مقاله علمی پژوهشی چاپ شده در فصلنامه پژوهش سیاست نظریhttp://www.sid.ir/fa/VEWSSID/J_pdf/47813900901.pdf

 

 

 

 

حکومت مندی در تاریخ فلسفه سیاسی

روح اله اسلامی[1]

 

چکیده:

این مقاله با مبنا قرار دادن تکنولوژی یعنی عرصه اندیشه عملی و توانایی ناخودآگاهی، بدیهی و حضوری انسان سعی می­کند، سه گونه از حکومتمندی در سیر فلسفه سیاسی ترسیم گردد. حکومتمندی تنظیم رفتار جمعی انسان ها به شیوه مطلوب در امر سیاسی و کاهش احتمال مخاطرات آن و افزایش احتمال سود، لذت و شادی می­باشد. بر این اساس سه نوع آرمانی پدیدار آگاهی سیاسی یعنی متافیزیک، فیزیک و اطلاعات سه عصر را شکل می­دهد. این مقاله سیر اندیشه­ای و عملی به صورت وجه منفی و مثبت سیاست را بررسی کرده و با ارائه بحرانها و گذرها تئوری شانس را معرفی می­کند. اینکه انواع گوناگون حکومتمندی کدامند؟ آیا هیچ قانون خاصی در حکومت مندی­ها به لحاظ تاریخ فلسفه سیاسی وجود دارد؟ تبلور حکومت مندی در سه عصر آگاهی بشر به چه نحوی می­باشد؟ سوالهایی است که در این نوشتار مورد بررسی قرار می­گیرند، تا حکومت مندی از سازه­ی منفی در عصر اطلاعات به تمام حوزه­ی اندیشه سیاسی بسط پیدا کند و در قالب یک تئوری بی طرفانه خود را نمایان سازد.

 

 

 

واژگان کلیدی

حکومتمندی، عصرمتافیزیک، عصرفیزیک، عصراطلاعات، تکنولوژی، شانس

 

 

 

بیان مسئله

این نوشتار به شیوه های گوناگون فکر کردن در مورد حکومت می­پردازد. تاریخ زندگی بشر به لحاظ اندیشه ای که پیرامون محیط انسانی و طبیعی خویش دارد به سه دوره متافیزیک، فیزیک و اطلاعات تقسیم می­شود. در هر یک از این سه قالب کلی یکی از موضوعات بسیار مهم زندگی بشر یعنی سیاست نیز معنی خاص پیدا می­کند. این نوشتار دشواره و مسئله خویش را در میانه ای از فلسفه سیاسی و سیاستگزاری استراتژیک تعریف می­کند. در فلسفه سیاسی سوال های راجع به وجود، معرفت و همینطور غایت تاریخ را کنار می­گذاریم و در سیاست گزاری استراتژیک نیز سوال های اجرایی و مدیریتی به حاشیه می­رانیم. آنچه باقی می­ماند عرصه سیاست به معنایی است که در آن می­توان رفتار جمعی انسان ها و احتمالات زندگی جمعی را به لحاظ عرصه عمومی از دولت تا خانواده و جامعه مدنی تحت کنترل یک قاعده علمی درآورد (پروکاکی،1388: 194).

این قاعده خاص هسته اصلی فلسفه سیاسی یعنی پرسش از مشروعیت سیاسی به معنی شیوه های حکمرانی و نگاه ایجابی به قدرت و شیوه های مقاومت و رویکرد سلبی و انتقادی به قدرت را در خود جای می­دهد. نوشتار پیش رو تنها به تفکرات نوع آرمانی عملی خواهد پرداخت که فاصله عمل و نظر را در یک رویکرد فلسفی، مدیریتی و استراتژیک در زندگی سیاسی روزمره بشر به حداقل رسانیده اند. برای شرح حکومت مندی در سه نوع آرمانی تفکر بشر و درآوردن قاعده خاصی که در این پژوهش نام تکنولوژی را بر آن نهاده­ایم از اسطوره، فلسفه، مذهب و علم در بخش آگاهی عصرها بهره می­بریم. همینطور در بخش سیاست نظری و عملی تاریخ مکتوب و تحولاتی اسلام، ایران و غرب را مورد توجه قرار می­دهیم. شیوه فکر کردن بشر به سیاست و حکومت از یکسو مبنا و فلسفه سیاست را شکل می­دهد و از سوی دیگر در وجه مصلحتی می­تواند زندگی سیاسی بدیهی انگاشته شده او و ناخودآگاه سیاسی قومی باشد که در سازه های جمعی و عرف های عینی خود را نشان می­دهد و در این نوشتار با تفکیک تاریخی و مفهوم پردازی موردی بررسی می­شوند.

 

ادبیات موضوع

نوشتار سبکی تاریخی و پدیداری دارد، بدین­گونه که یک سیر تاریخی در فلسفه سیاسی به همراه رویکردهای گوناگون در مفهوم بندی های جدید علوم سیاسی خود را نمایان می­سازد. به لحاظ درون متنی پژوهشهایی که راجع به حکومت مندی شده است معمولا در درون پارادایم های آگاهی عصر اطلاعات جای می­گیرند. به عنوان مثال می­توان به تحقیق ارزشمند میشل فوکو برای جا انداختن این واژه در پروژه پسامدرنی اندیشه او اشاره کرد، که گونه ای نقد رادیکال بر ضد قدرت بدیهی انگاشته قدرت غربی بود (فوکو،گفتگو: 26). فوکو می­گوید:

"منظور من از حکومت مندی سه چیز است. نخست مجموعه ای از نهادها، روش های تحلیل، تاملات و محاسبه ها و تاکتیک هایی که اعمال این شکل کاملا خاص و هر چیز پیچیده قدرت را امکان پذیر می­کنند. قدرتی که آماج اصلی اش جمعیت، شکل اصلی دانش اش اقتصاد سیاسی و ابزار اصلی تکنیکی اش دستگاه نظارتی است. دوم گرایش حفظ نیرویی که بی­وقفه از دیر باز و در سرتاسر غرب منجر شد به توفق آن نوع قدرتی که می­توان آن را حکومت نامید. توفق رب انواع دیگر قدرت (سلطنتی، انضباطی، ... ) قدرتی که از یکسو منجر شد به تکوین و توسعه مجموعه تمام عیاری از ابزارهای خاص حکومت و از سوی دیگر به تکوین و توسعه مجموعه­ی کاملی از دانش ها. سوم منظور من از حکومت مندی فرایند یا به عبارت بهتر نتیجه­ی فرایندی است که از رهگذر آن دولت عدل قرون وسطی بدل شد به دولت اداری و به تدریج حکومت مند شد (M.Foucawlt, pits et ecrits. V. 111,p:655) (میلر،1382: 236).

فوکو با تبارشناسی روشی و قلمی شاعرانه قدرت شبانی و پلیسی را از وجه یونان و قرون وسطی بیرون آورد و ماهیت قدرت جدید را در قالب حکومت مندی به نقد کشید (Peter,2004: 38). ژیل دلوز نیز تحت تاثیر میشل فوکو با تکمیل کردن پروژه­ی فکری او عبور از قدرت انضباطی به کنترلی را در عصر اطلاعات تحلیل کرد (دلوز،1385: 9). آنچه در این تحلیل ها مشترک است نگاه منفی ناقدانه در وجه اندیشه سیاسی پسامدرن به تحلیل قدرت و حکومت در عصر اطلاعات می­باشد (Lemke,2001: 13)، که وجوه مثبت و رویکردی که قدرت را در شکل سازنده، عینی، و اثربخش در جامعه قلمداد کند در تحلیل ها مشاهده نمی­شود. بعدها پروژه حکومت مندی توسط نئومارکسیست های قرن بیست و یکم یعنی نگری و هارت دنبال گردید و آنان در نوشته های خویش به نام های انبوه خلق و امپراتوری به نقد رادیکال سرمایه داری اطلاعاتی پرداختند و از نیروهای جدیدی که در عصر اطلاعات با امکانات جدید تکنولوژیک می­توانند طرحی از مقاومت های ریز قدرت را در برابر هژمونی سرمایه داری بریزند و مبارزه ای جهانی را علیه نظم موجود شکل دهند (دلوز،1385: 17). متفکرانی همانند روزنا، نای، میرشایمر، روزکرانس (Griffits,2009: 114-123 )... نیز در عرصه روابط بین الملل قدرت مجازی و حکومت مندی جدید در عصر اطلاعات را مورد بررسی قرار داده اند و در تحلیل های خود به مواردی چون جنبش های جدید، سازمان های مجازی، دولت های مجازی، دیپلماسی دیجیتالی و .... پرداخته اند که گونه های فرصت ساز تصویر قدرت در عصر اطلاعات می­باشد.  

