فرهیختگان 12 اردیبهشت

مقدمه: با ورود اجتماعات بشری به مدرنیته و حاکم شدن فرهنگ کتبی بروکراتیک با توجه به اینکه منطق ریاضیات خشک و قوانین متصلب سازمانی بر زندگی بشر حاکم می­گردد، انسان به صورت ناخودآگاهی از نظم سریالی و موزائیک وار عصر مکانیک خسته می­شود. شورش­ها، اعتراضات و انتقادات متفکران رمانتیک، مارکسیست، مذهبی، لیبرال، فمنیست و جماعت­گرا به این سازه های مدرنیته در ابعاد گوناگون در هر دوره به شکل متن خود در­می­آید. ایران با دیکتاتوری توسعه گرای پهلوی ها توسعه ای ناموزون را آغاز کرد و با توجه به ساختار و سازه های متن مذهبی در ایران اعتراضات به مدرنیته رادیکال و از بالا به پایین در قالب فرهنگ شیعی صورتی انقلابی به خود گرفت. یکی از اندیشمندان بزرگ و ایدئولوژیست­های انقلابی در ایران آیت اله مطهری می­باشد که به همراه امام خمینی، دکتر شریعتی، ایت اله طالقانی و ایت اله بهشتی اصلی ترین متفکران انقلاب اسلامی ایران به حساب می­آیند.

سی و چند سال پیش رسم بر این بود که برای مقابله با غیریت های اندیشه ای متفکران اصلاحگر جامعه در همه موضوعی از فیزیک تا نجوم، قرآن تا سیاست و اقتصاد خبره باشند. ایت اله مطهری نیز در عصر مانیفست های چه باید کرد آثار ارزشمندی تولید کرد که جز متون ماندگار و معیار سیاست­گذاری های عمومی در جمهوری اسلامی ایران گردید. ایت اله در سه جبهه به صورت کلامی و فلسفی از استدلال های اسلامی استفاده می­کرد. او در برابر سنت گرایان انزوا گرا، مارکسیست های انقلابی در گونه های مذهبی و غیرمذهبی و لیبرال های سکولار سخنوری می­کرد و می­نوشت و تمام تلاش خود را به کار برد تا در برابر طیف بسیار زیاد، پر کار و سابقه دار جریان های رقیب بایستد و در موضوعی از آنها عقب نیفتد.  

آنچه اندیشه مطهری آغاز کرد

1-عقلانیت: مطهری جز معدود سنت گرایانی بود که با داشتن تحصیلات حوزوی جرئت استفاده از عقل را داشت. او به دنبال زنده کردن یکی از منابع ارزشمند و فراموش شده اسلامی بود که زیر بار سنت های نقل گرا و سایه سنگین اساتید برجسته مغفول مانده بود و تنها ابزاری در جهت حاشیه نویسی های متعدد گردیده بود. زنده کردن عقلانیت توسط مطهری در این بود که او چشمان خود را بر روی واقعیات جامعه گشود و توانست موضوعاتی که تا کنون دیده نمی­شدند و به عرصه معاش و زندگی جمعی انسان ها تعلق داشتند مورد بازبینی قرار دهد و به نوعی فقه اجتماعی و سیاسی را زنده کرد. ایت اله دروس جدید را آموخت و به دانشگاه قدم گذاشت موضوعات جدید اجتماع انسانی را دید و واقعیت های زندگی جمعی انسان ها را به صورت فقه مصلحتی مطرح کرد.

2-اعتدال: شباهت بسیار زیادی میان مطهری و جریان های اعتدالی تاریخ فلسفه وجود دارد. ایت اله در اغلب تحلیل های خود در مورد اقتصاد، سیاست، فرهنگ و حتی بحث های مبنایی و روشی سعی می­کرد تنها به گفتن استدلال های خود که برآمده از قرآن و حدیث و سنت بود اکتفا نکند بلکه ابتدا استدالال کسانی که مثل او فکر نمی­کنند را می­آورد به صورت منطقی به آنها جواب مب­داد و بعد برداشت خود از اسلام را مطرح می­کرد. گونه ای از عقلانیت اعتدلالی و طبیعی در نوشته ها و مباحث مطهری وجود دارد.

3-اصول: ایت­اله اندیشمندی بود که ظواهرگرایی بدون اندیشه و عادات تکراری که زمانی در متن خود جواب می­داد و اکنون در متون های جدید بی محتوا شده بود تفسیر به روز کرد. اصول محافظه کارانه مطهری در اندیشه سیاسی و اقتصادی هر چند در جو متافیزیکی آن دوران مطرود بود اما امروز اغلب تحلیل گرایان آرامش و اعتقاد مطهری به اصول را می­ستایند که چگونه جلوی اقدامات رادیکال و هزینه زا را می­گرفت. مطهری از یکسو متافیزیک بسیار سنگین و بی پرسش متون را کنار گذاشت و از آنها تفسیری نو ارائه داد و از سوی دیگر در برابر تفسیرهای التقاطی رادیکالی که از سوی چپ گرایان مطرح می­شد ایستاد و از اصول اسلامی که به مصلحت جامعه بود کوتاه نیامد.

