http://didban.ir/ed-87.htm

 

 جریان های سیاسی ایران در فضای مجازی

 جریان به معنای نیروهای تداومی و اثرگذار در عرصه سیاسی است. کلیه متفکران، احزاب، جنبش ها و اصنافی که در ایران دارای پشتوانه فکری هستند و در طول تاریخ در مقاطع مختلف بر روندهای سیاسی اثرگذار بوده اند به معنای جریان گرفته شده اند. سیاسی به معنای پرداختن به موضوعات تدبیر عمومی، قدرت، دولت در دو شکل نیروها و افکار سازنده و نقد کننده می¬باشد که قصد دارند بر امر عمومی در جامعه با رویه های محافظه¬کار، انتقادی یا رادیکال اثربگذارند. عرصه سایبر به معنای زمینه های مجازی است که به خصوص در متن های اطلاعاتی و رسانه های کاربرمحور شکل گرفته است که اصلی ترین دغدغه آنها تولید قدرت نرم به قصد اثرگذاری بر افکار عمومی می¬باشد . بنابراین این نوشتار جریان های اصلی و اثرگذار سیاسی ایران را در محیط مجازی و سایبری عصر اطلاعات مورد واکاوی قرار می¬دهد.

 بیان مسئله: در دوران مدرن از ابتدای قرن 17 تا انتهای قرن بیستم، قدرت اغلب خود  در شکل لویتانی یعنی دولت ملت نمایان می¬ساخت. دغدغه اصلی متفکران علم سیاست شناسایی قدرت در قالب الگوهای سازمانی و بوروکراتیک بود. با ورود به قرن بیستم منطق مکانیکی قدرت تبدیل به منطقی کوانتومی شد و همین انقلاب کافی بود تا متفکران سیاست برای بررسی قدرت علاوه بر سازمانها و نهادهای بوروکراتیک با عرصه های سایبری و مجازی آشنا شوند که اکنون قدرت در آنها به شکل روایتی، سازه¬ای، روزمره و بسیار قدرتمند در حال تولید شدن است. انقلاب تکنولوژی های اطلاعاتی باعث شده است که اساسا جامعه شناسی سیاسی با مقوله ای جدید در بررسی قدرت مواجه شود که بر اساس آن تمام عرصه سیاسی را در حال دگرگون ساختن می¬باشد به نحوی که حضور نداشتن در فضای سایبر را مترادف با نادیده شدن می¬گیرند . در این نوشتار قصد داریم عمده جریان های سیاسی ایران را در فضای سایبر مورد بررسی قرار دهیم.

 جریان به معنای نیروهای  تداومی و اثرگذار در عرصه سیاسی است. کلیه متفکران، احزاب، جنبش ها و اصنافی که در ایران دارای پشتوانه فکری هستند و در طول تاریخ در مقاطع مختلف بر روندهای سیاسی اثرگذار بوده اند به معنای جریان گرفته شده اند. سیاسی به معنای پرداختن به موضوعات تدبیر عمومی، قدرت، دولت در دو شکل نیروها و افکار سازنده و نقد کننده می¬باشد که قصد دارند بر امر عمومی در جامعه با رویه های محافظه¬کار، انتقادی یا رادیکال اثربگذارند. عرصه سایبر به معنای زمینه های مجازی است که به خصوص در متن های اطلاعاتی و رسانه های کاربرمحور شکل گرفته است که اصلی ترین دغدغه آنها تولید قدرت نرم به قصد اثرگذاری بر افکار عمومی می¬باشد . بنابراین این نوشتار جریان های اصلی و اثرگذار سیاسی ایران را در محیط مجازی و سایبری عصر اطلاعات مورد واکاوی قرار می¬دهد.