اغلب نوشته های راجع به حکومت مندی تنها به تحلیل قدرت در عصر اطلاعات می­پردازند و موضوع حکومتمندی را در اندیشه، فلسفه، جامعه شناسی و علوم سیاسی قرن بیستم موضوع بندی انتقادی می­کنند. موضوعاتی شامل؛ قدرت های ریز جدید نهفته در زبان و امر جنسی، جنبش های جدید همانند سبزها، زنان، قومیت ها، سازمان های مجازی، دیپلماسی های رو به رشد اطلاعاتی، جنگ های مجازی، انقلاب های نرم، مهندسی ژنتیک سیاسی، دموکراسی و جامعه مدنی سایبر، دولت های کنترلی و انضباطی سراسر بین و .... همه شیوه جدید حکومت مندی و کنترل رفتار آدمی در عرصه سیاسی می­باشدکه مورد تحقیق قرار گرفته اند (کیت نش،1388). شیوه اندیشه حکومت مندی خود گونه ای از پدیدار فلسفه سیاسی است که در گذشته نیز در حوزه های نگاه سلبی و ایجابی به امر سیاسی در فلسفه سیاسی قابل بررسی بوده است. اینکه حکومت چگونه باید قدرت خویش را اعمال کند؟ و مردم چگونه بر حکومت خویش تاثیر دارند؟ مشروعیت دولت از کجا تامین می­شود؟ و حق مخالفت تا کجاها مورد قبول است؟ در آثار متفکران بزرگی چون افلاطون، ارسطو، ماکیاول، هابز، مارکس، وبر، هابرماس و ... مورد بررسی و انتقاد قرار گرفته است. نوشتار حاضر از تمام این ادبیات موجود ارزشمند بهره می­گیرد و موضوع حکومت مندی را در سه قالب متافیزیکی، فیزیکی و اطلاعاتی در یک سیر تاریخ فلسفه سیاسی مورد واکاوی قرار می­دهد. سپس با وجوه نوع آرمانی و نگاه های پدیداری منفی و مثبت به صورت ایجاد بحران ها و سیر مرحله به مرحله بعدی و درآوردن یک قانون کلی به مفهوم پردازی در قالب پتانسیل واژگانی علوم سیاسی خواهیم پرداخت و تئوری شانس را در نتیجه گیری به عنوان برآیند کار شرح می­دهیم.

 

اهمیت و اهداف تحقیق

نوشتار به چند جهت دارای اهمیت می­باشد. اول اینکه، حکومت مندی را از وجه منفی عصر اطلاعات بیرون می­کشد و آنرا در یک سیر تاریخ اندیشه سیاسی در شرق و غرب بررسی می­کند. دوم اینکه با کاستن و حذف وجوه وجودشناسی و فلسفی محض اندیشه سیاسی نگاهی میانه و رویکردی اعتدالی به حکومت مندی به همراه عناصر سلبی و ایجابی قدرت می­اندازد که سابقه ندارد. سوم اینکه دو تئوری جدید در این پژوهش وجود دارد که برای اولین بار مطرح می­شوند. تئوری اول تکنولوژی را پایه فلسفه سیاسی می­گذارد؛ بدین صورت که میانه ساختار  و کارگزار در وجهی مطرح می­شود که نه اقتصاد و ساختار عینی و نه کارگزار و اندیشه کیفی، فردی به نحو انحصاری تاثیرگذار بر تحولات سیاسی نیستند و عرصه سیاست را شکل نمی­دهند. آنچه سیر تحولات سیاسی را رقم می­زند تکنولوژی است، که خود را در مبانی اندیشه سیاسی به صورت تکنولوژی های قدرت مطرح می­سازد. تئوری دوم آوردن قانون کیفی برای تحولات سیاسی و نشان دادن وجوه آرمانی مثبت و منفی در حکومت مندی های گوناگون می باشد. سوق دادن حکومت مندی ها در محیط های زوالی و پر شدن مجدد آنومی آنها توسط تکنولوژی های جدیدی است که مشروعیت های جدید خلق می­کنند. تئوری شانس که بر منطق ساختار، کارگزاری تکنولوژی های قدرت در هر عصر مطرح می­شود به صورت نتیجه گیری می­آید. به طور خلاصه می­توان گفت نوشتار حاضر چهار هدف عمده دارد که عبارتند از:

الف- اصلاح، تکمیل و گسترش رویکردهای موجود در عصر اطلاعات راجع به حکومت مندی.

ب- سوق دادن و ترسیم خطی از سیر حکومت مندی در تاریخ فلسفه سیاسی به همراه تاکید بر وجوه دوگانه قدرت.

ج- ارائه سه مدل و نمونه آرمانی از فکر بشر و قرار دادن حکومت مندی در آنها به صورت مبنا قرار دادن تکنولوژی.

د- ترسیم غایت امر سیاسی در سه نوع آرمانی و ارائه تئوری شانس برای ترسیم نحوه بحران ها و زوال های حکومت مندی.

 

روش پژوهش

جمع آوری اطلاعات این نوشتار بر اساس مشاهده، تجربه بروکراسی سیستم های مکانیکی و اطلاعاتی و همین طور تجربه امر سیاسی در جوامع قبیله ای و سنتی است. بعد از رجوع به متفکران اندیشه سیاسی، جامعه شناسی سیاسی، سیاست گزاری و علوم ارتباطات در مورد نحوه کنترل و سامان مندی زندگی سیاسی به عنوان مبنا قرار می­گیرد. روش ظاهری تحقیق ارئه سیر قانونی و علمی در علم سیاست بر موضوع حکومت مندی می­باشد، تا دو تئوری خود را مورد واکاوی قرار دهیم. جهت گیری فکری نوشتار گونه ای از محافظه کاری عمل گرایانه است که از حوزه های اندرزنامه نویسی خواجه نظام الملک، سعدی و فلسفه زبانی ویتگنشتاین و حتی حوزه روابط تولیدی مارکس مفهوم ها رفته شده اند و در تمام موارد سعی بر آن است تا رابطه میان عین ، ذهن و عمل ، نظر به حداقل خود برسد (روبینشتاین،1386: 324) و مصلحتی واقع گرایانه که در روش تکنولوژی و موضوع حکومت مندی جود دارد نمایان شود (Lenk,2009: 8 ).

واژه های زیادی را با جوهای فکری گوناگون از متفکرانی چون بودریار، دلوز، فوکو، فارابی، سعدی، ماکیاول، هابرماس و ... وام گرفته ایم. نوشتار به لحاظ محتوایی محافظه کار عملی است و به لحاظ درونی و تقسیم بندی ظاهری نوع آرمانی و پدیداری می­باشد. واژگان بروکراسی، دولت الکترونیک، قدرت خودتنظیم گر، انقیادنرم، حکومت مندی اطلاعاتی، بروکراسی دیجیتالی، هژمون فرهنگی و قدرت های زیستی را از متفکران رادیکال جدید و فیلسوفان و جامعه شناسان سیاسی وام گرفته ایم که در نوشتار آنها را به صورت منظم و پدیداری در نوع آرمان های گوناگون دسته بندی می­کنیم. این نوشتار خود روشی درونی دارد که نانوشته متن می­باشد که شاید در اثر نقدهای فراوان و پژوهش های دیگر بتواند به هدف خود که تبدیل شدن به روش علمی است دست پیدا کند. ساختار ظاهری نوشتار به صورت زیر می­باشد:

الف-حکومت مندی در عصر متافیزیک (اسطوره، فلسفه، مذهب)........... کیفی کارگزاری.

