روایت ملی­گرایی در تلویزیون جمهوری اسلامی ایران

روح اله اسلامی[1]

چکیده

در این مقاله سعی می شود با استفاده از روش شناسی کیفی روایی که برگرفته از کارهای ویتگنشتاین، لیوتار و تیلور است، به بررسی نحوه پدیدار شدن روایت ملی گرایی در تلویزیون جمهوری اسلامی ایران پرداخته شود. با توجه به اینکه در تاریخ معاصر ایران چند روایت ملی­گرایی وجود دارد، سوالی که در اینجا مطرح می­شود این است که کدامیک از این روایت­ها امکان ظهور در تلویزیون جمهوری اسلامی ایران را پیدا کرده است و نحوه ظهور این روایت­های ملی­گرا چگونه می­باشد؟ برای این منظور روایت های ملی گرایی شبکه های یک، دو، سه، چهار، خبر و جام  جم مورد تحلیل قرار می گیرند. در پایان گونه های روایت ملی گرایی در این شبکه ها مورد بررسی، نقد و ارزیابی قرار خواهند گرفت.

واژگان کلیدی: روایت، ملی گرایی، تلویزیون، رسانه، ایران


مقدمه

سیر تاریخی فکر سیاسی انسان به صورت تکاملی در حوزه های تولید معانی برای مشروعیت حکومت کنندگان بر حکومت شوندگان ابزارهای زیادی از توپ، تانک و وسایل نظامی تا نمادها، نشانه ها، مطبوعات، کتب، مجلات، تلویزیون و ماهواره و اینترنت را به خدمت گرفته است (عالم،1373 و پلامناتز، 1373، صص 13-11). قدرت عین زندگی است و روابط اجتماعی و سیاسی انسان ها در قالب فهم رابطه نخبگان و عوام و ارتباط میان آنها، حوزه مطالعات ارتباطات و فن آوری های جدید رسانه ای و اطلاعاتی را به میان می کشد (خالقی، 1384، صص 324-325). در ابتدای قرن بیست و یکم شاید مباحث انتزاعی و تلاش فیلسوفان و جامعه شناسان سیاسی برای ترسیم وضعیت مطلوب سیاست در گذشته چندان کارآمد نباشد ((castells, 1996, p.151. کارآمدی بدین لحاظ که از افلاطون تا مارکس و رالز و حتی هایک و از آگوست کنت  تا وبر و حتی هابرماس نمی توانند وجوهی از تمدن قرن بیست و یکم را تحت پوشش ودغدغه مشروعیت عینی قرار دهند (هابرماس، 1383، صص 255-76 و Nash, 2001, p.89).

 قرن بیست و یکم دوران فهم روابط قدرت جدید برای علم سیاست است، قدرتی چندلایه، خودجوش، پیچیده، بسیار متحرک و جوشنده (خالقی، 1384، صص 324-325)، علوم و فنون جدید و تکنولوژی های رسانه و اطلاعاتی دوران پیش از قرن بیست و یک را تحت پوشش قرار نمی دهند. مشروعیت سیاسی قرن بیست و یکم با ظهور جنبش های جدید و ابعاد پیچیده رسانه ای و تکنولوژیکی، دیگر در قالب قدرت مکانیکی، از هابز تا مارکس (مشروعیت سیاسی حکومت کنندگان)، در نمی آید (Webster, 2001: pp 4-10). قدرت قدیم در قالب نظریه­های وبری و رابرت دالی، قدرت سخت نهادین دولتی با روابطی کاملاً مشخص بود. اکنون با وقوع انقلاب تکنولوژی اطلاعات این حوزه در نظریه­های قدرت سیاسی به هم ریخته است.