 چارچوب تئوریک: برای اینکه بتوان جریان های سیاسی ایران در فضای سایبر را شناسایی کرد نیاز به چارچوبی تئوریک داریم تا بر منطق درونی و عقلانیت حاکم بر جهان زیست آن منطق جریان ها را دسته بندی کنیم. متفکران علم سیاست و جامعه شناسی سیاسی برای تقسیم بندی جریان ها از استانداردهای ایدئولوژیک، اقتصادی، سیاسی و ... استفاده می¬کنند. بر اساس منطق سیاست جریان های سیاسی اغلب به سه جریان طرفدار وضع موجود، منتقد وضع موجود و رادیکال نسبت به وضع موجود تقسیم می¬شوند. از منظر اقتصادی جریان های سیاسی به سه گروه لیبرال طرفدار اقتصاد بازار و جهانی شدن، مارکسیت طرفدار دولتی شدن و رسیدگی به محرومان و سوسیالیسم میانه تقسیم می¬شوند. برخی نیز جریان های سیاسی را بر اساس پایگاه اجتماعی و وابستگی به طبقات پایین، متوسط یا بالا دسته بندی می¬کنند. در ایران استاندارد تقسیم جریان های سیاسی آمیختگی زیادی با فرهنگ و به خصوص بخش مذهب دارد. هر چند که اقتصاد، سیاست و پایگاه های اجتماعی می¬تواند در تقسیم جریان های سیاسی در ایران کاربرد داشته باشد اما متغیر نهایی و اثرگذاری که باعث جدایی جریان های سیاسی از یکدیگر در محیط سایبر می¬شود اغلب به نوع نگرش های فرهنگی، سازه های مذهبی، منابع اطلاعاتی ارجاع دهنده و در یک کلام جهان زیست جریان ها برمی¬گردد. جهان زیست در این مقاله چارچوبی است که عناصر جغرافیایی، منبع اطلاعاتی، گونه های فرهنگی، سازه های مذهبی و در آخر عناصر سیاسی و اقتصادی با یکدیگر استانداردی را شکل می¬دهند که می¬تواند برای تقسیم بندی جریان های سیاسی فضای سایبر در ایران کاربرد داشته باشد. با توجه به این چارچوب جریان های سیاسی در فضای سایبری ایران را به سه دسته کلی جریان های سیاسی بومی، جریان های سیاسی مدرن و جریان های سیاسی وابسته تقسیم می¬کنیم که هر کدام دارای زیرمجموعه های خردتری می¬باشند.

 1-جریان سیاسی بومی: جریان های سیاسی فضای سایبر در ایران به لحاظ جغرافیایی در ایران فعالیت می¬کنند و اغلب فارسی زبان هستند و در قالب قوانین و عرف جمهوری اسلامی به تولید نماد و سازه های سیاسی مشغولند. به لحاظ منبع اطلاعاتی اغلب جریان های بومی دغدغه حفظ میراث ایرانی و اسلامی را دارند و بر این باورند که تفاوت هایی میان عقلانیت های گوناگون وجود دارد. عقل و استانداردی که روایت های مشروع زندگی و سبک های مختلف زندگی را رقم می¬زند در ایران شکل خاصی دارد. آنچه برای بومی گرایان فضای سایبر اهمیت دارد بازگشت به خویشتن و پروراندن ایده¬های اسلامی و ایرانی است به نحوی که در عصر اطلاعات با شتاب گرفتن جهانی شدن منحل در تکثرگرایی و هجوم قدرت های نرم و جذاب غیر ایرانی نشویم. مبنای جمهوری اسلامی ایران روایتی از به متن درآمدن حاشیه هایی بود که مدرنیته به چالش کشیده بود. انقلاب اسلامی ایران سبک جدیدی از به جریان انداختن قدرت در جامعه را سامان داد که متفاوت با الگوهای شناخته شده و مورد پذیرش زمان خود بود. بومی گران از زاویه اسلامی و ایرانی اغلب روایت های همدلانه تا انتقادی را نسبت به بازی دادن مذهب و اخلاق در سیاست را سامان دهی می¬کنند. تاکید بر اسطوره های ایران باستان، حقوق بشر ایرانی، اندرزنامه نویسی ایرانی، فقه و حکمت اسلامی همه منابعی است که پدیدارهای مشروع قدرت سیاسی را در عرصه سایبر ترویج می¬کند. اغلب سایت ها، وبلاگ ها و شبکه های اجتماعی در ایران دغدغه زیادی نسبت به آمیختن جهان زیست سنتی ایرانی اسلامی با سامان دهی قدرت دارند و بر همین اساس آنها به سمت احیای سنت و میراث به جای مانده ایرانی تلاش می¬کنند. روایت های سیاسی بومی گرایان در فضای سایبر طیف های متعددی را در برمی¬گیرد. اصلی ترین طیف که قدرت مرکزی در ایران را به دست دارد فقیهان هستند که به خصوص با پشتوانه حکومت و میراث حوزه¬های علمیه در حال تولید سازه های اسلامی در فضای سایبری می¬باشند. طیفهای بومی گرای سایبری اغلب دغدغه حفظ وضع موجود و یا اصلاحات در چارچوب قانون اساسی را پذیرفته اند. برخی از احزاب بومی گرا در ایران که دارای متن سیاسی سایبر هستند عبارتند از: موتلفه، کارگزاران، مردم سالاری، روحانیت مبارز و .... که سایت هایی مثل شما، شفاف، فرارو، بازتاب، الف، خبرآن لاین و .... دارند. طیف های اصلاح طلب تا اصولگرا و حتی ملی گرا در این جریان جای می¬گیرند. عمده ضعف سازه¬های سیاست در بومی گرایان تک صدایی، مانیفست گونگی، عدم توجه به مخاطب و ضعف نرم افزاری می¬باشد، به نحوی که بسیاری الزامات قدرت در عصر اطلاعات را جدی نگرفته اند و در حد کاغذ اخبار، اطلاعیه حزبی، تحلیل های درونی بدون توجه به فضای کاربرمحور، متکثر و چندرسانه ای عصر اطلاعات در حال تولید گفتمان خود هستند.  

