http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=130595

ایران و عربستان دو کشور بزرگ، پرجمعیت، حساس و اثرگذار در منطقه خلیج فارس هستند. شعار وحدت جهان اسلام بدون نزدیکی و یک دست شدن سیاستهای ایران و عربستان به دست نمی آید و بسیاری از طرح‌هایی که بیرون از منطقه خلیج فارس برای مهار کردن اسلام سیاسی به کار گرفته می‌شود استفاده از تعارضها و شکاف‌های سیاسی اقتصادی این دو کشور است. عواملی ساختاری و سازه‌ای باعث شده ایران و عربستان اغلب در برابر هم موضع گیری داشته باشند و به صورت نیروهایی موازنه گر و فرسایش دهنده، قدرت نرم یکدیگر را کنترل و مدیریت کنند. برخی از این عوامل عبارتند از:

1- هر دو کشور در اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم خود را رهبر و مدیر اصلی کشورهای اسلامی می‌دانند.عربستان حمایت از کشورهای یمن، بحرین، عمان، امارات، قطرو حتی مصرو... را دنبال می‌کند و ایران به گونه‌ای خود را پیشرو جمهوری‌های اسلامی و کشورهایی مثل عراق، سوریه، لبنان، فلسطین و... می‌داند. عربستان خود را پیرو اصلی سنت پیامبر می‌داند که همه کشورها باید از نقاط و سیاست‌های صاحبان خانه خداوند پیروی می‌کنند و ایران نیز خود را پیشرو اسلام سیاسی و ام‌القرای جهان اسلام می‌داند. اینگونه از هویت‌ سازی یک‌جانبه این دو کشور را در بسیاری از تحولات رو در روی هم قرار داده است.

2- شکاف بعد مربوط به تعارض مذهبی شیعه و سنی است. عربستان خود را پدر اهل سنت می داند و نفوذ گروه‌های رادیکال نقد‌گرا که شیعه را کافر می‌دانند در دور شدن این دو کشور اهمیت دارد حتی پاکستان و افغانستان نیز تحت تاثیر اسلام سیاسی رادیکال گروه‌های تندرو اهل سنت عربستان هستند. ایران نیز خود را براساس هویت شیعه 12 امامی پیشرو جهان اسلام می‌داند. سوریه، لبنان، عراق و شیعیان یمن و آذربایجان قدرت نرم ایران را به رسمیت می‌شناسند. سازه هویتی شیعی و سنی اختلافات را رقم زده و علی‌رغم خردورزی و مصلحت اندیشی مجتهدان، سیاستمداران و روشنفکران دو کشور اما وجود برخی گروه‌هاو شخصیت‌ها و احزاب تندرو این رویه را شدت بخشیده است.

3- شکاف دیگری که ایران و عربستان را از هم دور می‌کند مربوط به سازه‌های قومی است. عربستان خود را از قومیت عرب و نژاد برتری می‌داند که اسلام در آنجا شروع به تولد و شیوع پیدا کرد. عربستان همیشه از کشورهای عربی حوزه خلیج فارس حمایت کرده است. حتی شکل‌گیری شورای همکاری خلیج‌فارس و سازمان کشورهای عربی تا حدی در این راستا جهت مهار کردن ایران به وجود آمده است. هر چند که سیاست‌های رهبران جمهوری اسلامی ایران کمتر ماهیت ملی گرایی ایرانی دارد اما شهروندان و متفکران ایران به شدت افکار و اندیشه‌های ملی‌گرا در مقابل کشورهای عربی دارند که این مورد را در بازی فوتبال تیم‌های ایران و عربستان یا فضاهای رسانه‌ای و سایبری به خوبی می‌توان مشاهده کرد. افکار عمومی عربی و ایرانی سازه‌های منفی از تاریخ گذشته و معاصر دارند که به راحتی یکدیگر را تحمل نمی‌کنند و سطوح تعارض هویت ملی در نزد شهروندان از سیاستمداران بیشتراست. 4- تعارض بعد مربوط به ماهیت رژیم های سیاسی دو کشوراست. عربستان کشوری سنتی و محافظه کار است که در روابط بین‌الملل طرفدار آمریکا و غرب است. به علت محدودیت مشارکت شهروندان و ضعف جامعه مدنی که با سامانه‌های اقتصاد رانتی پر شده است عربستان نیاز به حمایت خارجی دارد. سیاست روابط بین‌المللی عربستان حمایت از مواضع هژمونی آمریکا و اروپاست. ایران برعکس سیاستی انقلابی و رادیکال دارد و بیش از غرب به سمت کشورهای شرقی و آمریکای لاتین و حتی روسیه و چین گرایش دارد. ایران در مقابل آمریکا و اروپا خود را تعریف می‌کند وعربستان بر عکس سیاستی محافظه کار دارد. این گونه از موضع‌گیری متفاوت و متعارض در محیط بین‌الملل باعث شده که این دو کشور به صورت موازنه‌ای در برابر هم قدرت یکدیگر را فرسایش دهند.