 بنابراین ما با فیزیک قدرت عدم قطعیت و سامانه های کوانتومی پیچیده روابط سیاسی سروکار داریم. این همان مفهومی است که جیمسون در قالب حرکت از مدلول ها به دال ها، حرکت از زبان معیار به زبان رمزی، حرکت از تاریخ نمایی متعالی به تاریخ درون بودگی تعبیه می کند (رابرتس، 1386، ص 158). رسانه های جدید چه همانند بودریار آن را پوچ و شبیه سازی شده بنامیم (بودریار، 1385، ص 459) و چه مثل دیوید هلد و گیدنز آن را مثبت تلقی کنیم (وبستر، 1380، ص111)، امکانات ماهواره ای، اینترنت و فضای مجازی، جامعه شبکه ای را در عصر اطلاعات شکل دهی کرده اند. (Mazarr, 2002, p.5). این انقلاب اطلاعاتی و ارتباطاتی بر وسایل ارتباط جمعی مثل تلویزیون نیز اثر گذاشته است(tumber, p.16، کوهن، 1383، ص 46، کین، 1383، ص70). تلویزیون دارای تکثرگرایی بسیار شدید، نگاه به بیرون از حوزه دولت – ملت ها و تخصصی شدن پسامدرن حرکت کرده است و متنی کارآمدتر و از سوی دیگر چندگانه به صورت گفت و شنودی را آغاز کرده است. تلویزیون با پیوستن به ماهواره و برنامه های برون مرزی و گزارش های خبری سریع و همراه با اتفاقات روزمره، توانسته است جزئی از روزمرگی و زندگی انسان های قرن بیست و یکم را تشکیل دهد. اکنون شهروندان دسترسی به تلویزیون های خارجی دارند و می توانند در مباحثات شرکت کنند، نظر دهند و به راحتی از قدرت مرکزی و مونولوگ واحد تلویزیون مدرنیته فرار کنند. دنیای تصاویر رنگارنگ و بسیار مهیج به همراه پیشرفت های خارق العاده جانبی و حاشیه ای تلویزیون را پایگاه مشروعیتی نمادساز برای تمام دولت – ملت ها کرده است، وصل شدن تلویزیون به امکانات ماهواره ای، تلفن های همراه، سیستم های مخابراتی پیشرفته و  همینطور فضای مجازی و بسیار تودرتوی اینترنت، این عرصه را برای فهم سیاست، بازتر، جذاب تر و در عین حال عمیق تر و پرابهام تر ساخته است (دالگران، 1380، ص 38).

در مقاله پیش رو، قصد داریم با این تصویر از تلویزیون قرن بیست ویکم، به نمادسازی و دستگاه روایی مشروعیت ساز سیاسی تلویزیون جمهوری اسلامی ایران بپردازیم. آنچه مطالعه موردی ما را دقیق تر و تجربی می کند، تکیه بر قرائت ملی گرایی و روایت گرایی های موجود در رسانه های رسمی کنونی در ایران است.

 

روش شناسی روایی

روش شناسی این مقاله کاملاً کیفی و گونه ای از تفهم روایی و تحلیل ملی گرایی در متن را دارد. با توجه به شاکله های فلسفه سیاسی جدید سعی می شود روایت شناسی از گونه های ملی گرایی در تلویزیون جمهوری اسلامی ایران ارائه شود، روایت همان قصه و تفسیر ناخودآگاه، بدیهی و درمتن است که نمادها و زبان خاص خود را دارد، دارای مرکز ثقل و دال های مرکزی است که در حال حرکت و تغییر مداوم هستند، روایتی از زندگی روزمره و فرهنگ سیاسی ایران به همراه ارائه زبان علمی و قابل فهم. برای اتخاذ این روش شناسی ابتدا پایه های آن را در فلسفه زبان، فلسفه پسامدرن و سرانجام فلسفه سیاسی به گونه­ای مختصر بررسی می‌کنیم.

 

فلسفه زبان:

