http://www.mardomsalari.com/Template1/Article.aspx?AID=20415#130865

با شکل‌گیری دولت ملی در اغلب واحدهای سرزمینی و ورود مدرنیته لزوم انجام خدمت وظیفه عمومی بسیار ضروری بود. دولت ملی با استفاده از نظام سراسری آموزش همگانی و از سوی دیگر ایجاد ارتش اقتدار ملی را برای وحدت سرزمینی به نمایش
می‌گذاشت.
در این میان فلسفه خدمت سربازی نوعی از جامعه‌پذیری سیاست به حساب می‌آمد. 

در ایران 100 سال پیش نیز که ازجمعیت 10 میلیونی 90 درصد بی‌سواد بودند و نزدیک 30 درصد عشایر و 40 درصد روستایی بودند خدمت نظام وظیفه نوعی آموزش اخلاق شهروندی، ترویج ملی گرایی، آموزش دفاع از سرزمین، قانونی کردن مردم، بسط اقتدار و مشروعیت حاکمیت و هزار کارایی دیگر محسوب می‌شد. 

با توجه به رشد تکنولوژی، شهرنشین شدن مردم، بالا رفتن سطح سواد، گسترش طبقه متوسط و حرفه‌ای شدن دفاع از دولت‌های ملی نیاز به خدمت سربازی در اغلب کشورها کاسته شد و اجبار به خدمت همگانی شهروندان
از بین رفت.

در ایران هنوز براساس قانون صد سال پیش جهت آموزش نظامی و جامعه‌پذیری جوانان که اغلب تحصیلکرده، شهرنشین اما بیکار می‌باشند خدمت سربازی دست نخورده باقی مانده است.قانون جدید سربازی ابلاغی سال 1391 مدت خدمت سربازی ضروری را 21 ماه اعلام کرده است که در آن معافیت و هر کسری‌های تحصیلات، جانبازی و... برداشته شده است به نحوی که همه مشمولان در هر مقطع تحصیلی و با هر شرایطی باید 21 ماه به خدمت نظام و ظیفه بروند.

قانون سال 1390 مدت ضروری سربازی را 24 ماه اعلام کرده بود که البته با توجه به اصلاحیه‌ها برای لیسانس18 برای ارشد 16 و برای دکتری 14 ماه محاسبه می‌گردید.

البته فرزندان جانباز و ایثارگر و مشمولان دارای سه برادر خدمت رفته نیز دارای کسری می‌گردیدند. قانون جدید ناعدالتی را در حق مشمولانی قرار داده است که تحصیلات عالیه و تکمیلی دارند.

عدالت به معنای برابری نیست بلکه براساس نوعی استحقاق و توجه به فرصت‌ها نیز باید تعریف شود.

اقدام بلند باید به گونه ای باشد که ارتش حرفه‌ای ایجاد شود و شهروندان تنها به خدمت کوتاه مدت آموزشی فرستاده شوند.

یکی از اقداماتی که در بلند مدت می تواند جلوی اتلاف وقت، هزینه و سرمایه جوان این کشور را بگیرد و جوانان را به صورت مناسب‌تری جامعه پذیر کند حذف خدمت سربازی و تبدیل کردن آن به دوره کوتاه مدت آموزشی است.

در قرن بیست و یکم با توجه به پیشرفت وقت ارزش زیادی دارد و به جز دوره آموزش نهادها و دوره‌های تخصصی زیادی وجود دارد که کار ویژه جامعه‌پذیری را انجام می‌دهند.

بحث بعد در مورد یکسان گرفتن مشمولان است. این یکسانی نوعی ناعدالتی است که باعث شده است فردی که 13 سال از عمر خود را در دوره‌های آموزش تحصیلات تکمیلی گذارنده است اکنون باید 2 سال نیز به دوره آموزش برود و از دانشگاه به پادگان‌ها برود و در نهایت بدون هیچ سرمایه و پشتیبانی وارد جامعه شود آن هم در سن 30 تا 40 سالگی.

به نظر می‌رسد قانون جدید با توقف کسری‌های تحصیلاتی و همین طور افزایش خدمت از 18 به 21 ماه کاملاً به ضرر کسانی است که تحصیلات تکمیلی را طی کرده‌اند.

به نظر می آید در یک فضای عجولانه این قانون طراحی شده است و جداً نیاز به بازنگری و اصلاح دارد چرا که بدون مبنای حقوقی میزان خدمت را افزایش داده است و از سوی دیگر نسبت به همه مشمولان بدون توجه به تحصیلات آنها یک نسبت را به کار
گرفته است.

این قانون باید مورد بازبینی قرار گیرد. از مجلس شورای اسلامی و سازمان نظام وظیفه انتظار می‌رود که این قانون را اصلاح کنند.