http://www.mardomsalari.com/Template1/Article.aspx?AID=20479#131350

شیخ نشین امارات که نزدیک به 4 دهه به استقلال رسیده است و یک بیستم ایران یعنی 77 هزار کیلومتر مربع مساحت دارد ادعای تکراری بی منطق و زیاده خواهانه خود را در باب جزایر ایرانی به هنگام سفر ریاست جمهوری ایران به ابوموسی اعلام کرده است. با اوج گیری اعتراضات مدنی و آزادی خواهانه شهروندان عربی نسبت به دیکتاتوری های محافظه کار و اشرافی، سیاستمداران کشوهای حوزه خلیج فارس یکی از راه‌های گریز از تحولات اخیر را درست کردن دشمن خارجی می‌دانند. قطر، عربستان، امارات و کویت به دنبال ایجاد یک دشمن خارجی هستندکه روند اعتراضات داخلی بحرین، یمن، عربستان و سایر کشورهای عربی را به لحاظ دست کاری و دخالت رسانه ای و نظامی به آنجا ربط دهند.در روزنامه عکاظ چاپ عربستان مقاله‌ای به قلم عبدالله سلطان نوشته شده است که می‌گوید ایران با استفاده از سپاه قدس و رسانه‌هایی چون الکوثر، المنار، العالم و... وحمایت از جنبش‌های حماس و حزب‌الله در همسویی با سوریه، عراق، آذربایجان، بحرین و یمن... به دنبال ایجاد ایالات متحده اسلامی است. عربستان حتی به پاکستان نیز اعلام کرده است که روابط خود را با ایران کاهش دهد تا مشوق‌های اقتصادی دریافت کند. امارات سفیر خود را در ایران فراخوانده است و بازی فوتبال ایران و امارات را لغو کرده است. مجموعه وقایع و تحولات اخیر نشان می‌دهد موازنه‌ها و اتحادها در حال به هم ریختن است. ایران تمام تلاش دیپلماتیک خود را انجام می‌دهد که نفوذ خود را در لبنان و سوریه از دست ندهد و با کمک سازمان ملل، چین و به خصوص روسیه در حال مبارزه با محورهای ترکیه، آمریکا و اعراب است. به نظر می‌رسد که منطقه در حال بازگشت به مرزهای قدیمی امپراطوری‌های گذشته است. مصر رهبری شمال آفریقا را به دست خواهد گرفت و اخوان‌المسلمین نیروی جدید سیاسی خواهد بود که قدرت نرم اسلام سیاسی را از نوع پراگماتیستی به سمت بنیادگرایی به نمایش خواهد گذاشت. از سوی دیگر عربستان با کمک قطر و سایر کشورهای عربی سعی می کنند از دیکتاتوری‌های عربی منطقه حمایت کنند و تمام تحولات را به خاطر ایران بدانند. آنان به دنبال خلق یک دشمن خارجی و سوق دادن نگاه‌ها به سمت ایران هستند. از سوی دیگر ترکیه نیز قصد دارد به عنوان رهبر کشورهای اسلامی الگوی دموکراتیک و تکثر گرایی خود را صادر کند و در کشورهای اسلامی و سطح دیپلماتیک دنیا کسب وجهه کند. آنچه در نگاه اول مرزهای کشورهای اسلامی را جبهه بندی کرده است بسترها و زیر ساخت‌های فرهنگی است که در طول تاریخ ایجاد شده و اکنون به صورت ناخودآگاه در حال مرزبندی کشورهای منطقه است.ایران کشوری با سابقه تمدنی و فرهنگی است که مرزهای آن در طول تاریخ معاصر بر اثر سیاست‌های نابخردانه اقوام بیابان گرد و قبیله‌ای قاجاریه کاهش پیدا کرد. مرزهای ایران، افغانستان و عراق، جمهوری‌های تازه استقلال یافته از شوروی و بسیاری از شهرهای کشورهای همسایه را در خود جای داده بود. ایران امروز به جای مانده از یک امپراطوری بسیار بزرگ و با تمدن است که دارای یک روح ملی بوده است. ایالت‌های بزرگی از خراسان و آذربایجان تا فارس و عراق و افغانستان و... که امروز بسیاری از این سرزمین‌ها جدا شده‌اند. ایران اکنون ادعای اشغال سرزمین و گرفتن خاک یک کشور را ندارد اما سابقه