http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=130231

یکی از راه‌های شناخت جماعت‌های بشری و پیش‌بینی رفتار آنها، تاکید بر منابع اطلاعاتی رسانه‌هایی است که از طریق آنها نام‌گذاری صورت می‌گیرد. رسانه‌ها واسطه میان انسان و محیط پیرامون او هستند و اغلب از طریق کنش‌و واکنش چند طرفه به صورت پدیدارهای قصدیت‌ساز معانی را با دست کاری بازی های قدرت فردی و جمعی منتقل می سازند. برای این که شهروندان یک واحد سیاسی را بشناسیم یکی از علمی‌ترین تحقیقات مربوط به شناخت رسانه‌ها و نحوه انتقال معانی شهروندان است. رسانه‌ها در ابتدا خود را به صورت ابزارهای تکنولوژی وارد صحنه می‌سازند و در یک قشر پیشرو جذب می‌شوند و از معماری تا موسیقی، نمایش، خط، ارتباطات و همه حوزه‌ها را به تصرف در می‌آورند و بعد از مدتی رسانه شکلی فراگیر و عرفی پیدا می‌کنند. با فرا گیر شدن و تبدیل شدن رسانه به جزئی از زندگی روزمره تکنیک‌های واسطه‌ای معناساز از حالت ابزاری درآمده و تبدیل به جهان زیست می‌شوند که می‌توانند سبک زندگی انسان‌ها را به صورت بدیهی انگاشته شده شکل دهند. رسانه‌ها، هم ابزار و هم سبک زندگی انسان‌ها را شکل می‌دهند و درجه اهمیت آنها به قدری بالاست که برای شناخت پدیده مهمی چون فرهنگ سیاسی هر جامعه‌ای به راحتی می توان رسانه‌های آن جامعه را مورد بررسی قرار داد و نتیجه‌ گیری کرد که مشروعیت،فلسفه سیاسی، حکمرانی مطلوب، اعتراضات سیاسی، کارآمدی سیاسی و سایر سازه‌های سیاسی جامعه براساس چه مولفه‌ها و شاخص‌هایی هستند. درست است که در علوم انسانی روش‌های گوناگون در مورد یک موضوع متغیرهای چند وجهی متکثر را ایجاد می‌کند اما تعیین کنندگی رسانه‌ها و پیوند آنها با ساختارهای تکنولوژی باعث شده ارتباط رسانه و فرهنگ سیاسی کاملا قابل مشاهده و بررسی باشد.

1- رسانه‌های شفاهی و فرهنگ سیاسی اسطوره‌ایبه لحاظ تاریخی در جماعت‌های بشری با توجه به تکنولوژی‌های ساده و دم‌دستی نحوه ارتباطات برقرار کردن و رساندن پیام‌ها نیز ساده و دم‌دستی و به صورت شفاهی بوده است. بشر تا پایان قرون وسطی اغلب به وسیله امکان‌های ارتباطی حضوری، فیزیکی و شفاهی و با تجمع در مکان‌های عمومی از قبیل بازار، کلیسا،حمام، مسجد، قهوه خانه، درب خانه‌ها و... به نقل قول و تغییر و تحلیل رویدادها مبادرت می‌کرد و رسانه و واسطه‌ میان انسان‌ها برای انتقال پیام، صورتی شفاهی داشته است.

صورت شفاهی توانایی غلبه بر محدودیت‌های زمانی و مکانی را ندارد و اغلب نمی‌تواند از مسیر ساختاری که دارای محدودیت‌های جغرافیایی است فراتر رود. جماعت‌هایی که در آنها رسانه‌های شفاهی قدرت بسیار بالایی دارد و هنوز انسان‌ها به حضور فیزیکی و رودررو اهمیت فراوان می‌دهند در فرهنگ سیاسی خود به راحتی به سمت خرافات، استبداد و قهرمان پروری حرکت می‌کنند. اغلب پیام‌ها به واسطه نداشتن تکنیک‌های استنادسازی و همین طور ضعف سریع خبررسانی با گذشت زمان و چرخیدن دهان به دهان دچار اسطوره سازی و اغراق زبانی می‌شوند و کم‌کم این ویژگی صورتی بدیهی پیدا می‌کند. ضعف استنادسازی راه را برای کنش‌های قهرمان‌گرایانه و روایت‌های حماسی و عارفانه باز می‌کند و به این ترتیب رسانه‌های شفاهی بهترین فضا را برای شکل‌گیری فرهنگ استبدادی باز می‌کند.

