http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=129743

نوروز جشن آغاز سال و یکی از کهن ترین جشن های به جامانده از دوران باستان است، نوروز هم مثل بسیاری از مناسبتهای به جامانده از گذشته آیین هایی با خود دارد. خانه تکانی، آتش افروزی در چهارشنبه آخر سال، سفره های هفت سین، دید و بازدید و... که همه ما به نوعی با آن درگیر هستیم. اما در کنار همه این آیین ها، رسم است که با توجه به نو شدن طبیعت، انسانها هم علا قه به نو شدن و تغییر می بینند و این نو شدن همیشه از ظاهر آغاز می شود به امید آنکه به تغییر در باطن و رفتارها هم سرایت کند و اینچنین است که در روزهای آخر سال همه مردم با رفتن به مراکز خرید و فروشگاه ها قصد دارند که این سنت دیرینه را به نحو احسن به اجرا بگذارند. این روزها اگر در کوچه وخیابان قدم بزنی شلوغی پیاده روها و مراکز خرید و عجله مردم برای اینکه تا روز آخر تمام خریدهایشان را انجام دهند کاملا مشهود است. هرچند در روزهای پایانی سال انگار خود به خود مملکت تعطیل می شود، هفته آخر اداره جات به تقاضاهای ارباب رجوع زیاد رسیدگی نمی کنند و آن را به سال بعد موکول می کنند، اما این جو خرید هم مزید بر علت شده است.
ساعات پایانی کار با مرخصی برای خرید تعطیل می شود و مردم به کوچه و خیابان می ریزند تا مایحتاجی که زیاد هم لا زم به نظر نمی رسد را خریداری کنند. همیشه دولت هم دراین روزهای پایانی سال کارکرد خود را نشان می دهد که اینکه بتواند با انبار کردن مواد غذایی در سال نیازهای شب عید مردم را بر طرف کند و شاید برای این کار به واردات هم دست بزند. این روزها اگر گذرت به خیابان و مترو بیفتد مردم را با سبدهایی پر می بینی که انگار بعد از سال جدید قحطی آغاز می شود و مردم مجبورند که برای فرار از این مشکل برای کل سال بعد ذخیره کنند. اما این مصرف گرایی بیش از حد آیا لا زم به نظر می رسد؟اینکه الزاما در روزهای پایانی سال خودرا مجبور به خرید کالا هایی کنیم که شاید زیاد مطلوب نظرمان هم نیست ولی تنها به این خاطر که باید در سال جدید نو باشیم و لباس های کهنه را نپوشیم. خود را به خرید این اجناس ملزم می کنیم. اما این حرص خریدی که این روزها در میان مردم موج می زند و آنها را وادار به خرید می کند از کجا نشات می گیرد و آیا ریشه در گذشته ما ندارد و این تعطیلی ای که روزهای قبل از خود سال تحویل آغاز و تا روزها بعد از آن ادامه دارد، ناشی از چیست؟
اولین دلیلی که به چشم میآید این است که مردم ایران زمان نه چندان دور زندگی عشایری و قبیله ای و روستایی داشتند و بعد از سالها زندگی کردن در دامان طبیعت برای کار و زندگی بهتر به شهرها آمدند و در شهرها سکونت پیدا کردند این است که همیشه همه مردم علا قه مند به طبیعت، کوه و گشت وگذار در روستاها و مناطق بکر طبیعت ایران هستند.همه انسان ها که در شهرها زندگی می کنند احساس می کنند از اصل و ریشه خود کنده شده اند و در شهرها بدون هیچ علقه و وابستگی ای زندگی می کنند.
همین است که از همان روزهای آغازین تعطیلا ت همه شهرهای بزرگ خالی شده و مردم راهی شهرستانها می شوند تا علا وه بر دیدن اقوام و خویشان بتوانند احساس تنهایی ای که در تمام مدت سال با آنها بوده است را در دیدار شهر و دیار اصلی خود بر روی زمین بگذارند. این احساس شادی که مردم در روزهای پایانی سال دارند را می خواهند به شکلی نشان دهند و این در نو شدن به همراه بهار طبیعت و خرید و نو کردن وسایل منزل بروز می کند. دومین دلیلی که روزهای آخر سال تعطیلی مطلق همه جا را فرامی گیرد و همه کارهای خود را به بعد از عید موکول می کنند به علت این است که مدرنیته در ایران به خوبی جا نیفتاده است. در کشورهایی که با پول رانت از جمله نفت کار می کنند باعث می شود که به تدریج تولید نابود شود و مصرف گرایی شدید جایگزین آن شود. مدرنیته باید در یک دیالکتیک واقعی آغاز شود، جایی که سنت به چالش کشیده شود و از پس آن مدرنیته بیرون بیاید. بنابر همین است که مردم ما از تعطیلی زیاد ناراحت نیستند و حتی خودشان هم روزهایی از سال را برای خودشان تعطیل می کنند. این به علت پول حاصل از رانت نفت است که در مملکت وجود دارد. به همین خاطر مصرف گرایی بیش از حد از همین جا آغاز می شود و باعث می شود که مردم در تمام روزهای سال به خصوص روزهای پایانی به دنبال خرید مایحتاج به زعم خود باشند. به هر حال این سنت انگار جزو لا ینفک آداب و رسوم عید شده است و مردم بسیاری از زمان خود را صرف خرید برای سال نو می کنند باشد که با نو شدن ظاهرشان درونشان نیز نو شود.