آنچه در اندیشه مطهری ناتمام ماند

1-روش شناسی: یکی از انتقاداتی که بر نوشته ها و آثار به جای مانده از مطهری وجود دارد بحث روش شناسی و کمبود روش های جمع آوری اطلاعات در کار اوست. آنقدر مسائل جدید زیاد مطرح می­شد و مطهری در بحران حوادث تنها بود که فرصت اندیشیدن به روش های دست یابی به اطلاعات درست را نداشت. مطهری بیشتر به روش های حکیمان و متکلمان اندیشه تولید می­کرد و چندان مبانی روش علمی و آکادمیک را دنبال نمی­کرد. البته در آن دوران که هجوم ایدئولوژی ها و سخنرانی برای توده ها مطرح بود جایی برای علم و روش های آکادمیک مطرح نبود اما به هر صورت کارهای مطهری صبغه کلامی و حکمتی دارد و معیارهای علمی آن ضعیف است.

2-قضاوت های سریع: هر چند اندیشه ها را باید در متن خود بررسی کرد و نقدها با توجه به زمانه باشد اما گذر زمان نشان می­دهد که قضاوت های اندیشمندان تا چه حد با واقعیت عینی و ذهنی تطابق دارد. ایت اله به نقد لیبرال ها، مارکسیست ها و اغلب جریان های اندیشه غربی و سایر تمدن ها می­پردازد و عمده اطلاعاتش از گزاره های رقیب ترجمه ها و تفسیرهایی است که توسط گروه های روشنفکری که اغلیب ایدئولوژی محور بودند در دستور کارش قرار داشت. ارجاعت مطهری به منابع دسته اول نیست و اغلب بسیار شتاب زده و بدون شناخت راجع به بسیاری از اندیشه ها قضاوت می­کند. در واقع مطهری آنطور که باید در منابع و اندیشه های غیر اسلامی تحقیق نکرد و بسیار شتاب زده در مورد آنها حکم می­راند در صورتی که اگر به جد و با زبان­های اصلی مطالعه می­کرد نوشته ها منصفانه تر می­گردید.

3-خلاء تکنیک: بزرگترین خلاء اندیشه مطهری مربوط به تکنیک می­باشد. مطهری همچنان در سازه های متافیزیکی گذشته اندیشید و نتوانست در عرصه اجتماعی به سمت تولید تکنیک هایی حرکت کند که ایده های او را عملیاتی کند. ایت اله تمام تلاش خود را در نقد جریان های متفادت از خود به کار برد و در بحث ایجابی شاید عمر او اجازه نداد که صورت های عملیاتی اندیشه های روشنگرانه­اش را عملیاتی کند و بازخورد آنها را مشاهده کند. تکنیک صورت عملی اندیشه است و متاسفانه اغلب اندیشمندان ایرانی از فارابی، سهروردی، ابن سینا تا ملاصدرا، علامه مجلسی و .... صورت های اندرزی و کیفی اندیشه شان غلبه دارد و صورت های تکنیکی در آنها غالب است. مطهری نیز برای ایده های اسلامی خود رد عرصه اقتصاد، فرهنگ و سیاست نتوانست تکنیک های لازم را صورت بندی کند و اندیشه اش به صورت جدلی، کلامی و اندرزی باقی ماند.

نتیجه: آیت اله مطهری جرئت اندیشیدن و به کار بردن خرد را داشت. او افقی بسیار مبتکرانه اما دارای اصول را گشود و به تنهایی توانست موضوعاتی را با توجه به شرایط روز مطرح کند که با روش عقلانی و محافظه کار آنها را بررسی می­کرد. ایت اله با چندین روایت درگیر بود و سیر سریع تحولات برخی خلاء ها را در اندیشه اش ایجاد کرد. مطهری میراث انقلاب اسلامی بود که متاسفانه توسط گروه های تندرو و ایدئولوژیک در بازی های قدرت سیاسی حذف گردید و شهادت او ضربه ای بزرگ به ایران بود. مطهری با تلاش و جسارت خود به لحاظ کلامی و اندرزی نشان داد که می­شود مسلمان بود و به امر اجتماعی نیز تعهد داشت اما به دلایل گوناگون از خلق تکنیک های آرمانش ناتوان ماند.