5-یکی دیگر از تعارض‌های دو کشور که باعث شده ایران و عربستان یکدیگر را تحمل نکنند سازه سنتی و پادشاهی عربستان و ایران و شهروند محوری ایران است. ایرانیان در انتظار انقلاب اسلامی و سقوط دیکتاتوری شاهان عرب هستند. محافظه کاری و استبداد سیاسی و فضای بسته عربستان اغلب سیاست ایران را به صورت وجهی انحراف شده می نگرد. ایران خود را انقلابی و جمهوری خواه می‌داند و این امر باعث متهم کردن دو کشور شده است که سیاست داخله و نظام سیاسی متفاوتی را ایجاد کرده‌اند به صورتی که ایران طرفدار به هم خوردن وضع موجود و سقوط دیکتاتوری‌هاست ولی عربستان طرفدار حفظ وضع موجود می‌باشد. البته این امر در مورد سوریه، یمن و بحرین متفاوت می‌شود.

6-عامل بعد مربوط به شکل یکسان اقتصاد ایران و عربستان است. هر دو تولید کننده نفت هستند و این مورد باعث شده که به علت تولید کالاهای مشابه الزامات تکامل کننده در روابط آنها وجود نداشته باشد. عربستان تکنولوژی و سرمایه مورد نیاز خود را از غرب وارد می کند و نیازی به ایران ندارد و در بسیاری از مواقع لازمه دریافت سرمایه و تکنیک از کشورهای خارجی مقابله کردن با ایران است. حتی قدرتمند شدن هسته‌ای، علمی، نظامی ایران یا عربستان به علت‌های قبل نوعی قدرت رویارو محسوب می‌شود به گونه‌ای که عربستان از هراقدام تحریمی و حتی جنگ طلبانه حمایت می کند تا ایران به تکنولوژی‌های جدید دست پیدا نکند. در واقع اقتصاد هم شکل باعث شکل گیری رقابت منفی و بازی با حاصل جمع صرف شده است. از ابتدای انقلاب اسلامی ایران تاکنون در موضوعات جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، قضیه حج و شعار ایرانیان در مکه علیه آمریکا و رژیم های محافظه کار، مسابقات فوتبال، تحریم ایران، رقابت در اوپک و سیاست‌های نفتی، انرژی هسته‌ای ایران، ماجرای جزایر سه گانه و حتی شورش های عربی و موضوع بحرین و سوریه، ایران و عربستان رودر روی هم قرار گرفته اند. اعتقاد به یک مذهب، پیرو پیامبر(ص) بودن، مراسم حج، سازمان کنفرانس اسلامی، موضوع فلسطین و... هیچ یک تاکنون نتوانسته است ایران و عربستان را به یکدیگر نزدیک کند. به نظر می آید که نزدیک شدن این دو کشور به نحوی ایجاد می‌شود که موضوع رابطه در یک سیاست‌گذاری علمی و برنامه ریزی شده طراحی شود. مسائل فلسطین، مکه و حج، کنفرانس اسلامی، دین اسلام و به خصوص اوپک می‌تواند این دو کشور را به یکدیگر نزدیک کند. آرامش و صلح در منطقه و غلبه کردن برسیاست‌گذاری‌های خارج از منطقه که اراده خود را به راحتی بر کشورهای خلیج فارس حاکم می کند تنها در پرتو روابط مثبت ایران و عربستان ناکام خواهد ماند. تکیه بر موضوعات مشترک، کاهش سطوح ایدئولوژیک و علمی کردن روابط این دو کشور می‌تواند این دو کشور را از حالت تعارضی و فرسایشی خارج کند. براساس آموزه‌های اسلام که بماند، حتی براساس آموزه‌های انسانی و عقلانی نیز دو کشور همسایه نباید دشمن یکدیگر باشند.