ارتباط با دنیای خارج نمی تواند به شکوفایی برسد.
دولت های ملی برای اینکه به صورت خودکفا و منزوی گرایانه مشکلا ت شهروندان خود را حل کنند ناتوان شده اند. افزایش ارتباطات باعث شده است که دولت ها و شهروندان در همه جا به یکدیگر وابسته شوند. توجه به الزامات عصراطلا عات و سیاست گذاری اقتصادی متناسب با جدی گرفتن زندگی در عصر پسامدرن باید مورد توجه قرار گیرد.
3- برای حل مشکل بیکاری چاره ای جز ایجاد یک سیاست خارجی تنش زدا نداریم. سیاست خارجی ای که بتواند تصویری عقلا نی،قابل پیش بینی و صلح طلب از ایران نشان دهد.
4- ایران معادن و سرمایه های طبیعی بسیاری دارد. اما نفت، گاز، انرژی و بسیاری از حوزه های ثروتمند ایران نیاز به تکنولوژی و سرمایه خارجی دارد. اتخاذ سیاست خارجی تنش زدا و رفع موانع ورود سرمایه خارجی باعث می شود بتوانیم از امکانات خود بهره برداری کنیم.اگر در جذب سرمایه و تکنولوژی در این جغرافیای ثروتمند ناتوان بمانیم مثل پیرمرد گدایی می شویم که برروی گنج خود مرده است.
5-ایجاد شدن چهره عقلا نی و قابل پیش بینی و آرام از ایران باعث جذب جهانگرد به ایران می شود. کویر ایران و به خصوص شهرهای تاریخی و مذهبی و همچنین نقاط مختلف شمالی و غربی و... ایران، توان جذب مسافران منطقه ای و خارجی را دارند و ایران سرزمین بکری برای جهانگردان به شمار میآید که حتی با احترام به عرف و قواعد ایران می توانند زمینه های سرمایه ای بالا یی برای مان فراهم سازند.
6-تازمانی که شاهد مهاجرت از روستاها به شهرستانها و از آنجا به مراکز استان و بعد تهران هستیم بیکاری افزایش پیدا می کند. جمعیت زیاد کلا ن شهرها و بخصوص تهران برابر است با نابودی کشاورزی و بخش تولید در ایران. هجوم مردم به شهرها و رویآوردن به مشاغل کاذب و حاشیه نشینی نتیجه تمرکز گرایی بیش از اندازه است. برای ایجاد اشتغال باید امکانات سیاسی و بودجه زیاد تهران و کلا ن شهرها کاملا برعکس از پایین به بالا خرج شود.
7- دولت باید انحصارگری خود را کاهش دهد. بازی دادن مردم و بخش خصوصی و کاهش بدنه دولت و بروکراسی ناکارآمد و تنبل و بی تخصص در ایران باعث افزایش اشتغال می شود. بروکراسی و ساختار دولت بسیار پهناور اغلب مانعی برسر راه تولید است. دولت همیشه کوتاه ترین و توده ای ترین راه را انتخاب می کند.
توجه به نقش شوراها، تمرکز زدایی، آمایش سرزمین، سیاست خارجی تنش زدا، کاهش حجم دولت، توجه به روستاها و بخش های کوچک، حمایت از تولید، جذب سرمایه و تکنولوژی خارجی، تخصص سالا ری و پیوند دولت با مراکز پژوهشی و دانشگاهی همه می تواند بیکاری در ایران را کاهش دهد.