http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=132165

 یکی از جنبه‌های بسیار اثرگذار و موضوعات اصلی علوم سیاست مربوط به تنظیم روابط میان دولتها است. روابط بین‌الملل از 1990 به بعد به لحاظ روش شناسی و جنبه‌های عملی تحولات زیادی را از سرگذرانده است.

ایدئولوژی‌های کلان روایت‌های تک ‌گو و خطی از رونق افتاده‌اند و ملت‌ها بیش از دولت‌ها صاحب حق شده‌اند.

جهانی شدن در موضوع اقتصاد و ایجاد شدن قدرت روزمره‌ای که از کنترل و انحصار دولت‌ها خارج است باعث شده روابط بین‌الملل وجه جدیدی از قدرت را نمایش دهد. دقیقا متناسب با این فضا در روش‌شناسی سطوح تحلیل تئوریک به سمت تئوری‌های انتقادی، انعکاسی، سازه‌ای، پسامدرن و... حرکت کرده است. از سال 2000 به بعد تکنولوژی‌های اطلاعاتی این رویه را شدت بخشیدند.

تکنولوژی‌های اطلاعاتی در قالب موبایل، ماهواره، اینترنت، کامپیوتر و... توانستند بشر را تبدیل به کاربرانی فعال کنند که به صورت جهانی به تولید نماد مشغول است.

تکنولوژی‌ها ارتباطات بشری را از سطوح دولتی خارج کردند و به شهروندان جهانی سپردند. فضاهای مجازی و نرم‌افزارها و شبکه‌های اجتماعی امکانات وسیعی را ایجاد کردند که قدرت را به شکل سیاسی و نرمی‌به جریان انداخت.

روابط بین‌الملل با وجه جدیدی از قدرت نرم آشنا شد که تاکید آن بر فرهنگ، ارزش‌ها و هویت‌ها بود و از طریق فضای مجازی تولید و پخش می‌شد. قدرت نرم به معنای اثرگذاری بر دیگران از طریق ناخودآگاهی و صورت‌های اقناع است. قدرت نرم دقیقا با فضای متکثر، کاربر محور و ایدئولوژیک سایبری ارتباط دارد. در اوایل مشروطه ایرانیان با تکنولوژی‌های مکانیکی مثل لوکوموتیو، ماشین، الکتریسیته، دانشگاه، ارتش وبروکراسی آشنا شدند و بسیار تلاش کردند که سنت وحدت وجودی و تکنیک‌های ساده و دم دستی خود را با مکانیک مدرنیته آشتی دهند. تعداد مخالفان و منتقدان اندیشه‌ای در مشروطه که مخالف تکنیک‌های مکانیکی بودند بسیار زیاد بود. بالاخره اندیشه راه به جایی نبرد و ایرانیان توسط بازی‌های قدرت و خواست اراده معطوف به قدرت متفکران و سیاست‌گذاران مدرنیته اقتدارآمیز را تجربه کرد. اکنون ایرانیان در قرن بیست‌ویکم وارد عصر اطلاعات شده‌اند.

تکنولوژی‌های جدیدی چون موبایل، کامپیوتر، اینترنت، فیس بوک،... وارد ایران شده‌اند و متناسب با ورود این تکنولوژی‌ها فضای طبیعی و انسانی ایران تغییر خواهد کرد. در بعد روابط بین‌الملل با خلق شدن قدرت نرم به وسیله تکنولوژی اطلاعات و جهان زیست ناشی از آن می‌توان دو جهت‌گیری و پدیدار اجرایی قدرت را مشاهده کرد:

1- وجه خشونت‌آمیز(جنگ نرم): وجه اول مربوط به پدیدار شدن تکنولوژی اطلاعات در ذهنیت اغلب متفکران، سیاستمداران و شهروندان ایرانی است، به نحوی که تکنولوژی‌های مدرن را ابزار دشمن قلمداد می‌کنند.