اغلب جماعت‌هایی که در آنها فرهنگ شفاهی رواج دارد در خود امکان فرا رفتن از محدودیت‌های زمانی و مکانی را نمی‌یابند و به شدت تقدیر گرا هستند. اغلب رعیت ایستاده‌اند تا قهرمانی پیدا شود و مشکلات آنها را حل و فصل کند. رسانه‌های شفاهی واسطه‌های بسیار بی‌اعتمادی از پدیدارهای متافیزیکی را برای رعیت پدید می‌آورند که آنها را به سمت مشروعیت‌بخشی به هر اسطوره سیاسی‌ که استبدادی است می‌کشاند.

2-رسانه‌های کتبی و فرهنگ سیاسی انقلابی شهرنشینی، رشد سواد، فروپاشی جوامع فئودالی، ظهور دولت ملی و افزایش کمی و کیفی طبقه متوسط لزوم استناد بخشی به پیام‌ ها را بیشتر ساخت. تکنولوژی‌ها از شکل دم دستی، حضوری و طبیعی خارج شدند و به صورت صنعتی در آمدند. صنعت چاپ در اختیار جوامع بشری قرار گرفت و رسانه های کتبی به وجود آمد. روزنامه، فصلنامه، دایرة‌المعارف، کتاب و مجلات گوناگون رسانه‌هایی شدند که به بشر این توانایی را می‌دادند به صورت علمی و استنادی به محدودیت‌های زمانی و مکانی تا حدی فائق آیند و بتوانند پیام‌های خود را به صورت مطلوب‌تر به شهروندان دیگر منتقل کنند. عصر روشنگری و رنسانس‌های مختلف در تاریخ بشر به وجود آمد. رسانه‌های کتبی، فردگرایی و اندیشه شهروندی را به وجود آورد. کتاب‌ها، دایرة‌المعارف‌ها و روزنامه‌ها به کمک صنعت چاپ، در ابعاد وسیع برای شهروندان، عقل گرایی، فردگرایی، اختیار محوری را ترویج می‌داد. به این ترتیب رسانه‌های کتبی به همراه خود اصلاحات و انقلاب‌های بزرگ را در قرون‌ 17،18و19 به وجود آوردند. انقلاب‌های ملی‌گرا، اصلاحات دموکراسی خواهانه، تحولات رادیکال گرایانه و وقایع مشروطه خواهی نتیجه رواج رسانه‌های کتبی بود. رسانه‌های کتبی اندیشه‌ای انتقادی داشتند که اسطوره‌های شفاهی را نقد می‌کردند و با اصلاحات و انقلاب به ترویج فردگرایی و اختیار محوری در شهروندان می‌پرداختند. اغلب جوامعی که در ابتدا از شکل رعیت محور قبیله‌ای با فرهنگ شفاهی و استبدادی به سمت رسانه‌های کتبی حرکت کرده‌اند فرهنگ سیاسی آنان انقلابی شده است و شهروندان با نوشتن و خواندن کتاب و روزنامه دچار اختیار گرایی شده‌اند که گمان کرده‌اند می‌توانند تمام پیوند‌های سنتی و اسطوره‌ای خود را با برداشت‌های عقلی و منطقی به کنار بگذارند و دنیای جدیدی از قانون‌گرایی، مشروطه خواهی و تجدد گرایی را آغاز کنند.