ب-حکومت مندی در عصر فیزیک (علم مکانیک) ............................... میانه بروکراتیک.

ج- حکومت مندی در عصر اطلاعات (علم کوانتوم) ............ اطلاعاتی، سازه ای، هوشمند.

نتیجه گیری: (تداوم گسست دار، مبنا بودن تکنولوژی در فلسفه سیاسی، تئوری شانس) .

 

حکومت مندی در عصر متافیزیک

متافیزیک نوعی لوگوس است که تحول، سیلان و جریان نسبی فکر آدمی را با فریب های زبانی گوناگون و ایجاد نقطه های مرکزی بنیادین به نحو نادیدنی به تصرف خود می­کشاند و امنیت دهی را به نحو استراتژیک و عموما ناخودآگاهی دنبال می­کند. متافیزیک فرای دنیای فیزیکی و ملموس است. پدیدار خدا، روح، فرشته، حقیقت، خوبی ها، اخلاق و ... در حیطه توصیفی و تحلیلی تفکر متافیزیک قرار می­گیرند. عصر متافیزیک با سه حوزه درونی اسطوره، فلسفه و مذهب مشخص می­شود. مبناهای سفسطه ای، زبانی، وحیانی، قدسی و نیروهای فرا انسانی و حتی طبیعی ای که مشغولیت هرج و مرج آدمی را در پرتو ناملایمات گوناگون رام می­کردند و به امیدی دوباره ، زندگی جدیدی را با اخلاق، مذهب و قداست های بی چون و چرا نوید می­دهند. متافیزیک از عمر چند هزار ساله بشری بجز نیم قرن اخیر همه آنرا اشغال کرده است و هنوز هم بسیاری از افکار و آرمان های بشر متافیزیکی است (راسل،1351: 42).

اندیشه سیاسی در قالب سامان دهی امر سیاسی و نشانه روی حکومت مندی در عصر متافیزیک جلوه هایی کیفی و ماورایی به خود می­گیرد. فکر متافیزیکی در عرصه سیاست در قالب اسطوره سیاسی، فقه سیاسی، فلسفه سیاسی، حکمت سیاسی، عرفان سیاسی و اندرزنامه سیاسی خود را نمایان می­سازد. آثار اندیشمندانی چون افلاطون، فارابی، ارسطو، فردوسی، سعدی، آگوستین، علامه مجلسی، غزالی و ابن رشد و ... در قلمرو عصر متافیزیک قرار می­گیرند. عصر متافیزیک تاریخ، زمان و مکان خاصی ندارد و پتانسیل خود را در صورت سامانه های طبیعی و انسانی با فرا رسیدن عصر فیزیک و اطلاعات از دست داده است و به صورت عرف، ناخودآگاه، استفاده ابزاری و نمادین و حتی ناخودآگاه خود را در ارتباطات انسانی نشان می­دهد و با وجود نقش حاشیه­ای به صورت سازه ای هنوز نقشی قدرتمند در سامان مند کردن زندگی سیاسی بشر بازی می­کند.

عصر متافیزیک به لحاظ عنصر کاربردی، تکیه بر سخن و برآمدن آن به صورت سازه ای را عرضه می­کند. گفتار به لحاظ قداست و پدیدارهای آداب و رسوم عرفی ترتیبات نقشی را بر خود حمل می­کند که سامانه­ی اجتماعی را نظم می­بخشد. عرصه­ی طبیعی به صورت بسیار ابتدایی و اغلب با تکنولوژی های دستی و ابتدایی بسیار ساده ، تک نفره ، همگن و برگرفته از متن طبیعت پیرامون خویش از خاک و گل و چوب و آتش و ... در ساختاری قبیله ای یا روستایی مورد استفاده قرار می­گرفت و وجوه خطرناک آن نیز به تقدیر، دعا و نیایش واگذاشته می­شد. عصر متافیزیک فقط ساختاری استبدادی و یک دست نداشت، بلکه در جوامع بسیاری سنت، اجماع و شورا را نیز در شکل قبیله ای و حتی شهری تجربه کرد (اباذری،1377: 247). اسطوره ها، فلسفه ها و مذاهب گوناگون در شکل دهی عملی عرصه سیاسی حکومت مندی بسیار کیفی و هنجاری را خلق کردند (یونسی،1387: 58). حکومت مندی در این عصر سیاست را در اشکال پدرشاهی یا روحانی سالاری و حتی نظام های شورایی قبیله ای سرو سامان می­داد. افلاطون، آگوستین و علامه مجلسی هیچ یک خیال پردازان آرمانی نبودند بلکه همه آنها در زمین و جامعه عینی خویش فکر می­کردند اما الزامات و محدودیت های تکنولوژیک عصر متافیزیک ساختار فکر آنها را چنین ساخته است. آنان واقع گرایانی بودند که در متن و زمینه اجتماعی سیاسی جامعه خویش با توجه به دستاوردهای علمی و تکنولوژیک عقلانیت روزگار خویش قدرت را بر وجهی سلبی و ایجابی نظام مند کردند. عصر متافیزیک ساختار حکومت مندی را بر اصول وجودشناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و فلسفه تاریخ غایی می­کشاند و نحوه اجرایی و عملی سیاست را یا به نحو انکاری بی سیاست می­کند و یا در بهترین حالت حکومت مندی ای هنجاری و کیفی رسم می­کند. عرف ها، عادت ها و حتی دعاها و مراسم در پدیدار واقعی متافیزیک قدرتی داشتند که برای مردمانی که در آن زیست جهان بودند واقعیت و حقیقت غیر قابل انکاری تلقی می­شدند.

اسطوره ها رد عصر متافیزیک آنقدر روایی و حماسی می­شوند که کمتر متفکری عمل حکومت مندی را جدی می­گیرد. زیرا تنها به جمع آوری سخن های آرمانی و ذخیره های سنتی از پیشینیان خود مشغولند که در قالب حاشیه نویسی حکومت مندی را در فلسفه، مذهب و حکمت های زیبا و پیچیده شکل می­دهند. مبانی نقطه ای در اندیشه ایرانی، چرخش زمین و آسمان و نظم طبیعی و انسانی است که "فره" نام دارد و عامل اساسی آن شاه باستانی ایرانشهری است (حلبی،1381: 473). در اندیشه شیعی و تداوم خرد ایرانی مفهوم عصمت نیز در بررسی ساختار علمی بازدارنگی قدرت های موجود بود به لحاط نقد و اعتراض پی در پی به وضع استبدادی و فاسد غیر قابل مهار که خود را در نمونه های آرمانی و کاملی به صورت تداوم ارثی نورانیت شاکله بندی می­کرد. این وجه خود را در انتقال از الاهیات سیاسی به فلسفه سیاسی در صورت فضیلت هایی همانند عدالت و عقلانیت بازسازی می­کرد. حکومت مندی یعنی حفظ کاست ها و طبقه های جامعه به لحاظ امنیت دهی هر چند ظالمانه به ذهنیت مردم و راضی نگه داشتن آنها که این استراتژی تقدیر گرایانه (حافظ،1379: 365) ضد سیاست که در کاست بالایی و هرم بالایی جامعه کاربرد علمی آنهم به وجه تئوریک پیدا می­کند، وظیفه فلسفه و اندیشه سیاسی متافیزیکی است. جامعه شناسی سیاسی عصر متافیزیکی بر همبستگی و حفظ وحدت می­باشد (فارابی،1955: 83). یکدستی که باید ناخودآگاه قومی جمع را زنده کند و ساختار بدیهی انگاشته آن را با حفظ خطوط قرمز بازتولید نماید. همه­ی امور ایدئولوژیک و نادیده، قدرتی ساختاری دارند که زیستن در آن ها می­تواند تحمیل شدگی و انقیاد جمعی تاریخی را به نحو عینی نمایان سازد. سعدی جامعه مردمان عصر خویش را به صبر و تحمل و نوید جهان دیگر فرا می­خواند و پادشاهان را اندرز طبیعی و ایران باستانی  می­دهد، تا عبرت بگیرد و عدالت و فضیلت را در اخلاقی متافیزیکی که به مصلحت نزدیک است در جامعه رعایت گردد.تربیت مخصوص شاهزادگان است و علم از حکومت جدا و دنیا محل عبور و گذر و آرمانی در پایان تاریخ است. سیاست در شخص شاه و حکومت مندی در کیفیت زندگی جمع می­شود. نصیحت پادشاهان کردن کسی را مسلم بود که بیم سر ندارد یا امید زر (سعدی،1379: 252). 

