http://www.mardomsalari.com/Template1/Article.aspx?AID=20250#129648

همیشه اواخر اسفند که می شود و نزدیک به تعطیلی 29 اسفند، همه به نوعی به یاد دکتر محمد مصدق و اقداماتش می افتند. مردی بزرگ که به عنوان رهبر ملی شدن صنعت نفت ایران شناخته می شود و توانسته نفت ایران را که زیر سلطه دولت بریتانیا بود و به واسطه شرکت نفت ایران و انگلیس اداره می شد ملی کند و تمام اختیاراتش را به ایران برگرداند. اقدامات و کارهای مصدق همیشه می تواند مورد بررسی قرار بگیرد اما همیشه موقعیت هایی در تاریخ پیش می آید که این اقدامات بیشتر جلوه می کند و بیشتر به چشم می آید. مثلا در این روزگار که کشورها به سمت دموکراسی حرکت دارند و تمام تلاش مردم و حکومت ها این است که هر چه بیشتر به چارچوب های دموکراسی نزدیک شوند و همچنین ملی گرایی بسیار رشد پیدا کرده است و دولت ها به دنبال منافع ملی خود در عرصه روابط بین الملل هستند و دیگر از آن امتیازهای ننگین که دولت ها به کشورهای استثماری می دادند خبری نیست، بیشتر به اقدامات مصدق و کارهایی که به عنوان رهبر ملی شدن صنعت نفت انجام داد، پی می بریم. اما باید گفت که مصدق یک اندیشمند نیست که مانند بسیاری از اندیشمندان سیاسی نظریه ها و اصول نظری برای خودداشته باشد که بعد از سال ها بتوان از آن نظریه ها استفاده کرد و آن را در زندگی روزمره به کار برد. مصدق بیشتر یک سیاستمدار است که کنش سیاسی را بهتر از نظر سیاسی می شناخت و در موقعیت های مختلف تصمیم هایی به عنوان یک سیاستمدار می گرفت که بعدها می توان از آن تصمیم ها درس گرفت و در اصول سیاست داخلی و خارجی به کار برد. مصدق نیز به عنوان یک سیاستمدار اقدامات و فعالیت هایی را در جهت ملی شدن نفت انجام داد ولی هیچ گاه کارهایش عاری از خطا و اشتباه نبود. یکی از کارهای مثبت مصدق در زمینه به وجود آوردن حزب و نهادهای صنفی برای تحقق هدف ها بود. نام جبهه ملی نخستین بار بر گروهی گذاشته شد که همراه دکتر مصدق برای اعتراض به آزاد نبودن انتخابات دوره شانزدهم مجلس شورای ملی در دربار تحصن کردند. هیات موسس جبهه ملی 19 نفر بودند که هنگام کودتای 28 مرداد از این گروه تنها 3 تا 4 نفر با مصدق بودند. بقیه یا کنار رفتند یا آشکارا علیه جنبش ملی ایران قیام کردند و به کودتا بپیوستند. این اولین بار بود که برای تحقق هدفی در آن زمان از صنف یا جبهه کمک گرفته می شد. دومین اقدام مصدق در زمینه سیاست خارجی بود که منافع ملی را برای اولین بار در آن زمان مطرح کرد. منافع ملی منافعی جدا از منافع مردم یا دولت و نظام است. منافع ملی، منافعی است که دولت در سطح بین المللی برای حفظ آنها تلا ش می کند و منحصر به یک دوره خاص نیست بلکه آمیخته به آینده و نسل های بعدی نیز هست.
منافعی که مصدق آنها را تعقیب می کرد تنها منافع مردم آن دوره نبود. او با ملی کردن صنعت نفت توانست دست انگلیس را از نفت ایران کوتاه کند و بدین شکل نه تنها در آن زمان بلکه سال ها بعد نیز این اقدام به نفع مردم، کشور و نظام است. مصدق همچنین در احترامی که به دیگران می گذاشت و سعی می کرد که همه صداها بتوانند در کشور شنیده شود، معروف است. او هیچ گاه درصدد حذف هیچ گروهی برنیامد شاید یکی از ایراداتی که بعضی به او می گیرند این است که در کابینه ای که ایجاد کرد از همه گروه ها شرکت داشتند و هیچ وقت سعی نمی کرد کسی را به علت عقیده اش محروم کند. اما با وجود این اقدامات و اقداماتی که شاید من در این مقاله آن را بازگو نکردم، مصدق هم دارای نظرات و اندیشه هایی بود که شاید به زمان ما سازگار نباشد و جزو اشتباهات او به شمار بیاید. یکی از موارد منفی دکتر مصدق آرمان گرا بودن بیش از حد او بود. اینکه او شعارهای بزرگی در سر داشت و همین باعث می شد که هیچ گاه به چیزی کمتر از آنچه در ذهنش بود، اکتفا نکند. همین که بارها بعد از ملی شدن درخواست های کشورهای مختلف را رد کرد و حتی پیشنهاد بانک جهانی را که پیشنهاد زیاد غیرمنصفانه ای نیز نبود نپذیرفت. او آرمانی فکر می کرد و همین باعث می شد که بسیاری بر او خرده بگیرند. یکی از ایرادات دیگر دراین زمینه این بود که بسیاری او را از حد مردمی فراتر می د انستند و می گفتند که شان سیاستمدار را رعایت نمی کند و بسیار توده ای و عوام گراست. اما باتمام این ایرادات و ایرادهای دیگری که برخی به او وارد می کنند و به علت همگانی بودن و گمان از اینکه خواننده از آنها مطلع است در اینجا به آن پرداخته نشد، هیچ گاه نباید خدمتی که این مرد به ایران کرد نادیده گرفته شود. مصدق پس از کودتای نظامی 28مرداد، در یک دادگاه نظامی محاکمه شد و علیرغم دفاعیه مستندی که از کارها و دیدگاه های خود ارائه کرد، به سه سال زندان محکوم شد. پس از تحمل 3 سال زندان، به دستور محمدرضا پهلوی، دکتر مصدق به ملک پدری خود در احمدآباد تبعید شد و تا پایان زندگی زیر نظارت شدید دولت، در انزوا و تنهایی زندگی کرد تا اینکه سرانجام در 14 اسفند ماه 45، در سن 84 سالگی چشم از جهان فروبست. یادش گرامی باد.