گرایش های تحصل گرا قصد داشتند فلسفه را از دور خارج کرده و نشان دهند که هگل، افلاطول، هایدگر، و....جز گزافه، چیزی نمی گفتند (کارناپ، 1382، ص 39). فلسفه زبان حلقه وین و فلسفه تحلیلی با سردمداری راسل، مور، فرگر، کارناپ و...آغاز شد و با ادعای شدید علوم طبیعی و ریاضی سعی داشت قصدیت[2] ریاضی و منطقی ناب را در کلام بشری حاکم کند. این گرایش به وسیله ویتگنشتاین نقد شد، او بعد از دوره های سکوت به این نتیجه رسید که باید کار مرگ فلسفه را ناتمام بگذارد و متواضع شود. به نظر او آنچه که ما در موردش نمی دانیم اینگونه نیست که وجود نداشته باشد، بلکه به این معناست که ما در موردش آگاهی نداریم. ویتگنشتاین در قطعات تکه تکه پژوهشهای فلسفی خود نظریه بازی های زبانی را ارائه داد. او معتقد بود که باید بار سنگین را از دوش فکر و فلسفه سوژه گرای انسان محور برداشت. کار فلسفه نتیجه­گیری نیست، بلکه آنچه را که همه می دانند باید بیان کند. فلسفه شورشی است علیه جادو شدن شعور ما بوسیله زبان. بدین ترتیب او نشان داد که جماعت های گوناگون، زبانهای مختلف دارند. هر زبان نمادها و قواعد خاص خود را دارد که باید فهم شود. انسان ها، ناخودآگاه درون آن زندگی می کنند، آگاهی و حقیقت ناب وجود ندارد (ویتگنشتاین، 1380، صص 599، 454). او این را به پسامدرن هایی مثل فوکو و پدیدار شناسانی مثل هایدگر و هوسرل داد و به جایی رسید که گیدنز، متفکر حساس مدرن جامعه شناسی از ویتگنشتاین به عنوان بحران در جامعه شناسی نام می برد (رجوع کنید به: گیدنز،1384، فصل آخر).

 

فلسفه پسامدرن

در فلسفه سیاسی بحث بازی های زبانی به وسیله فیلسوف پسامدرن، لیوتار، ادامه پیدا کرد. او نشان داد که فلسفه، علم، مذهب، قرائت های لیبرال و مارکسیست، همه روایت هایی هستند که با منطق خاص قدرت هدایت می شوند. لیوتار هر کدام از دستگاههای مشروعیت را روایت نام گذاشت و در اثر معروف خود "وضعیت پست مدرن"، پایان و مرگ ابرروایت ها را در عصر جدید اعلام کرد. او هم‌چنین در گزارشی در باب علوم می گوید؛ امروزه علم نیز مبنایی دوری و هرمنوتیکی روایت گونه دارد که با از دست دادن معلم و شیوه های جدید و بسیار فرار سیبرنتیک، مشروعیت خود را از دست داده است (لیوتار، 1380). در واقع لیوتار هم، چندان بدبین نبود بلکه می خواست با نقد هگل، مارکس، بیکن، کانت و... قرائتی متواضع و متکثر از فرهنگ ها را ارائه دهد، که در آن دموکراسی و آزادی به قصد شنیدن فرهنگ‌های دیگر مجال بروز داشته باشد.

در این نوشتار لیوتار و قرائت روایی او را انتخاب کرده­ایم، زیرا از یکسو تکنولوژی اطلاعات و تلویزیون قرن بیست و یک در عصر پسامدرن قرار دارد و نمی توان روشی عقب مانده و یا پایبند به عصر مدرن برای ارائه تصویری از ملی گرایی در ایران برداشت. از سوی دیگر باید باید در نظر داشت که فرهنگ سیاسی ایران در گفتمان‌های مدرن چندان جای ندارد. برای قرائت تفهمی‌تر می‌توان به سمت روش روایت‌گری حرکت کرد تا فرهنگ‌مان اجازه سخن گفتن در خود را داشته باشد.