نوع آرمانی حکومت مندی متافیزیک در فردی صالح و نیک جمع می­شود که اخلاقی است و اشتباه نمی­کند. در جامعه شناسی سیاسی به او پدرشاهی و در فلسفه سیاسی او را فیلسوف شاه می­دانند. دیکتاتور صالح یعنی فردی که حکومت مترقی­ای در جهت توسعه ملی و پیشرفت کشورش طراحی کرده است. حرکت از اندیشه به عمل وجوه منفی حکومت مندی متافیزیک را در قالب استبداد، ترور، ریاکاری، قتل عام مردم و حاکم کردن یک طبقه به صورت تجمع قدرت در یک کاست خشونت گرا یا فریب زننده در تاریخ به ثبت رسانده است (بوشه،1385: 251). حکومت مندی متافیزیکی در قالب اندیشه ای تولید می­شود کهبه ناچار فردی و کیفی شده است و بزرگترین هدف آن در عرصه سیاسی با توجه به محدودیت هایش اندرز دادن به سلطان بر اساس مبانی، عقلی و نقلی است تا او را بترسانند و راه و سلوک کشورداری را به او بیاموزند. از اندیشه آرمانی مدینه فاضله فارابی تا اندرزهای مصلحتی خواجه نظام الملک و حتی جمهور افلاطون بر این سبک نوشته شده اند که فضایی را که در آن در حال زیست می­باشند، با آلترناتیوی از ممکنات برحق ترین مشروعیت سیاسی به صورت کنترل جمعی و حفظ نظم پاس دارند.  این گونه از حکومت مندیعلاوه بر معیشت و نظم دنیوی، نظم معنوی و حقیقت غیرفیزیکی را نیز در خود رعایت می­کند. اعمال قدرت حکومت مندی متافیزیک، مطلقه است، مردم یا اعضای قبیله و طائفه اند و یا رعیت کشور و در نوع جدید خوانش توده ای همبسته در مقابل دشمنان داخلی و خارجی  که همیشه سیاست عملی را با وحدتی ضد فردانیت و تکثر نشانه روی ­می­کنند. مقابله و رام کردن انسانی و طبیعی با اندرز در قالب ترسیم ویژگی های رهبری و شکل سالم و طبیعی هرم حاکمیت شروع می­شود و با اخلاقیات مذهبی، طبیعی و فلسفی به صورت جبری به دست مردم می­آید. تاریخ بزرگترین بحران و علم و تکنولوژی زوال حکومت مندی متافیزیک به حساب می­آیند، که اغلب آن ار به صورت مشروط، محدود و ویترینی و یا نمادین در می­آورند.

حکومت مندی در عصر فیزیک

جریان مشاهده، تجربه کردن و شهود رسیدن به قانون کلی و عامی که بتواند موضوع مورد مطالعه خویش را پیش بینی کند (تاماس،1380: 80) همیشه در همه­ی جوهای آگاهی بشر وجود داشته است. اما آنچه نام نوگرایی را بر قرون جدید از رنسانس به بعد با واژگان روشی علمی می­گزارد نوعی امکانیت است که امید ها و آرزوهای بشر را در زمین با قدرت ذهن خویش و بدور از ماورائ های مایوسانه و طغیانی برآورده می­سازد. بشر امور محسوس را می­نگرد و کم تر شعر و افسانه را با آگاهی واقعی همدم می­سازد و این امکانیت را تکنولوژی های عصر فیزیک فراهم کرد (راسل،1351: 52). فیزیک علم دقیق، قطعی و روش ریاضی گونه ای داشت که به دور از کیفیت های رازورزانه می­توانست محیط های انسانی و طبیعی را به نحو واقع گرایانه از شرهایی همانند سیل، زلزله، خشکسالی، وبا، طاعون، جنگ، شورش، انقلاب، کشتار و ... برهاند و به صلح، آزادی، رفاه، شادی و سلامتی و ... نزدیک تر سازد. علم نه تنها یک معرفت و ارائه یک حقیقت که گونه ای روش زندگی و جهان بینی است که جهان زیست عصر فیزیک را شکل داده است (Lenk,2009: 3). عصر فیزیک از رنه دکارت،  فرانسیس بیکن، دیوید هیوم در معرفت بشری آغاز می­شود و تا قدرت داشتن سامانه فیزیک مکانیکی نیوتنی ادامه دارد که حوزه مدرنیته را شکل می­دهد (گیدنز،1387: 156). تطابق عینیت بر ذهنیت در عصر فیزیک بر اصول بدیهی مشاهده، تجربه و قانون علمی استوار شده بود. بشر همه چیز را برای شادی، رفاه، لذت بیشتر و دوری از غم، رنج و عذاب به سلطه و محدوده عقلانیت خویش درمی­آورد (جهانگیری،1376: 177). احساسات موجود در طبیعت و در ذات انسان ها همانند سیلی هستند که باید توسط منطق ریاضی گونه منظم و چارچوب دار بشر رام گردند (فروند،1372: 62) تا او بتواند سامان آرامش دار و امنیت وار زندگی جمعی زمینی خود را در عصر فیزیک پی ریزی نماید. 

حکومت مندی د عصر فیزیک از حالت کیفی، کارگزاری و هنجاری خارج شده و با مبانی فلسفه طبیعی و مکانیکی به سمت بایدها و هست های جامعه شناسی سیاسی حرکت می­کند. از اندرزهای واقع گرای دنیوی ماکیاول تا لوگوس مدرن و مکانیکی لویتان و اندیشه قرارداد اجتماعی لاک و روسو و سرانجام اندیشه های جامعه شناسانه مارکس، نیچه، دورکهایم، وبر، هابرماس و گیدنز در این جهان زیست جای می­گیرند. برای اولین بار در عصر فیزیک، حکومت مندی یعنی هنر حکومت کردن و اندیشیدن راجع به سیاست معنی پیدا می­کند و چرا که سیاست از کاست و هرم رهبران به سوی مردم، رعیت، توده اما به نام شهروند کشیده می­شود. تفکیک ذاتی حوزه ها و تخصصی شدن مداوم شاخه های درونی و در یک تقسیم بندی کلی جدایی امور معیشتی، زیبایی، اخلاقی، قدسی و .... از یکدیگر در عصر فیزیک به بشر اجازه تنفس فارغ از سایه سنگین یک کلان روایت را داد. تفکیک حوزه قداست ها و معنویات از حوزه معیشت در مسیحیت خود را به صورت شاه مطلق در دعوای امپراطور و پاپ نشان داد و حکومت مندی به سبک دولت ملی، شهروندان، قرارداد اجتماعی را در فلسفه سیاسی ایجاد نمود. شاید تحلیل متفکران پسامدرن درست باشد که حکومت مندی جدید نیز ساختاری مراقبتی و شبانی دارد، اما سیاست تنبیهی و تعذیبی ای که بدن ها را با تکه تکه کردن به انقیاد رعیت وار خود در می­آورد کجا و سیاست انضباطی ای که با علوم و دانش های تکنولوژیک جدید انسان ها خود را به بازی می­گیرند (فوکو،1387 :196) کجا؟   