 2-جریان سیاسی مدرن

 جریان مدرن به کلیه سایت ها و وبلاگ هایی می¬گویند که اغلب توسط نخبه¬گان، احزاب و نیروهای سیاسی در خارج از ایران سامان دهی شده اند. جریان مدرن چندان علاقه ای به سنت بومی ایران ندارد. رویکرد جریان سیاسی مدرن به تفکیک کردن حوزه ها و قرار دادن امور با روش استقرایی در جایگاه خودشان است. جهان زیست مدرن اغلب در فضاهای سایبری خود را در قالب استاندارها و منطق جهانی تعریف می¬کند. نگاه جریان مدرن به تاریخ و توسعه کشورها کاملا خطی است، به این معنا که انسان ها دارای جوهری مشترک هستند که در قالب توجه به شادی، لذت، قدرت و ثروت به صورت بیشینه کردن سود و کم کردن زیان قابل تحلیل و مدیریت می¬باشند. علم جریان نهایی تفکر بشر می¬باشد که توانسته است روایت های متافیزیکی فلسفه، حکمت و اسطوره را کنار بزند. جریان مدرن بر این باور است که با عبور انسان ها از قیاس اندیشی های کلی وارد تمدن جدید می¬شوند که ربطی به شرق و غرب ندارد اما غرب زودتر به حیطه تفکر اسطوره زدا و علمی وارد شده است. بنابراین باید امر عمومی را نیز بر اساس تفکرات علمی و استقرایی سامان داد. زمانی که جریان سیاسی مدرن وارد سامان دهی امر عمومی می¬شود رویه های مهندسی امور انسانی شکل می¬گیرد. مدیریت، اقتصاد، روابط بین الملل و ... هر کدام به صورت آکادمیک عرصه ای از جامعه را به سمت توسعه های شاخصی و کمی سوق می¬دهند. این الزام تاریخ است که جوامع از بدویت های جاهل به سمت مدنیت های علمی حرکت می¬کنند.