آنچه روایت را به ساختار محافظه کار و فرهنگ متافیزیک­های ایرانی نزدیک می کند، قرائت روایی موجود در اخلاق گرایان جماعت گرای قرن بیستم یعنی تیلور و مک اینتایر است. تیلور اعتقاد داشت که انسان ها، حیوان‌هایی خودتفسیرگرند. ویژگی‌های زبان و منطق جمعی، انسان‌ها را قصه‌گویانی ساخته است که مدام با توجه به برخورد با دیگران و موقعیت های گوناگون، تفسیری از خود ارائه می دهند، که این تفسیر در بسته تاریخ، هویتی را شکل می دهد. این هویت، نمادها و زبانی را می سازد که همه چیز در ارجاع به آن معنی پیدا می کند، تیلور ناقد شدید مدرنیته و تجدد تک روایی خارج از متن بود که توسط کسانی مثل رالز و هابرماس... ارائه می شد. جماعت گرایان خواستار زنده کردن ارزش هایی مثل اخلاق و عدالت بودند. آنها اعتقاد داشتند روایت­های یکدست فلسفی و سوژه­گرای غرب همگی قواعد بازی سنت و متن های تکثر را نابود و برای یکدست سازی، نوعی استبداد عینی و فکری را رقم می زند. مک اینتایر نیز همین قر ائت از روایت را بسط داد، او به سمت آزادی و گرایشی عمل گرای نوارسطوگرایی حرکت کرد. از دید او روایت، مجموعه نمادین و زبان متنی است که قواعد خاص خود را دارد. بازیگران در آن معانی و ارزش ها را برای اخلاقی بودن و ساختن استانداردهای اخلاقی رعایت می کنند. به عبارتی در واژگان کیفی و هنجاری مک اینتایر روایت عمل و سنت در یکدستی کامل دیده می شود. در این پژوهش فلسفه سیاسی باز و متکثر را از جماعت گرایان انتخاب کردیم  تا ساختار مذهبی و قرائت محافظه کاری جمهوری اسلامی ایران در قرن بیست و یکم تحت پوشش قرار بگیرد. به طور خلاصه می توان گفت، ملی گرایی موردنظر ما در این مقاله در سنت معنی پیدا می کند، که نوعی ملی گرایی مدنی، فرهنگی و دارای یک روح جمعی کاملاً باز است. این بازشوندگی صورتی از روایت های بهم پیوسته و در هم فرو رفته از تجدد و پساتجدد تا سنتی، پسامدرن، ایدئولوژیک و روزمره را در برخواهد گرفت.

به عبارت دیگر این این روش شناسی در مقاله، گونه­ای از گوش دادن به متن و شنیدن و به طور خاص متافیزیک حداقلی را در نظر دارد تا بتواند به روایت­های گوناگون نزدیک شود. از سوی دیگر وجه عمل­گرایی و بدیهی بودن را نباید فراموش کرد. اینکه این روایت­ها سلوک زندگانی ایرانی اند و آنها به صورت فشار ایدئولوژیک در آن زندگی می کنند، چرا که فرهنگ سیاسی در بازی­های گوناگون برای سلسله مراتب مخاطبان خاص، بازی داده می شود. پس روش شناسی این تحقیق، روایت گونگی است، به نوع تحلیل های کیفی و نوسان دار، که سعی دارد از بعد توصیفی، ملی گرایی را در متن نمایش و قرائت تند آن مورد بررسی قرار دهد. از سوی دیگر، وجود اخلاقی و محافظه کار هنجاری را از نظر دور نداشته باشد.

 

اهمیت ساز و برگ تلویزیون در جمهوری اسلامی ایران

حکومت ها برای رساندن معانی خود در جهت رسیدن به اهداف بهتر، اصلاح و حتی انقیاد حکومت شوندگان نیاز به ابزارهایی دارند. فرایند مشروعیت سازی چندان از وجه خودآگاه صورت نمی گیرد. این ناخودآگاه خدایگان و بنده است که جماعات انسانی را به لحاظ سلسله مراتب سیاسی در بدوی ترین حالت ممکن نیز سامان می­دهد. قدرت به همه چیز چنگ می زند و با ایجاد یک فضای زیست در قالب دال­ها، معانی و نمادها و... همه را مورد خطاب قرار می دهد. آلتوسر با نقدی بر قرائت های ساده انگارانه و یا فلسفی از زیربنا بودن اقتصاد(orditi, 2006, pp190-195) می گوید که:

این فرایند مخاطب قرار گرفتن شهروندان، استیضاح نام دارد. دولت ها بدون استیضاح بر جای نمی مانند (آسابرگر، 1379، صص 82و 52) و فهم اصلی تعیین کنندگی سراسری اقتصاد با دید تاریخی در یک شرایط عملی انسانی- سیاسی تنها در درک روابط فرهنگی دولت و شهروندان است. او از دو گونه دستگاه و سازوبرگ ایدئولوژیک نام می برد (آلتوسر، 1388). دستگاه­های قدرت نرم و بسیار اندیشه ای مثل نهادهای مذهبی و آموزشی و مطبوعات، رسانه ها و نمادهای خشک و خشن مثل نیروهای نظامی، سرکوب­های قضایی، ترورها و.. (بشیریه، 1380). به­ هرحال سیاست عرصه بازنمایی، فریب و رسیدن به مقاصد خشک، عینی و لخت قدرت است. بسته به نوع اهداف، تعریف استراتژی، میزان بازیگری شهروندان و توزیع قدرت، دایره سیاست باز، بی­پایه و یا بسته و اصولی می­شود.