حکومت مندی عصر فیزیک در وجه ایجابی خود شهروندان درون مرزهای ملی را فارغ از نژاد، مذهب، رنگ، جنسیت و ... برابر قلمداد کرد و دولتی را با قرارداد اجتماعی به گونه های مختلف از جمهوری تا دموکراسی های نمایندگی بر آنها حاکم کرد، که این مشروعیت، غایت خود را در نظم، امنیت، رفاه و شادی مدام بازتولید می­کند، که به دور از انگیزه های فردی و کیفیت رهبری در پندنامه های کیفی، کارگزاری عصر متافیزیک می­باشد. وجه مهم به علت جبرگرایی موجود مبتنی بر قدرت مندی امور پیش بینی ناپذیر شاید به سمتی برود که هنوز نتوانسته است مرگ را رام کند. بشر هنوز در عذاب بخاطر جنگ ها و مریضی ها باشد، اما ساختارهای بروکراتیک اساس حکومت مندی مدیریت علمی عصر فیزیک می­باشند. بروکراسی حالتی میانی از ساختار، کارگزار می­باشد که در آن سلسله مراتب نهادی خارج از اراده و اختیار انسان به صورت روابط غیرمستقیم و با واسطه های رسمی از روابط چهره به چهره شکل می­گیرد، تا در غیاب انسان، قانون و عرف های جمعی زندگی اجتماعی سیاسی انسان ها را بی­طرفانه مبنادار کند (پالومبو،1388: 180). ماکس وبر ویژگی هایی را برای بروکراسی نام می­برد که عبارتند از: سلسله مراتب دفتری، تخصصی شدن وظایف، کار حرفه ای به همراه امنیت حقوق و مزایا، یکنواختی قوانین، نظم غیرشخصی، صلاحیت در تخصص ها و انضباط کاری به همراه کنترل ساختاری (بوشه،1385: 510-512). اصل تفکیک قوا سه قوه­ی قانون گزار، اجرائیه و قضائیه را دور از هم شکل می­دهد، تا بخش های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی جامعه را به نحو مطلوب و کارآمد اداره گردد. اداره و بروکراسی تئوری سیاست گزاری عصر فیزیک است. ارگان هایی که تبلور سیاست را از تاج، تخت، دربار، شمشیر و ... به نهادی قانونی و شفاف برمی­گردانند تا با زبانی علمی و قابل اعتماد شهروندان را در سازه مشروعتی قابل اشاره و قابل پاسخ گویی قرار دهند. در پرتو این تحول سیاست بر ضمانت اجراهای واقعی، عینی و جمعی مجهز می­شود که دیگر در دست دلبخاهانه انسان ها نیست و بشر خود در درون ساختارهایی گیر می­افتد که با اقتدار عقلانی و قراردادی خویش شکل گرفته است. حکومت مندی بروکراتیک در عصر فیزیک همانند سازو کار منظم یک ماشین قابل پیش بینی می­شود و انسان هایی که مورد مخاطب آن قرار می­گیرند، قواعد عرف و سازوکار یک ماشین سیاسی کارآمد و مفید را جویا می­شوند، که نحوه طراحی تا پیاده شدن، اجرا و ارزیابی و اصلاح این فرایند را متخصصان علوم انسانی در رشته های گوناگون بر عهده می­گیرند. درجه بندی و ارزیابی حکومت مندی بروکراتیک به نحو ملموس با اعداد و ارقام ریاضی و قواعد مدیریت و حسابداری انجام می­پذیرد. در وجه مدنی نیز قدرت به سبکی سلبی به نمایش گذاشته می­شود، جایی که جامعه مدنی شکل می­گیرد و با اعتقاد به حقوق بشر برای انسان های دارای حق زیستن شهروندی، حق بیان و آزادی های مشروع انتقادی در چارچوب قانون اساسی برآمده از دولت ملی و قرارداد اجتماعی سامانه حکومت مندی عصر فیزیک را تکمیل می­کند. شهروندان دارای حق و حقوق مشارکت در امر سیاست می­شوند و می­توانند حزب، صنف، روزنامه، رادیو و تلوزیون، سایت و ... داشته باشند و با انتقادها، تجمعات، تحصن ها و تظاهرات ها پاسبان دولت و قدرت مشروع خود می­باشند.

حکومت مندی عصر فیزیک خود را به صورت گونه های مثبت جمهوری خواهی و حکومت شهروندان دموکراتیک و همینطور دموکراسی های نمایندگی نشان داده است. البته برخی مواقع هم بخاطر افراط کاری های علمی در زدودن سنت ها و یا طغیان های قومی و ملی به سمت آرمان هایی چون فاشیسم و کمونیسم حرکت کرده است. حکومت مندی عصر فیزیک بعلت داشتن خاصیت بازاندیشی مداوم و سوژه­گی یعنی خودآگاهی ذاتی مورد نقدهای بسیاری قرار گرفته است. در معرض دید واقع شدن وآشکارشدگی شفاف مدرنیته باعث شده است، این گونه از حکومت مندی توسط روسو، کانت از زاویه دید احساس، عاطفه و اخلاق توسط مارکس و چپ گرایان از زاویه نداشتن عدالت و اخلاق انسانی و از سوی دورکهایم به آنومی و ایجاد بحران های متوالی محکوم ­شود. وبر تحلیل قفس آهنین را از بروکراسی ارئه می­دهد و هابرماس کنش ابزاری غیرتعاملی ارتباطی آنرا نقد می­کند (هابرماس،1384:415). اندیشه فروید، نیچه و مارکس عقلانیت حکومت مندی فیزیک را به نقد رادیکال کشاندند و با اخلاق های آرمانی و ساختارشکنانه در هنجار، خستگی روزمره­ی این نوع حکمرانی را به پوچ گرایی، نسبی گرایی، سنت ستیزی و ضد اخلاق گرایی و حتی ضد انسانی محکوم کردند (گیدنز،1387: 386).

در نتیجه باید گفت این گونه حکومت مندی اندیشه ای میانه با تبلور بروکراسی سازمانی بود، که شیوه رفتار انسان ها را به روشی کارکردی و سیستمی در سازمان ها و نهادهای گوناگون تنظیم می­کرد. بروز کیفیات کارگزاری و روابط رو در روی انسانی باعث ایجاد سازه های قدرتمندی می­شود که نوسان این حکومت مندی را از حالت ساختاری می­انداخت و به بحران های متوالی نزدیک می­ساخت.

 

حکومت مندی عصر اطلاعات

با غالب شدن پارادایم کوانتوم در فیزیک (پوپر،1384: 268) و اهمیت پیدا کردن سوژه های کلی، تاریخی،  برساخته، تدریجی و باز شدن تحلیل های سازه ای و هویتی در علوم انسانی به همراه مباحث زبان شناسی فلسفه قاره ای، عصر اطلاعات به لحاظ مبانی فلسفی در حال شکل گیری بود. ساختارگرایان، پدیدارشناسان، سازه انگاران و در آخر پسامدرن ها به طریق گوناگون بر تفکرات سنتی و مدرن نقدهای رادیکال وارد کردند (ساراپ،1382: 126). تحلیل گران منتظر بودند تا روابط جدید انسان با طبیعت و جامعه خویش ایجاد گردد. این آرزو با فروپاشی شوروی و حاکم شدن تکنولوژی اطلاعات و آغاز علوم، فنون و انرژی های جدید به تحقق خویش نزدیک گردید. خط فکری در قرن بیستم از همان اول، امواج عصر اطلاعات را با خود داشت. از سال 1990 به بعد به لحاظ ابزاری و تکنولوژی امکانیت این اندیشه بیشتر شد. فراگیر شدن کامپیوتر و شبکه های مجازی و حاکم شدن منطق اعداد به نحو رادیکال و وصل شدن انسان های سراسر کره زمین به یکدیگر در فضای مجازی و بمب باران اطلاعاتی که از سوی انسان ها و جماعت های ملی، فروملی و فراملی آغاز شده بود، زندگی بشر را از دوگانگی ذهنیت و عینیت عصر فیزیک جدا کرد و با از جای خود کندگی رادیکال پسامدرنیته آنها در یک هویت و روابط جدید اجتماعی در فضاهای مجازی عصر اطلاعات قرار داد. در عصر اطلاعات فکر و ذهن بشر با حالتی کنشگرانه و جمعی در حیطه­ی عملی نامحدود با نزدیکی زیاد و بدون محدودیت مکانی و زمانی و تا حدی دور زدن ساختارهای قدرت عریان بودگی رادیکال خود را به نحوی شگفت انگیز نشان داد. اکنون ابتدای عصر اطلاعات در قرن بیست و یکم می­باشد و بشریت در آستانه­ی دنیایی جدید از توانایی های بالقوه خویش ایستاده است.