جنگ نرم دقیقا به همین فضا اشاره دارد. تمدن‌ها با هم درگیری دارند.

اختلاف‌های عقیده‌ای و زبانی در سراسر جهان در حال پخش شدن است. تضادها زیاد شده وتکنولوژی‌های اطلاعاتی نیز ابزار دست سرمایه‌داری، صهیونیسم، آمریکا و غربی‌ها است. همه کشورهای خارجی دشمن ایران محسوب می‌شوند و به خصوص فضای مجازی فرصتی برای شیخ‌نشین‌ها و غربی‌ها ایجاد کرده که به ایران ضربه بزنند. جنگ نرم همیشه دنبال جاسوس می‌گردد و اعتقاد دارد دست‌های پشت پرده و مخفی خود را در قالب جی‌میل، یاهو، گوگل، فیس‌بوک و توییتر مخفی کرده‌اند تا ایران را مورد هجوم قرار دهند. هر چه با فضای سایبری ارتباط نداشته و شبکه‌های اجتماعی داخلی را تقویت کنیم استراتژی‌‌های دشمن به هم می‌خورد.

2- وجه مساعدت‌آمیز (دیپلماسی عمومی): وجه مخفی و فراموش شده کاربرد تکنولوژی اطلاعات و ایجاد شدن قدرت نرم در روابط بین‌الملل مربوط به دیپلماسی عمومی‌ است. کار کردن به شکل راست محورانه و تعهدگرایانه از موضوعات دیپلماسی عمومی‌است که قصد دارد بر افکار عمومی‌اثرگذار باشد. سیاستمداران و اندیشمندان سیاسی ایران هنوز اینترنت و ماهواره را به صورت مسالمت‌آمیز به جهت تامین منافع ملی ایران نمی‌نگرند.

دیپلماسی عمومی‌یکی از محورهای اصلی سیاست خارجی کشورها است تا از طریق نهادهای غیردولتی و افراد منافع ملی کشور حمایت‌کننده را تامین سازند. دیپلماسی عمومی‌ نوعی تعلیق داوری است که شهروندان می‌آموزند کمی‌ساکت باشند و از استاد خود بیاموزند. این گونه استفاده از قدرت نرم منجر به تکیه بر افکار عمومی‌ و احترام به آنهاست. دیپلماسی با حکومت‌مندی در عصر اطلاعات هماهنگی دارد.

آنچه در ایران شاهد آن تصمیم تکیه بیش‌از اندازه کاربردی شدن قدرت نرم در وجه جنگ نرم است. اکنون با توجه به نگاه امنیتی ایرانیان قدرت نرم در عرصه روابط بین‌الملل را بیشتر از زاویه دشمن‌شناسی و نفی کردن کشورهای مختلف می‌بینند.

در حالی که دیپلماسی عمومی‌یکی از وجوه کاربردی شدن قدرت نرم‌ است که به جای نفی و سلبی بودن بر ایجاب‌ها و بایدها پافشاری دارد. کسانی که به دیپلماسی عمومی‌ باور دارند بر اقتصاد، جهانگردی، تکنولوژی اطلاعات، رسانه و شهروندان تاکید دارند.

ایرانیان آرمان گرایند و چندان با رویکرد محافظه‌کار و اصولگرایانه جنگ نرم کنار نمی‌آیند. فکر و اندیشه ما در جهان معاصر آشوب زده است به نحوی که مدام انتقاد می‌کنیم. رویکرد جنگ نرم هر چند به نظر جالب می‌آید اما در نهایت آن کشوری می‌تواند به تولید ملی برسد که اصول و پیش‌فرض‌های دیپلماسی عمومی‌را حفظ کنند. ایرانیان در مورد قدرت نرم منطق جنگی و فضای ایدئولوژیک را حفظ کرده‌اند و نباید تنها به یک تک موضوع علاقه داشته باشیم.