تمدنی و فرهنگی ایران باعث شده که کشورهای کوچک، وابسته، محافظه‌کار و بحران خیز منطقه در ذهن متوهم خود سابقه امپراطوری ایران را به عنوان دشمن خود قلمداد می‌کنند. ایران هیچ ادعای مرزی و اشغال سرزمینی به صورت پیش دستانه ندارد اما بسیاری از شهرها و کشورهای منطقه مثل عراق، آذربایجان، افغانستان، تاجیکستان، بحرین، امارات و... به علت تحت تاثیر بودن شهروندان و مراجع قدرت غیررسمی‌شان از ایران به صورت ناخودآگاهی در قلمرو فرهنگی شیعی، ایرانی قرار دارند. ایران به دنبال فتح سرزمین کشورهای دیگر نیست اما فرهنگ شیعی، اسلامی، ایرانی و عرفانی دارای جاذبه‌هایی هستند که آداب و رسوم، مراسم و جشن‌ها و حتی ادبیات و اندیشه ایرانی به راحتی نفوذ پیدا می‌کند. این امر تا حدی شایع است که کشورهای منطقه بسیاری از آثار باستانی و متفکران تاریخی ایران را با افتخار به نام خود ثبت می‌کنند.آنچه در کشورهای عربی به وقوع پیوسته است نتیجه دخالت ایران نیست. ایران بعد از انقلاب اسلامی هر چند خود را ام‌القری و صادرکننده انقلاب اسلامی معرفی کرد اما از سوی دیگر بیشترین امتیازات را به کشورهای عربی داد. جنگ ایران و عراق را کشورهای عربی حمایت کردند و حتی به صدام متجاوز کمک ارسال می‌کردند. شعار وحدت جهان اسلام و حمایت از سازمان کنفرانس اسلامی همیشه از اولویت‌های سیاست خارجی جمهوری اسلامی بوده است. آنقدر که اعراب به فکر تهاجم به ایران بوده‌اند و از تحریم‌ها و جنگ برضدایران حمایت کرده‌اند. ایران چنین نبوده و همیشه سعی در بهبود روابط، افزایش مسافرت‌های مذهبی و زیارتی، انجام معاملات بانکی، بورسی و تجاری و پیوند روابط دیپلماتیک با کشورهای اسلامی بوده است. ایران از همه کشورهای عربی، بیشتر برای لبنان و فلسطین هزینه داده است و به خاطر سیاست‌های ضد اسرائیلی خود با اروپا و آمریکا روابط انتقادی دارد و به انزوا کشیده شده است. هر چه ایران به سمت اعراب می‌رود و برای آنها هزینه می‌دهد آنها برعکس از اتحاد ایران، لبنان، سوریه، عراق و... هراس دارند و به دشمن تراشی خود ادامه می‌دهند و حتی ادعای سرزمینی نسبت به ایران دارند.ابن طفیل و ابن رشد روزگاری نقلی شدن و استبدادی شدن جوامع اسلامی را به عرفان و شیعه‌گری ایران ارتباط می‌دادند. جابری اندیشه‌های ابن‌سینا را باعث رشد خرافه‌گری و تخیلات غیر علمی در جهان عرب می‌داند. صدام حسین و دیکتاتورهای عرب نیز سابقه بی‌تمدنی و وابستگی و استبداد سرزمین‌های خود را به دوش ایران می اندازند. شهروندان عربی شهرنشین و با سواد شده‌اند و مسیر جهان زیستی دموکرات و تکثرگرای عصر اطلاعات خاورمیانه را به هم ریخته است. در عصر اطلاعات جایی برای دیکتاتورهای اشرافی نیست و نمی‌توان به بهانه ایران مردم را سرکوب کرد.ایران اگر کمی از سیاست‌های آرمان گرایانه و شرق محورانه خود دست‌برمی‌داشت و با رویکردی واقع‌گراتر روابط بین‌الملل را می‌نگریست و دستگاه سیاست خارجی ایران دارای طرح و برنامه‌های علمی و مصلحت‌گرایانه بود که منافع ملی ایران را مدنظر قرار می‌داد به راحتی قدرت نرم اسلامی، شیعی و عرفانی ایران می‌توانست قدرت امپراطوری ایران را بازگرداند و کشورها و ایالت‌های کوچک و ذره‌ای بی‌تمدنی که تنها از آب گل‌آلود میان ایران و هژمون روابط بین‌الملل ماهی‌گیری می‌کنند به راحتی به دست شهروندان کشورهایشان سرنگون می‌شدند.