امکانیت های عصر اطلاعات برای حکومت مندی به صورت سازه ای و هوشمند تبلور پیدا می­کند. در عصر مکانیک و فیزیک، بروکراسی میانه ای از ساختار، کارگزار بود، که هنوز دوگانگی عین و ذهن را درون خود داشت. در عصر اطلاعات محوریت با فضایی فرای زمان و مکان مکانیکی شده است تا در دنیای مجازی برای خود سازه ای قدرتمند و هویتی را شکل دهد، که می­تواند ابزار، جهان زیست و اندیشه­ی رو به رشدی را در جهت سلبی و ایجابی قدرت ایجاد نماید (Lagendjik,2009:3). در جنبه ایجابی دولت الکترونیک ایجاد می­گردد. اطلاعات تفکیکی، تخصص و به روز شده ای که سازه دولت مجازی را شکل می­دهد، تا آنرا از نهادگرایی سازمانی و کاغذبازی فسادآوری که می­بایست با فرهنگ سازمانی اصلاح شود، دور می­سازد. بر این اساس خدمات دولت هر روزه، به صورت آن لاین و بیست  چهارساعته می­باشد. شهروندان به نحو دائمی دولت را در دسترس می­یابند و تقاضاها را بدون روابط کیفی چهره به چهره مطرح می­کنند. تمام کیفیت گرایی که در اندیشه­ی اندرزی و حتی اخلاقی متافیزیک و علم فیزیک بود در عصر اطلاعات جایش را به حوزه­ی مجازی می­دهد که تا حد ممکن بشر را در روابط برابری قرار می­دهد که در آن نژاد، جنسیت، مذهب و ... بی معناست. تخصص کارکردی به لحاظ دانستن کار ابزاری و دادن طرح ها و مدل های خلاق کاربرد پیدا می­کند. سیاست علاوه بر کارآمدی مجازی دولت الکترونی در داخل، به صورت دیپلماسی نزدیک مجازی و شفاف با جهان خارج خود را با سرعت، دقت و روزآمدتری دگرگون می­سازد. دیپلماسی الکترونیکی و اطلاعاتی کشورها را با شهروندان، سازمان ها و دولت ها­ی بیرون از مرزها مرتبط می­کند. از سوی دیگر ایجاد کردن امنیت و ادره جنگ ها خود را در شکل قدرت نرم و رسانه ای، دیجیتالی بازتولید می­کند. سامانه های اطلاعاتی که به نحو هجومی و خارق العاده فضای کشورها را درمی­نوردد.

حکومت مندی در عصر اطلاعات خود را به ریزترین شکل قدرت در همه ابعاد زندگی جاری می­سازد. شهروندان توانایی فرا رفتن از مرزهای ملی پیدا می­کنند و در فرایند جهانی شدن قرار می­گیرند که استانداردهای بین المللی قراردادی بر آنها حکم فرماست. از وجه انتقادی به قدرت نیز شهروندان جهانی با حجم انبوهی از اطلاعات مواجه می شوند. حکومت مندی در قالب پاسداشت و تنظیم رفتار سیاسی، اجتماعی شهروندان به نحو انتقادی از ابزارهای تکنولوژیک تلفن، تلوزیون و ماهواره که سلوکی استبدادی و جهان زیستی احمقانه و یک طرفه داشت به سمت موبایل، اینترنت که توانایی مشارکت بالفعل بالاتر  و شعور مدنیت بالاتری هستند حرکت کرده است. شهروندان همه عکاس، روزنامه نگار و مفسران محیط اطراف خود هستند. هیچ واقعه و رویدادی از چشم آنها مخفی نمی­ماند و اطلاعات از دست مراکز قدرت سیاسی و اقتصادی به حالت پخش غیر متمرکز در میان مردم افتاده است. شهروندان فعالان جذاب و تنوع خواه جامعه مدنی جهانی شده اندکه فرایند جمع آوری، ارزیابی و انتقاد اطلاع رسانی را چندطرفه، انتقادی و مدام در حال تغییر و اصلاح کرده اند. کامپیوترهای وصل به اینترنت و موبایل های پیشرفته می­توانند دموکراسی مستقیم دیجیتالی را به صورت انتخاب نماینده، پرسش کردن، زیر سوال بردن و دادن طرح به دولتمردان ممکن سازند. شهروندان نیاز چندانی به حضور واقعی در حزب، صنف و دولت برای اجرای سیاست ندارند، چراکه از طریق امکانات جدید تکنولوژی اطلاعات هر شهروند با داشتن ذره ای مسئولیت و تعهد می­تواند عرصه سیاست را تغییر دهد. بازی های زبانی و دال های نمادین در حوزه سایبر با کمی خلاقیت می­توانند اثرگذاری زیادی بر سیاست داشته باشند چراکه زبان، نمادها، تصاویر و اساسا فکر در عصر اطلاعات سیاست است. ویژگی­ای که باید برای حکومت مندی در عصر اطلاعات نام ببریم عبارتست از: زبانی، سازه ای، هوشمند.

عمده مباحث حکومت مندی در موضع فلسفه سیاسی جدید در عصر اطلاعات تحلیل شده است. از رویکرد انقادی که عمده ترین موضوع رساله ها، کنفرانس ها و تحلیل ها راجع به حکومت مندی است، چنین بحث می­شود که حکومت مندی گونه ای قدرت شبانی است. قدرتی که در تمام امور زندگی انسان به نام مصلحت های علمی مداخله می­کند. ایجاد شدن جامعه انضباطی و کنترلی و تبدیل انسان ها به موجوداتی قابل ردگیری و اندازه گیری در نمودارها و جداول دیجیتالی که به راحتی علایق، ارزوها، خواسته ها و کارهایش مشاهده، ارزیابی و تحت کنترل قرار می­گیرد در این تحلیل ها جای می­گیرد. هر وسیله الکترونیکی از کارت تا موبایل، تلوزیون و ماهواره تا اینترنت جاسوس قدرت های گوناگون است در زندگی خصوصی انسان ها و همه فضاها تبدیل به زندانی شده است که برای زنده ماندن باید آزادی خویش را اعطا کنیم و زندگی و خودیت خود را در معرض عریانی کامل برای همگان قرار دهیم. انسان ها چون حیوانات دیجیتالی در مدارهای منظم قابل ردگیری، کنترل و دستکاری می­شوند و روز به روز بر کنترلی شدن جامعه بشری افزوده می­شود (میلر،1382:236) و با توجه به پیوند تکنولوژی های اطلاعاتی ارتباطی با میانه فیزیک به شیمی، زیست شناسی و ژنتیک، کنترلی شدن کم کم دارد حالت جان داری نیز به خود میی­گیرد و هیچ کس در شکل کلی از این فرایند خطرناک خبر ندارد. هر فرد در سیستم مدارهای بی منطق کلی و بی احساس تبدیل به صفر و یکی می­شود که ماموریت دارد و ابزاری بیش نیست. هیچ کس گم نمی­شود و هیچ فضایی برای دروغ و مخفی شدن وجود ندارد (Truong,2009:1184-Lemke,2000:4). غزالی اعتقاد داشت در فاصله میان باورهای صحیح و مصلحت های واقعی زندگی جمعی شرها شکل می­گیرند. شرها و دروغ ها بنای جامعه میشوند و فاطله میان نزدیک کردن اعتقاد و مصلحت به هم امور زندگی را در این نوسان کارگزاری و کیفی شکل می­داد. حال در نظر آورید با عدم امکان دروغ و برداشته شدن فاصله ذهن و عین بسته به قصدیت کلی ای که در بالای جامعه قرار می­گیرد در سطح جاین مقاله با مبنا قرار دادن تکنولوژی یعنی عرصه اندیشه عملی و توانایی ناخودآگاهی، بدیهی و حضوری انسان سعی میRTLهانی و ملی می­تواند کلان روایت خویش را چنان حاکم کند که او تعیین می­کند هنجار چیست. در چنین فضایی حوزه خصوصی بی­معناست و دولت، سازمان های تجاری و بنگاه های اقتصادی، تبلیغاتی ریزترین اعمال آدمی را در پیوند با مشروعیت های دموکراتیک و حتی آکادمیک می­سنجند و به نحو ابزاری به سمت خود سوق می­دهند(Truong,2009:1189). ماهیت نرم و مجازی جنگ ها به معنای بی تاثیری،  بازی و توهمی بودن شرایط نیست. همه چیز شبیه سازی شده است و انسان ها کنش جمعی خود را در جهت گرفتن حق خود و دیگران به خاطر از دست دادن حس تحریک پذیری خود فراموش کرده اند. تصاویر، اطلاعات و رویدادهای خارق العاده انقدر زیاد شده است که انسان ها زندانی دال های مجازی ای شده اند که نمی توانند واقعیت را ببینند.