3- رسانه‌های تصویری و فرهنگ سیاسی توده‌ای قرن بیستم زمانی است که در اغلب دولت ملت‌ها تکنولوژی‌های دوم صنعتی با ظهور امواج رادیویی و نیروی الکتریسیته و برق، رسانه‌های بسیار اثر گذار ایجاد می کند. قرن بیستم زمان انحصار گرایی رادیو و تلویزیون است. رادیو و تلویزیون عمومی‌ترین، قدرتمندترین، شایع‌ترین و به یک معنا یکدست کننده‌ترین رسانه تاریخ بشریت را شکل می‌دهد. تلویزیون در این میان جایگاه خالی دارد و صورتی یک طرفه، تبلیغی و جذاب را ایجاد کرده که می‌تواند شهروندان را به صورت توده‌ای دارای یک هدف، رفتار و جهت دهی خاص سازد. تلویزیون در قرن بیستم باعث ایجاد ملی گرایی‌های شدید ایدئولوژی‌های گوناگون شد. یک طرفه بودن و تبلیغاتی عمل کردن، هجوم به عرصه عمومی را برای تلویزیون بسیار آسان ساخت. حیات قدرتمند تلویزیون اغلب در بسیاری از جوامع قرن بیستم باعث ظهور جوامع توده ای و فرهنگ سیاسی یکدست ایدئولوژیک شد. لیبرال‌ها، مارکسیست‌ها، مذهبی‌ها، ملی گرایان و بسیاری از اندیشه‌های بشری در صورت دستیابی به تلویزیون شهروندان متکثر را به صورت توده‌ای منفعل و یکدست مورد مخاطب قرار می‌دهند. توده نیز بعد از مدتی عادت می کند که به جای او اندیشه و عمل شود و تنها در لحظات بحرانی به صحنه درآید و کنش سیاسی خود را در قالب کار یا زحمت تعریف کند. رسانه‌های تصویری یک طرفه به صورت انحصاری اغلب خطرناک ترین دشمن عقلانیت به حساب می‌آیند و بهترین ابزار برای ایجاد جهان زیست ایدئولوژیک محسوب می‌شوند. تلویزیون انسان‌ها را تنبل، مصرفی، توده‌ای و غیر منتقد و بی‌تفاوت بار می‌آورد که همانند توده‌ای خیره شده و جن زده محرک‌های تنبیهی و تشویقی‌اش به دست صاحبان قدرت است. صاحبان قدرت می‌توانند یک گروه سیاسی، تجاری یا هر اندیشه‌ای باشند که با داشتن ساز و برگ ایدئولوژیک رسانه‌ای، جامعه را به هر شکل که دوست دارند تغییر شکل می‌دهند.

4- رسانه های سایبری و فرهنگ سیاسی اطلاعاتی اواخر قرن بیستم و به خصوص اوایل قرن بیست و یکم با وقوع انقلاب تکنولوژی اطلاعات، رسانه‌های سایبری ایجاد شده‌اند که مهمترین ویژگی آنها کاربر محور بودن، دارا بودن فضای مجازی و جمع شدن همه رسانه ها در یک محیط است. اکنون ماهواره ها، موبایل و به خصوص اینترنت رسانه های بسیار جدید و کاملاً متفاوتی را برای بشر قرن بیست و یکم ایجاد کرده اند که باعث شده‌اند نحوه تولید، توزیع و انتقال پیام، صورتی بسیار زنده، با سرعت و کارآمد را پیدا کند. درجه استناد و غلبه بر محدودیت‌های زمانی و مکانی باعث شده شهروندان جهانی بر قدرتهای دولت ملی که صورت انحصاری قدرت را در اختیار داشت فائق آیند و با ایجاد شبکه‌ها و جنبش‌های فراملی دیالکتیک خاص و عام، جهانی شدن در عصر اطلاعات را به نمایش بگذارند. اکنون بشر با تنوع رسانه ها در یک رسانه مثل اینترنت و موبایل، کاربر محوری را به صورت بسیار بالایی تجربه می‌کند. تحول رسانه‌های سایبری باعث شده در فرهنگ سیاسی نیز شاهد ظهور شهروند جهانی باشیم که بدون محدودیت‌های قرون گذشته توانایی ارتباط با سایر فرهنگ‌ها، تمدن‌ها و افراد بشری را داشته باشد. زندگی در دهکده جهانی عصر اطلاعات، فرهنگ سیاسی را به صورت تولید قدرتهای ارتباطی سوق داده است به نحوی که با فراوان شدن روایت‌های سایبری، نوعی تکثر و تساهل در فرهنگ سیاسی به وجود آمده است. امکان گفت‌وگو و روا داری نسبت به غیریتها افزایش پیدا کرده و روایت‌های منتقدانه در اشکال گوناگون سنتی، مدرن و پسامدرن در حال تولید شدن است که هیچ یک نه امکان و نه مطلوبیت حذف یکدیگر راندارند. فرهنگ اطلاعاتی عصر جهانی شدن نتیجه تکامل رسانه ها به سمت سایبری شدن است. منابع اطلاعاتی بشر بسیار متنوع شده و شهروندان جهانی با سرعت و هزینه کمتری، خود تبدیل به فعالان و تولیدکنندگان پیام در سطوح مختلف شده‌اند.