http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=133979
انسان‌ها برای تحلیل پدیده‌های سیاست بین‌الملل مجموعه‌ای از مفاهیم را در جهان زیست‌های قابل پیش‌بینی قرار داده‌اند و توانسته‌اند با استفاده از توصیف وضع موجود و مطلوب، به خلق امکان‌های برون رفت از کمبودها اقدام نمایند. علم سیاست بین‌الملل تاکنون توانسته‌ است چندین مکتب علمی را پایه‌گذاری کند که سیاست خارجی کشورهای مختلف براساس آنها تحلیل می‌شود. ویژگی اصلی این مکتب‌ها توانایی تحلیل تکنیک‌های سیاست خارجی، پیش‌بینی روند رویدادهای بین‌الملل و ارائه راهکار به کشورهای مختلف جهت افزایش دست‌یابی به اهداف است. جمهوری اسلامی ایران با توجه به سازه‌های ملی، اسلامی و غربی اهدافی چون وحدت جهان اسلام، حفظ ام‌القرای اسلام، دفاع از جنبش‌های کشورهای اسلامی، نقد جریان سرمایه‌داری و ایستادگی و مقاومت در برابر هژمون بین‌الملل را تاکنون با الگوهای انقلابی، محافظه کار و مسالمت‌جو دنبال کرده است. ایران براساس سیاست خارجی‌ خود به کشورهای عراق، سوریه، لبنان و جنبش‌هایی چون حماس و حزب‌الله نزدیک بوده است. از سوی دیگر بر منطق انقلابی‌گری خود با کشورهای ونزوئلا، چین و حتی روسیه رابطه نزدیک برقرار کرده است. از سوی دیگر با اروپا همیشه برخوردی انتقادی داشته و با آمریکا و اسرائیل از سطوح نافیانه وارد عمل شده است.

آیا مجموعه تئوری‌ها و اقدامات عملی سیاست خارجی ایران در یک قالب علمی از تئوری‌های سیاست خارجی قابل تحلیل است؟

1- واقع‌گرایی: گروهی بر این اعتقادند که سیاست خارجی ایران براساس منافع ملی ایران پایه‌گذاری شده است.

حتی وحدت جهان اسلام و بحث ام‌القرا نیز با محوریت ایران است. این که ایران رهبر جهان اسلام باشد و اسلام سیاسی‌ای که ایران آن را براساس الگوی انقلابی ولایت فقیه دنبال می‌کند در منطقه حاکم گردد، جمهوری اسلامی ایران اغلب از کشورهای شیعه و احزاب نزدیک به خود حمایت می‌کند. فارسی زبانان مثل افغانستان و تاجیکستان در سیاست خارجی ایران بسیار اهمیت دارند. ایران تنها از حزب‌الله و حماس و برخی از گروه‌های شیعه عراق حمایت می‌کند اما همیشه موازنه قوا در منطقه در برابر اعراب مثل عربستان را حفظ می‌کند. حتی دفاع از فلسطین، لبنان و سوریه به خاطر منافع ملی و ایجاد سنگری خارج از کشور در مقابل اسرائیل و آمریکا است. منافع ملی، سیاست خارجی سود و زیانی را برای ایران قلمداد کرده است به نحوی که با هند، ارمنستان، روسیه و
چین روابط بسیار مسالمت‌آمیزی دارد، الگوی واقع گرایی برسیاست خارجی ایران تا جایی حاکم است که حتی با مارکسیست‌ها و چپ‌گرایان آمریکای لاتین نیز رابطه دارد اما از شیعیان آذربایجان یا مسلمانان چین و روسیه حمایت نمی‌کند. ایران هرکجا که برای منافع ملی‌اش تعیین کننده باشد وارد می‌شود و رفتارش با مکتب واقع گرایی نزدیکی بسیار زیادی دارد.

2-آرمان گرایان: برخی بر این اعتقادند که ایران منطق قدرت بین‌الملل را به رسمیت نمی‌شناسد. ایران با آمریکا، اسرائیل و اروپا که نزدیک به 80 درصد قدرت و ثروت جهان را در اختیار دارند وارد رقابت و منازعه شدید شده است. اعتقاد به انسان آرمانی، شهرآرمانی و وارد کردن اخلاق در سیاست به خصوص بحث دفاع از مذهب و سنت‌ها و آوردن آنها به حوزه عمومی سیاست خارجی ایران را دارای وجوهی از آرمان گرایی کرده است. ایران بدون سود و زیان و سنجش منافع ملی خود، در محیط بین‌الملل خرج می‌کند و این به خاطر آن است که پدیدار ذهنی ایرانیان قصدیت اصلاح جهان را دارد و هرگز روابط خشک قدرت را نمی‌پذیرد و قصد به هم ریزی و نقد ساختارهای قدرت را دارد.