حکومت مندی عصر اطلاعات از زاویه مثبت نیز دارای پیامدهای بیشماری بوده است از جمله اینکه: حکومت های مستبد ، زورگو و پرادعا را به زوال و تمسخر جهانی کشیده است و حاکمیت دزد غارتگر دولت ملی را در بسیاری از کشورهای جهان سوم به تنگ آورده است و مجبور شده اند به قواعد و استانداردهای جهانی تن بدهند و عرف های حقوق بشر را رعایت کنند. تکنولوژی اطلاعات حباب خودشیفتگی و مرکز مداری بسیاری از فرهنگ ها و تمدن ها ریخته است و آنها را با خود مواجه کرده است و پس از این عص است که خود انتقادگری آغاز شده است. حاشیه ها ، اقلیت ها و بسیاری از تمدن ها و هویت هایی که در سکوت عصر مکانیکی به سر می­بردند اکنون به صحنه آمدند و خود را حداقل به شکل ویترینی به دنیا نشان می­دهند و از مزایای آن بهره می­گیرند. تکنولوژی جدید حکومت مندی سازه ای را شکل داده است، که شهروندان به نحو مستقیم با ایجاد گروه ها و هویت های مجازی از حقوق و منافع متکثر خویش در عرصه عمومی جهانی دفاع می­کنند (همل،1388: 84). هیچ امری مخفی نمی­ماند و شهروندان علاوه بر دیدن کارآمدی و رفاه بیشترو داشتن وقت آزاد در عصر اطلاعات به خاطر ایجاد شدن خدمات ان لاین و دم دست در دولت الکترونیک، تجارت و اقتصاد جهانی قدرت مقاومت و خودآگاهی و طغیان علیه هر ساختاری را پیدا می­کنند. چشمهای شهروندان خسته از گرد و غبار، دود و روغن عصر مکانیک نیست و آنها آزادانه موضوعات ریز و درشتی را می­نگرند که زمانی هیچ اهمیتی نداشت اما همه می­دانستند که جمع شدن آنها چه استبدادی را به همراه خواهد داشت. در نتیجه باید گفت حکومت مندی عصر اطلاعات با ویژگی های کمی، هوشمند و سازه ای هنوز در حال شکل گیری است (فوکو،گفتگو: 28) ، تا تمدنی متساهل، متکثر و دارای عقلانیت خرده روایتی را در سطح جهان ایجاد نماید.

 

نتیجه­گیری

انسان ها گرایش به آزادی دارند و هیجان، خلاقیت محور آن را در پرتو لذت فهم خود و غرور ناشی از آن شکل می­دهد. از سوی دیگر گرایش دیگر او امنیت خواهی است و نمی­خواهد آنچه را که با تاریخ به دست آوده است، به راحتی از دست بدهد. خرد و اندیشه انسان را به جلو می­راند، اما ساختارها و سازه ها انسان را مقید به شرایط خویش می­کند. آنچه تاریخ را می­سازد، آمیزه ای از فکر کارگزاران جمعی است، که در ساختارها به نحو موثری عمل می­کنند. تاریخ نه زاده فکر است و نه شرایط عینی. انسان جمعی زندگی می­کند و زندگی جمعی او دارای عقلانیت به سبک خود است. دایره فهم آدمی را فکر عملی و دم دستی او شکل می­دهد. فهم او از آگاهی ای که به عمل تبدیل می­شود و ذهنیتی که به نحو مطلوب در عمل رسوخ می­کند، همان تکنولوژی است. تکنولوژی اصلی تری عامل سازنده تمدن بشر و شکل دهنده فلسفه سیاسی اوست. عرصه عملی و توانایی انسان برای فائق آمدن بر ساختارهای عینی و سازه های ذهنی اوست که علوم و دانش را شکل می­دهد. ایجاد اندیشه اصلاح نیاز به ابزارها و امکان هایی دارد که به بشر امید و هیجان لازم جهت حرکت را بدهد. بدون تکنولوژی انسان در وضعیت یکسان بدون تاریخ می­ماند. تکنولوژی زیربنای فلسفه سیاسی و امکانیت کارآمد مشروعیت سیاسی است. نحوه کنترل و کاهش احتمالات زندگی جمعی بشر بستگی به تکنولوژی دارد. تکنولوژی از یکسو ابزاری است و از سوی دیگر دانشی که مبنای زیست جهان خلق شده خویش است. از همه مهم تر باید گفت تکنولوژی جهان زیستی ناخودآگاه است که انسان ها در آن زندگی می­کنند. مبنا و زیربنای فلسفه سیاسی نه کارگزاران و نه فکر محض است و نه ساختارهایی همانند اقتصاد و زبان. زیربنای فلسفه سیاسی تکنولوژی و سازه های جمعی مدام در حال تغییری است که به صورت ناخودآگاه انسان ها در آن قرار می­گیرند بدون اینکه خود انتخاب کنند و در بیشتر مواقع بدون اینکه خود بدانند.

بدن گونه است که فلسفه تاریخ حکومت مندی را باید در پرتو فهم تکنولوژی فهمید. به طور کلی  سه گونه اندیشه تکنولوژی و عملی در زندگی  سیاسی بشر وجود دارد.

عصر

متافیزیک

فیزیک

اطلاعات

ذهنیت

فلسفه،اسطوره،مذهب

مکانیک

کوانتوم

عینیت

کیفیات رهبری، اندرزنامه

بروکراسی، میانه

کمی، سازه ای، هوشمند

     عصر متافیزیک اندیشه وناخودآگاه اسطوره، مذهب و فلسفه را شکل داد و در پرتو آن حکومت مندی کیفی و اندرزگونه ای شکل گرفت. منتهای ضعف آدمی در غلبه بر ساختارهای استبدادی و کارگزاریهای پیش­بینی ناپذیر به خاطر ضعف اندیشه عملی در مهار قدرت های بی حصاری بود که معصوم ترین و پاک ترین انسان ها را تبدیل به جلادان تاریخ می­کرد. حکومت مندی عصر متافیزیک کیفی، شخصی و مربوط به ساختارهای هرم حاکمیت بود. کمی جلوتر عصر فیزیک توانست تا حدی به صورت ریاضی گونه  و کمی جهان زیست انسان ها و طبیعت را رام کند. حکومت مندی عصر فیزیک مبتنی بر نهادها و ساختارهای سازمانی و بروکراتیکی بود، که حالتی میانه از ساختمان های وزارتخانه ای و بروکراسی های اداری را با کیفیت فرهنگ سازمانی به نمایش می­گذاشت. ساختارهای مدیریتی با آغشتگی ساختار و کارگزار که با ترفندهای امنیتی و نظارتی مخصوص هر جامعه پی در پی جبران اشتباهات خود را به نحو خودجوش در خود ترمیم می­کرد. عصر اطلاعات تکنولوژی بسیار قدرتمند و سازه های بسیار نرم و هوشمندی را با خود به همراه داشت، که دنیای مجازی را به سمت کاهش بیشترین محدودیت ها پیش برد. بر این اساس حکومت مندی به سمت سازه های مجازی و برنامه های منعکس شده در دیپلماسی دیجیتالی، دولت الکترونیک و شهروندان مجهز به تکنولوژی سایبر حرکت کرد تا در فرایند جهانی شدن، استاندارد و عقلانیت پیش بینی پذیر را بیش از پیش امکان پذیر کنند. حکومت مندی عصر اطلاعات کمی، هوشمند، دقیق و غیرشخصی است.