 در ایران جریان سیاسی متجدد در فضای سایبری دارای روایت های بسیار زیادی است. شایع ترین روایت طرفداران دموکراسی خواه و لیبرالیستی است که اقدام به زدن سایت ها، وبلاگ ها و شبکه های اجتماعی کرده اند که از آزادی سکولاریستی و اداره جامعه به شیوه های قرارداد اجتماعی دفاع می¬کنند. غایت یک جامعه آرمانی از منظر آنها ایجاد فرصت هایی برای شهروندان آزاد و منتقد است که چرخش نخبگان را ایجاد می¬کنند و خط قرمزهای سیاست را حقوق بشر تعیین می¬کند. از سوی دیگر برخی از روایت های سیاسی نوگرایان به سمت اندیشه های انتقادی مارکسیتی حرکت می کند به صورتی که اعتقاد دارند سرمایه داری و سلطه کمی پول بر زندگی بشر باعث شده ارزش های اجتماع انسانی نادیده گرفته شود. این جریان سیاسی تنها سیاست گذاری های سوسیالیستی را قبول دارد. روایت دیگر مربوط به طرفداران حقوق زنان است که بر این باورند جامعه ایرانی به شدت پدرسالار است و زنان ایران دچار تبعیض مضاعفی هستند. روایت آخر سیاسی در ایران نیز مربوط به قرائت های بسیار جدیدی است که به همه چیز بی ایمانند. این روایت ها پسامدرن هستند و می¬گویند: هیچ شالوده و جوهری در هیچ اقدام و اندیشه بشری وجود ندارد و قدرت های ریز و درشت هستند که عمل تقدم بر اندیشه را برعکس جلوه می¬دهند. اغلب سایت ها و وبلاگ هایی مثل گویا، پیک نت، راه کارگر، تغییر و برابری، دگربان، خودنویس و ... نماینده جریان مدرن به شمار می¬آیند. 

 3-جریان سیاسی وابسته: ایران به لحاظ جغرافیایی در مکان حساسی قرار گرفته است که در پیگیری منافع ملی اش با قصدیت های خارجی زیادی برخورد می¬کند. مخاطب قرار دادن فارسی زبانان و تاثیر بر افکار عمومی ایران برای بسیاری از کشورهای خارجی اهمیت حیاتی دارد. آمریکا، اسرائیل، انگلستان، آلمان و برخی کشورهای عربی اقدام به راه اندازی سایت ها و وبلاگ هایی کرده اند که توانایی اعمال قدرت نرم بر ایران را از دست ندهند. هر چند در مبادلات فرهنگی به خصوص در بحث دیپلماسی عمومی موسیقی، سینما، ورزش، تفریحات، جهانگردی، نمایشگاه، دانشگاه و ... می¬توانند ابزارهایی باشند که از طریق آنها سازه¬های مدیریت افکار عمومی به نحو غیرمستقیمی انتقال پیدا می¬کنند اما در عصر اطلاعات تولید قدرت نرم در فضای سایبر با توجه به الزامات آن اهمیت فوق العاده ای دارد. در دورانی که فرهنگ رادیویی و تلوزیونی حاکم بود اغلب انگلستان برای فارسی زبانان اخبار و تحلیل های سیاسی مدنظر خود را ارائه می¬داد. با گسترش ماهواره جریان سیاسی وابسته به سمت تلوزیون حرکت کردند و شبکه های سلطنت طلب، تفریحی، ورزشی در کنار صدای آمریکا و بی بی سی ایجاد شدند. شبکه ها به تدریج برای خود سایت ایجاد کردند و اغلب رادیوهایی مثل اسرائیل، فردا یا شبکه هایی مثل الجزیره و العربیه برای فارسی زبانان سایت ایجاد کردند.

 البته در این فضا گوگل، یاهو، تویتر و به خصوص فیس بوک فضاهایی را ایجاد کردند که در عین اینکه به شهروندان جهانی امکانات رایگان می¬دادند، دیتا بیس بسیار مهمی از تحولات دنیا و افکارسنجی های دقیق را در اختیار خاالقان آن قرار می¬دهد. قدرتمندترین نرم افزارها و کاربرردی ترین امکانات در عصر اطلاعات در حیطه شبکه های اجتماعی به وجود آمده است که در دنیای فارسی زبانان نیز گسترش پیدا کرده است. جریان های وابسته سیاسی در فضای سایبر ایرانی اغلب منافع ملی کشورهای تغذیه کننده را دنبال می¬کنند. البته در این راه از استراتژی های بسیار زیرکانه ای استفاده می¬کنند. اغلب آنها به سراغ حاشیه هایی مثل زنان، اهل سنت، طبقه متوسط، بیکاران، مرزنشینان و ... می¬روند و در این راستا هر اقدامی که دولت ایران انجام دهد به چالش می¬کشند. استاندارد خاصی را دنبال نمی¬کنند بلکه اغلب به دنبال زدن تابوها، مقدسات و همه اعتقادات ملی و اسلامی ایرانیان هستند. سایت هایی مثل زمانه، بی بی سی، رادیو فردا، رادیو اسرائیل، صدای آمریکا، دویچه وله، العربیه و الجزیره فارسی در این دسته جای می¬گیرند.