3-انتقادی‌ها: برخی از تحلیل گران نیز میان گزاره‌های چپ گرا و انتقادی و سطوح نظری و عملی سیاست خارجی ایران نزدیکی می بینند. به عنوان مثال جهان را به دو اردوگاه خیر و شر تقسیم کردن و حرکت تاریخ را به سمت نیروهای خیر ترسیم کردن که با انقلاب‌های بزرگ ضعیفان تاریخ به سمت رهایی و آزادی حرکت می‌کند در هر دو الگو دیده می‌شود. حمایت ایران از کشورها و جنبش‌های مقاومت و ایستادگی در برابر سازمان‌ها، نهادها و کشورهای سرمایه‌داری از منطق انتقادی سیاست خارجی ایران نشات می‌گیرد.سیاست خارجی ایران براساس حمایت از مستضعفان، محرومان و طبقات پایین بنا شده است و عدالت یکی از مهمترین اهداف آن است که براین باورند جهان به انسان‌های صالح به ارث خواهد رسید و انقلاب ایران مقدمه‌ای برای یک نهضت جهانی به قصد برابری بشر است.

4-سازه‌انگاران: برخی از تحلیل‌گرایان نیز می‌گویند سیاست خارجی ایران به علت تاکید بر وجوه فرهنگی و هویتی به سازه انگاران نزدیکی دارد. ایرانیان به علت متون عرفان و مذهبی خود پدیدار ذهنی‌شان بسیار سازه‌ایست و هنوز با مکتب پوزیتیویستی، ساختاری و به خصوص روش‌های عینی تحلیل روابط بین‌الملل آشتی نکرده‌اند. سیاست خارجی ایران نوعی دغدغه واردکردن معنا در سطح بین‌الملل را دارد. ایرانیان می‌خواهند دین و مذهب را که عناصری فرهنگی و سازه‌ای هستند به سیاست که وجهی عینی و ساختاری دارد نزدیک کنند. به علت معنا گرا بودن ایرانیان و دفاع آنها از سنت، فلسفه، مذهب و گزاره‌های متافیز یکی که براساس رویکرد غایت محورانه ایجاد شده است می‌توان سیاست خارجی ایران را در قالب الگوهای سازه انگارانه تفسیر کرد. باید از مکتب‌های عینی و ساختاری که سازه‌های ذهنی را مهم نمی‌دانند بیرون آمد و جهان‌زیست شیعی ایران سیاست خارجی جمهوری اسلامی را با رویکرد سازه انگارانه تفسیر کرد.با بررسی هر کدام از این مکاتب وجوهی بسیار مهم از سیاست خارجی ایران مورد ارزیابی قرار می‌گیرد و می توان نقاط ضعف و قوت سیاست خارجی ایران و همین‌طور روش مورد بررسی را شناخت. واقع‌گرایی برای تامین منافع ملی ایران بسیار کاربرد دارد و درست است که رفتار ایران در بسیاری از مواقع به خصوص از سال 1368 تا کنون در قالب این الگو قابل تبیین است اما هنوز هم بسیاری از رفتارهای سیاست خارجی ایران واقع‌گرایانه نیست. از سوی دیگر ایران سیاست خارجی آرمانی دارد اما آرمان ایران از نوع دموکراسی، حقوق بشر و جمهوری‌هایی که قصد دارند جامعه ملل را در شکل سازمانی و حقوقی بنا کنند نیست. در واقع آرمان‌گرایی ایران لیبرالیستی نیست. از سوی دیگر درست است که ایران به خصوص در اوایل انقلاب شعارهای انتقادی و چپ‌گرایانه داشت اما همیشه براساس رویکرد انقلابی عمل نکرده است و در برخی مواقع سازه‌های اسلامی و شیعی و حتی مصلحت‌های ملی مانع تحقق شعارهای انقلابی شده است. به علاوه این که انتقاد ایران شبیه مارکسیست‌ها ماتریالیست نیست. سازه انگاری برای تحلیل سیاست خارجی ایران کاربرد فراوان دارد به خصوص تحلیل سیاست‌های اسلامی کلان و سیاست دوران اصلاحات؛ اما این مکتب نیز رویه‌ای توصیفی و تفسیری دارد و از وجوه تبیین و پیش‌بینی بسیار اندکی برخوردار است چرا که در قالب روش های پدیدار شناسانه و تفهمی جای می گیرد. به طور خلاصه سیاست خارجی ایران هنوز مفهوم‌سازی دقیق نشده است و تکنیک‌های متناسب برای رسیدن به اهداف در نظر گرفته نشده است. به لحاظ بررسی و تحلیل علمی هنوز سیاست خارجی ایران وجوه ناخودآگاهی و ضعف نیروی انسانی دارد که با تمام پتانسیل‌های تاریخی، مذهبی و عرفانی خلاءهای بسیاری دارد تا به شکل آکادمیک در آید.
نسخه چاپی ارسال به دوستان