سوال اصلی این است که آیا ما با یک سیر تکاملی و رو به رشد در تاریخ فلسفه سیاسی مواجهیم؟ به طور قطعی نمی­توان به این سوال پاسخ داد. اگر تکنولوژی با منطق ناخودآگاه جمعی خویش در سازه های زبانی، انسانی، اجتماعی و سیاسی اثر می­گذارد، در تاریخ فلسفه سیاسی ما با نوعی پیشرفت و تکامل مواجهیم. در هر سه شکل حکومت مندی نقاط ضعف و قدرت بسیار متفاوت پدیداری وجود دارد و بحران ها به فروپاشی هر یک می­انجامد. حکومت مندی عصر متافیزیک با استبداد، تاریخ الزامات و مصلحت های جدید به صورت استراتژی بحرانی هیات حاکمه نتوانست راه حل های دقیق پیدا کند و سریع فرو پاشید. حکومت مندی عصر فیزیک به بنیادهای دقیق و منظمی رسید که با آمیخته شدن به کایزماهای پدرسالاری های ارتجاعی و بازگشت به عظمت های تاریخ سنتی و فرهنگ توده ای فجایع رژیم های فاشیستی و کمونیستی و جنگ های جهانی را رقم زد. حکومت مندی عصر اطلاعات نیز با همه پیشرفت و خردمحوری مبتنی بر تساهل و احترام به غیر روز به روز بر کنترل بیشتر آدمی و محدودیت اطلاعاتی مبتنی بر رسوخ به زندگی شخصی و نابودی کلان روایت ها رو به روست. تاریخ سیر حکومت مندی را نشان می­دهد، اما آنچه اساسی است در سیر تاریخ فلسفه سیاسی همان نظریه شانس موجود در تکنولوژی است. جوامع با بخت رو به رویند و هر جامعه ای که بتواند فضای حاکم را با منطق عملی و محافظه کار، به نحو انقلابی تغییر دهد، تاریخ را برای خود رام می­کند. مهم در عرصه حکومت مندی سوار شدن بر بخت و رام کردن پیش بینی ناپذیری هاست. تکنولوژی های جدید در یک فضای رو به رشد قرار گرفته اند و این شانس انسان ها، شهروندان، گروهها، احزاب، کشورها و سازمان هاست که چگونه از فضای عملی و تکنولوژی بهره بگیرند تا تاریخ را به سمتی که در جریان است هدایت کنند و خود به حاشیه آن نروند. حکومت مندی در سیر خود هر چه جلو برود شانس انسان ها را افزایش می­دهد.

 

 

منابع  

اباذری، یوسف (1377)، خرد جامعه شناسی، تهران: طرح نو.

بوشه، راجر (1385)، نظریه های جباریت از افلاطون تا آرنت، ترجمه فریدون مجلسی، تهران: مروارید.

پالومبو، آنتونیو (1388)، فرایند های سیاسی: حکومت، دستگاه اداری و بروکراسی، مقاله برگرفته از راهنمای جامعه شناسی سیاسی کیت نش (جلد1) ترجمه محمد خضری، تهران: مطالعات راهبردی.

پروکالی، جیوانا (1388)، شهروندی و حکومت مندی، مقاله برگرفته از راهنمای جامعه شناسی سیاسی کیت نش (جلد2) ترجمه محمد خضری، تهران: مطالعات راهبردی.

پوپر، کارل ریموند (1384)، منطق اکتشافات علمی، ترجمه حسین کمالی، تهران: انتشارات علمی فرهنگی.

تاماس، ویلیام (1380)، جان استوارت میل، ترجمه خشایار دیهیمی، تهران:؟؟؟ .

جهانگیری، محسن (1376)، احوال و آثار فرانسیس بیکن، تهران: انتشارات علمی فرهنگی.

حافظ، خواجه شمس الدین (1379)، دیوان حافظ، تصحیح محمد قزوینی و قاسم غنی، تهران: هنرور.

حلبی، علی اصغر (1381)، تاریخ فلاسفه ایرانی، تهران: زوار.

دلوز، ژیل (1385)، بازگشت به آینده، ترجمه رضا نجف زاده، تهران: گام نو.

روبینشتاین، دیوید (1386)، مارکس ویتگنشتاین، پراکسیس اجتماعی و تبیین اجتماعی، ترجمه شهناز ممسی پرست، تهران: نی.

ساراپ، مادن (1382)، راهنمای مقدماتی بر پساساختارگرایی و پسامدرنیسم، ترجمه محمدرضا تاجیک، تهران: نی.

سعدی، مصلح الدین (1379)، گلستان، تصحیح محمد علی فروغی، تهران: به نشر.

الفارابی (1955)، آراء اهل المدینه الفاضله، بیروت: دارالعراق.

فروند، ژلین (1373)، نظریه های مربوط به علوم انسانی، ترجمه محمد علی کاردان، تهران: نشر دانشگاهی تهران.

فوکو، میشل (1378)، مراقبت و تنبیه ، ترجمه نیکو سرخوش و افشین جهاندیده، تهران: نی.

فوکو، میشل ، حکومت مندی، مقالات ویژه، نشریه گفتگو صص 7-31.

گیدنز، آنتونی (1378)، سیاست جامعه شناسی و نظریه اجتماعی، ترجمه منوچهر صبوری، تهران: نی.

میلر، پیتر (1382)، سوژه استیلا و قدرت، ترجمه نیکو سرخوش و افشین جهاندیده، تهران: نی.

نش، کیت (1388)، راهنمای جامعه شناسی سیاسی (2جلد)، مترجم محمد علی قاسمی، تهران: مطالعات راهبردی.

هابرماس، یورگن (1384)، نظریه کنش ارتباطی جهان زیست و نظام جلد 2، ترجمه کمال پولادی، تهران: انتشارات روزنامه ایران.

همل، پیر (1388)، فراتر از جنبش های نوین اجتماعی: منازعات اجتماعی و نهادها، مقاله برگرفته از راهنمای جامعه شناسی سیاسی کیت نش (جلد2) ترجمه محمد خضری، تهران: مطالعات راهبردی.

یونسی، مصطفی (1387)، نسبت فلسفه سیاسی و فلسفه زبان افلاطون، تهران: فرهنگ صبا.

 

 

 Griffiths, Martin (2009), Fifty key thinker in international relation, Routleuge. London and Newyork.

Lagenddik,arnood(2009),shift in governmentality,territoriality and governance, an introduction , university of nijmegan, www.sprigner science.com.

 Lemke, tomas (2000), Foucault, governmentality and critique, paper present at the rethinking Marxism confrance, university of amherest (MA).

 Lenk, Hans (2009), toward technology and action oriented methodology of constructive realism, university of Karlsruhe, germany.

 Peter, Micheal (2004), Neoliberal Governmentality, Foucault On The Brith Of Biopolitics, London, published,www.springer.com

 Truong,Dom(2009),human security and the governmentality of neoliberal mobility: a feminist perspective, www.sprigner science.com.

    

 

 



[1] - دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی

 

/strong