 

 نتیجه گیری و راهکار برای جمهوری اسلامی

 جمهوری اسلامی به دو شکل می¬تواند سیاست گذاری جریان های سیاسی فضای سایبر را انجام دهد. در شکل اول دولت خود به عنوان اصلی¬ترین قوه قاهره و حاکمیت در مرزهای ایران باید با توجه به فراهم نمودن زیرساخت ها و امکانات سایبری با سرعت بیشتری به عصر اطلاعات قدم بگذارد. فضای تولید قدرت نرم ایران به خصوص در شکل دولت الکترونیک و ارائه خدمات به شهروندان با توجه به کم بود سواد سایبری، دست چندم بودن و نبود نرم افزارهای جدید، کم بودن سرعت اینترنت و پایین بودن سطح کیفی زیرساخت ها، نیم جان می¬باشد و نتوانسته است توقعات سطوح زیادی از شهروندان جامعه را برطرف نماید. ساختار سیاسی ایران به لحاظ مدیریت فضای کارآمدی سایبری در عصر مکانیکی و بروکراتیک زندگی می¬کند. بنابراین اولین قدم سامان دهی امر عمومی در ایران برای افزایش سرعت، کارآمدی و افزایش رضایت و مشروعیت وارد شدن نظام سیاسی به عنوان اصلی ترین جریان سیاسی در ایران به حوزه سایبر می¬باشد. شکل دوم آموزش نیروی انسانی، راه اندازی سایت و شبکه های اجتماعی و ایجاد قوانین فرصت سازی است که روند بازتولید، گردش و نظارت قدرت را تسهیل می¬کند. اغلب جریان های سیاسی در ایران به خصوص جریان های قانونی محافظه کار و منتقدی که در داخل فعالیت می¬کنند هنوز الزامات قدرت نرم و دیپلماسی عمومی را جدی نگرفته اند. سایت ها، وبلاگ های جریان های سیاسی در ایران اغلی یک طرفه و مبتنی بر روابط قدرت از بالا به پایین است. شیوه های توده ای رادیو و تلوزیونی که مربوط به قرن بیستم است در این جریان ها به کار گرفته می¬شود. در حالی که راز ماندگاری و اثرگذاری بر افکار عمومی مبتنی بر احترام به تکثرها، گوش دادن به موضوعات و اظهارنظرها، بی طرفی در ارائه تحلیل، کشاندن متن سایبری به سمت وادار کردن مخاطبان به تولید گزاره و احترام به هویت های گوناگون می¬باشد. رویه اغلب جریان های سیاسی در فضای سایبر بسیار مکانیکی و توده ایست به نحوی که امکانات کاربرمحوری و به خصوص مشارکت مخاطبان به صورت شبکه های اجتماعی در نظر گرفته نمی¬شود. جریان های سیاسی در فضای سایبر هنوز بر منطق کتبی و توده ای روزنامه، کتاب و تلوزیون فعالیت می¬کنند و صفحه اینترنت برایشان حکم برگه اعلامیه و مانیفست حزب یا بلندگو و دوربین تلوزیون را دارد. این شکل برخورد مخاطبان را کنشگرانی می¬داند که به راحتی تحت تاثیر تبلیغات قرار می¬گیرند و با بمباران اطلاعاتی می¬توان به مدیریت آنها پرداخت . در حالی که اصل محوری ماندن شکوفای یک جریان سیاسی در متن سایبر توجه به الزامات متکثر، کاربرمحورانه و چند رسانه ای عصر اطلاعات می¬باشد و این اصل مهم استراتژیک به خصوص برای ایران که در معرض انواع دیپلماسی عمومی و محوریت اغلب تحقیقات قدرت نرم است باید کلیدی قلمداد گردد.