http://www.mardomsalari.com/Template1/Article.aspx?AID=20564#131980

رفتارهای انسانی مانند پدیده‌های ریاضی و تجربی پیش‌بینی‌پذیر نیستند. شاید در علوم ریاضی و تجربی بتوان قوانین ثابتی وضع کرد که در مورد بسیاری از پدیده‌ها پاسخ یکسان داشته باشد اما در مورد پدیده‌های انسانی این امر امکان پذیر نیست زیرا رفتارهای انسان‌ها ریشه در شخصیت‌شان دارد و چون شخصیت انسان‌ها باهم متفاوت است این تغییر رفتارها بیشتر به چشم می‌آید. در مورد پدیده‌های انسانی چون قوه اختیار آدم‌ها بسیار مهم و کلیدی است و انسانها با استفاده از این قوه، به کنشگری دست می‌زنند و انتقاد می‌کنند و هم اینکه بسیاری از پدیده‌های انسانی خاصیت جمعی دارند و چون افراد زیادی با خصوصیات رفتاری بی شمار در کنار هم قرار می‌گیرند. بنابراین خاصیت غیرقابل پیش بینی شدنشان بیشتر می‌شود. درمورد پدیده‌های جمعی سیاسی به علت اینکه خاصیت بر هم زننده و پیچیده‌ای بر فضای سیاسی حاکم است بنابراین همه این دلایل باعث می‌شود که در بسیاری از موارد پیش بینی ها در این موارد غلط از آب دربیاید.سال جدید به عنوان سال تولید ملی، کار و سرمایه اجتماعی نامیده شد و این در حالی است که در سالهای اخیر بیشترین کالای چینی وارد بازار شده است و تقریباً بسیاری از مراکز تولیدی کشور در رقابت با کالای چینی توان خود را از دست داده‌اند و از گردونه خارج شده‌اند. وضعیت اقتصاد کشور که روز به روز بدتر می‌شود و نرخ تورم شیب تصاعدی خود را با سرعت به پیش می‌برد در حال حاضر نقل قول بسیاری در روزنامه‌ها محل کار و حتی مهمانی‌های خصوصی همین بالا رفتن قیمت کالاهاست که قدرت خرید مردم را بسیار پایین آورده است. دادن یارانه‌های نقدی هم فقط پول در دست مردم را افزایش داد و مردم را به فکر انداخت که با این سرمایه‌های سرگردان چه کار کنند. گاهی به سمت خرید سکه می‌روند، گاهی به سمت خرید دلار و شاید هم بعد از آن به سمت خانه، زمین بروند تا شاید بتوانند پول در دست خود را با همان ارزش روز حفظ کنند و زیاد به دنبال سود نباشند. دولت هم برای این معضل راهکارهایی را به اجرا گذاشت اینکه به طرح پیش فروش سکه روی می‌آورد تا شاید بتواند این سرمایه‌های سرگردان در دست مردم را به سمت تولید ملی هدایت کند. برای ارز و دلارهم محدودیت‌هایی گذاشت و ارز دونرخی طرحی بود برای اینکه بتواند صادرات کشور را افزایش دهد اما با تمام این طرح هایی که دولت پیاده کرد ما شاهد ثبات بازار آنطور که باید و شاید نبودیم و همچنان این سرمایه‌های سرگردان منتظر یک مکان خوب برای سرمایه گذاری هستند.اما همیشه مشکلات اقتصادی با فکر اقتصادی حل نمی‌شود، بعضی مواقع یک اتفاق سیاسی اقتصاد را تغییر می‌دهد مثلاً همین مذاکرات که در استانبول برگزار شد. اینکه دنیا و کشورهایش را به رسمیت بشناسیم و به بحث و گفت‌وگو درباره مسائل مهم بپردازیم مسلماً نه تنها در روابط خارجی بلکه در مسائل داخلی ما تاثیر فراوان می‌گذارد. همین چند روز شاهد کاهش قیمت سکه بودیم وهمچنین شاخص بورس نیز رشد خوبی داشت. همه اینها باعث می‌شود دلالی به حاشیه برود و کم کم بسیاری از مشکلات اقتصادی کشور ما نیز حل شود. مذاکره با کشورهای دیگر منجر به این می‌شودکه کشورهای دیگر هویت ایران را به رسمیت بشناسند که این باعث رشد همکاریهای اقتصادی و تجاری می‌شود. صادرات و واردات ما محدود به چند کشور نمی‌شود، گردشگری ما پیشرفت می‌کند و سرمایه زیادی از این طریق وارد ایران می‌ شود و همچنین درداخل کشور نیز سرمایه داران احساس‌ترس نمی‌کنند که سرمایه‌گذاری در ایران سودی ندارد و هر لحظه ممکن است که با شکست مواجه شوند به همین علت خود این سرمایه‌گذاران نیز ایران را محل مناسب می‌بینند. به راستی باید پذیرفت که سرمایه‌، گریز پاست. سرمایه به هیچ وجه ریسک نمی‌کند که در جایی ساکن شود یا جایی که احتمال برد آن ضعیف است. باید قبول کرد که اقتصاد بسیار خشک وبی اخلاق است. نمی‌توان آن را مجبور کرد به خاطر منافع ملی در ایران بماند، سرمایه ناخودآگاه به سمت سود بیشتر و اضافه شدن می‌رود. بنابراین برای اینکه بتوان سرمایه را در داخل کشور نگه داشت و برای تولیدات ملی استفاده کرد تنها نیاز به امنیت است امنیت اقتصادی و اینکه هرکس حداقلی از اطمینان را داشته باشد که سرمایه‌اش به هدر نخواهد رفت و امنیت تنها از راه رابطه مسالمت آمیز با دنیا به دست می آید که این رابطه مسالمت آمیز باعث شود نه تنها سرمایه‌های ایرانی از کشورخارج نشود بلکه بتوان جذب سرمایه خارجی هم داشت. در این عرصه‌ها نمی‌توان به اخلاق زیاد متکی بود زیرا در پدیده‌های جمعی کمتر می‌توان عنصر اخلاق را مهم دانست بنابراین برای تولید ملی بیشتر و قطع واردات بی رویه کالا از سوی کشورهایی مانند چین تنها باید با دنیا رابطه برقرار کرد و تساهل سیاسی روا داشت تا شاید بتوان این اقتصاد دست و پا شکسته را ترمیم کرد.