http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=134941

از منظر برخی از تحلیل‌گران داخلی و خارجی که موافق یا مخالف با سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران هستند میان آنچه به عنوان اصول سیاست خارجی ایران مطرح می شود و آنچه در عمل در حال اجرا است فاصله زیادی وجود دارد. البته این امر به تحلیل متفکران از شاخص ها و اصول سیاست خارجی ایران، شیوه‌های بازنمایی آن، تفسیرهای موافق و متعارض‌، تکنیک‌های اعمال شده جهت پیاده سازی و از همه مهمتر اجرا و ارزیابی این سیاست‌ها بازمی‌گردد.

بسیاری بر این اعتقادند که سیاست خارجی هر کشور نیاز به نیروی انسانی متخصص و متعهدی دارد که تحصیلکرده حقوق، اقتصاد وسیاست بین‌الملل باشند. کارشناسان و سفیرانی که توانایی تجزیه و تحلیل کردن مسائل بین‌المللی را دارند و از آداب و اصول دیپلماتیک آگاهند. اما سیاست خارجی ایران هدف و برنامه مشخص و مدونی ندارد و اصلاً جایگاه منافع ملی در آن چندان مشخص نیست و هیچ کس منافع ملی را در قالب تئوری بیان نکرده است. دستگاه سیاست خارجی ایران طرح و برنامه‌ای مشخص برای دنبال کردن هدف معین را ندارد. منافع ملی راهنمای سیاست خارجی هستند اما هنوز رئیس جمهور، وزیران، سفیران و کارشناسان وزارت امور خارجه در مورد منافع ملی تصمیم نگرفته‌اند که مثلاً آیا جذب سرمایه و تکنولوژی خارجی هدف است یا مبارزه با استعمار، امپریالیسم و هژمونی سرمایه داری؟ آیا دنبال کردن منافع مسلمانان و شیعیان اولویت دارد یا پیروی کردن از منطق جهانی شدن؟ آیا اعراب دوستان ایرانند و متحدان استراتژیکی هستند که باید با آنها از وحدت اسلامی گفت، یا باید رویه شرقی و غربی را دنبال کرد. سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران میان اهداف ملی، اسلامی، شرقی، غربی و...مانده است و متناسب با موقعیت‌های اجرایی و متن‌های قرار گرفته در آن گزاره صادر می‌کند که اینگونه عمل کردن موازی کاری و هزینه زایی را به دنبال دارد.


طیف دیگری در جهت عکس اعتقاد دارند که سیاست خارجی ایران بعد از انقلاب اسلامی برسازه‌های اسلامی بناشده است. سازه وحدت جهان اسلام، توسعه کشورهای اسلامی، ایجاد اتحادیه و کنفرانس اسلامی، حمایت از شیعیان و به خصوص سازمان‌ها و جنبش‌های آزادی بخش اسلامی، دشمنی با اسرائیل و آمریکا و کشورهای غربی و امپریالیسم و حمایت از همه آزادی‌خواهان جهان. اسلام دین مبارزه و جهاد است اما سیاست عملی و اجرایی جمهوری اسلامی ایران درگیر مسائل بروکراتیک و مصلحت‌گرا شده ‌است. سازه‌های اسلامی نفی سبیل، جهاد، استقلال، مبارزه با ظلم، ترویج و تبلیغ دین اسلام نیاز به متخصصان و کارشناسان متعهد آشنا به اصول و مبانی اسلامی دارد که متاسفانه در دستگاه دیپلماسی این کمبود احساس می‌شود. تحلیل گران اسلامگرای داخل ایران اغلب سیاست خارجی جمهوری اسلامی را دارای وجهی محافظه کار، بروکراتیک و مصلحت گرایانه می‌دانند که از اصول اسلامی دور افتاده است.

برخی از تحلیل‌گران نیز بر این باورند که سیاست‌های خارجی ایران دارای وجه حقوق بشری نیست. ایران باید از شکل منافع ملی و منافع اسلامی خارج شود و به دنبال تبدیل شدن به یک بازیگر شاخص گردد. ایران در سی سال گذشته به صورت گسست وار در دوره‌ای از فلسطین، حماس، حزب الله و گروه‌های جهادی برای وحدت جهان اسلام دفاع کرده است و زمانی در برابر حرکت‌های اسلامی در چین یا روسیه سکوت کرده است و حتی گاهی از برخی از حرکت‌ها به خاطر منافع ملی خود حمایت کرده است. ایران باید خارج از تئوری‌های اسلامی و واقع‌گرا، بازیگری قابل محاسبه و پیش‌بینی پذیر باشد.

چند گانه و پراگماتیک عمل کردن می‌تواند وجه دستگاه دیپلماسی ایران را با خطر مواجه کند.

آنچه مسلم است این است که دستگاه سیاست خارجی ایران دارای چندین شاخصه است که دلالت ‌بر نرسیدن به اهداف خود را دارد. هنوز میان دستگاه‌های تئوریسین و اجراکننده سیاست خارجی از قبیل شورای عالی امنیت ملی، وزارت امور خارجه، مشاوران بین‌المللی رئیس‌جمهور، سازمان فرهنگ و ارتباطات و... هماهنگی وجود ندارد و موازی کاری شدید در قبال مسائل بین‌المللی کاملا مشهود است. نیاز به یک دستی تئوری و اجرا و حتی ارزیابی وجود دارد تا چند دستگی و حتی تناقض در سیاست خارجی ایران رفع شود. دوم این که از کارشناسان در قالب همایش، کمک فکری و نوشتن مقاله و کتاب کمک گرفته شود تا در یک جو انتقادی اصول سیاست خارجی ایران، منافع ملی ایران و طرح و برنامه جهت اجرایی شدن سیاست خارجی بررسی شود. نکته دیگر این که کمبود نیروی انسانی متخصص کاملا در سیاست خارجی مشهود است. ارتباط دانشگاه و خصوصا رشته‌های حقوق، اقتصاد، علوم سیاسی و روابط بین‌الملل با وزارت امور خارجه باید نزدیک‌تر باشد و چون دو جزیره مجزا از یکدیگر نباشند. وزارت امور خارجه نماد عمل و واقعیات و کنش در شرایط بحرانی و حساس است و دانشگاه نماد تئوری و اندیشه‌های سیاست خارجی. رابط میان این دو تولید تکنیک است و فقدان تکنیک اصلی‌ترین ضعف سیاست خارجی ایران محسوب می‌شود.

به طور خلاصه مهندسی یک دست و از بالا به پایین به صورت ایدئولوژیک و آرمانی سیاست خارجی ایران را دارای وجوهی چند شخصیتی ساخته است که فقدان تکنیک را ایجاد کرده است. کمبود متخصص و کم شدن رابطه میان دانشگاه و وزارت امور خارجی این روند را تشدید ساخته است. اکنون سیاست خارجی ایران نیاز به چاره‌جویی و ارائه راه‌حل در این زمینه دارد چرا که امروزه رفاه، امنیت، شادی، احساس رضایت و حتی تعالی اخلاقی و فرهنگی ارتباط بسیار زیادی با نحوه کنار آمدن با محیط بین‌المللی دارد که این امر به خصوص در عصر اطلاعات مشهودتر و ملموس‌تر است.