بر اساس سخنان متفکران اصلی انقلاب اسلامی همانند شهید بهشتی، آیت الله مطهری، دکتر شریعتی، امام خمینی و... انقلاب ایران گونه ای روایت ذهنی و مشروعیت روشنفکرانه و قرائتی فرهنگی- مذهبی از حکومتداری بود (خرمشاد، 1384). در عصر مذهب زدایی و سنت گریزی مکانیکی قرن بیستم در دهه 1980، ایران شاهد انقلاب سیاسی - فرهنگی و طغیان سنت و ناخودآگاه ایرانی بود. ارائه شکلی از شیوه زیست و اخلاق زندگی سیاسی ای که بر متافیزیک، اخلاق، سنت، محافظه کاری، ارزش، مذهب، و.....بنا نهاده شده است. بعد از سال 1990 و فروپاشی شوروی، وجه ایدئولوژیک و متافیزیکی ایران بیشتر به چشم می آید. این بازنمایی مدیون یکدست شدن جهان بین الملل و کنجکاوی در فرهنگ های متفاوت است. آنچه در عصر اطلاعات حاکم است فراتر از  لیبرالیسم کلاسیک می باشد. با توجه به وجه هنجاری ارزش جمهوری اسلامی ایران و قرار گرفتن انتقادی و متفاوت در جهان عصر اطلاعات، اهمیت تلویزیون به گونه ای با بقای جمهوری اسلامی ایران ارتباط اساسی دارد، چرا که در فرهنگ سیاسی ایران بازنمایی حالت های زیر را پیش فرض می گیرد:

-     قرائت مشروعیت سازی اخلاقی، هنجاری و سطوح معرفت شناسی یکدست علوم و جدا نبودن ارزش از واقعیت و علم، که این تا حدی با دنیای سکولار و تخصصی شده عصر اطلاعات مغایر است.

-  دفاع از مذهب، سنت و قرائت تفهمی از تاریخ به همراه دید متافیزیکی داشتن در عصر پسامدرنی که روایت های حداکثری به طنز و تمسخر گرفته می شوند.

-    صدای معترض و متفاوت برای آرمان عدالت و برابری انسانها از زاویه دید اسلامی.

-    نگاه و حساسیت شدید داشتن به امر کنش و عمل سیاسی و در صحنه بودن مردم (مولانا، 1380، ص 40).

پس با توجه به این پیش فرض­ها، رسانه ها وعلم ارتباطات و به­ویژه تلویزیون برای دستیابی به اهداف داخلی یعنی زنده نگه داشتن ایدئولوژی انقلاب، فضای آرمانشهر مذهبی وحدت گونه و اهداف خارجی یعنی صدور متافیزیک و معنویت فرهنگ ایرانی، کاربردی اساسی و جدی دارد. نحوة بازنمایی اسلام، ایران، غرب، سنت، تجدد، زبان، اخلاق، عرف و عادات و رسوم و فرهنگ و تاریخ ادبیات در تلویزیون ایران جایگاه نمادسازی، ارائة الگو، جهان زیست جدید ایرانی برای اهداف تبلیغ، اصلاح و تحت سلطه در آوردن و به کنش سیاسی کشاندن را دنبال می‌کند.

از رأی دادن تا در صحنه بودن، از جمع کردن کمک تا شعارهای ضد محیط بین‌الملل دادن و اعتراض و انتقاد دائمی از فرایند یکدست شدن جهان، متفاوت رفتن و... همه و همه تلویزیون را برای جمهوری اسلامی ایران دارای چنان اهمیتی کرده است که در نتیجه می‌توان گفت تلویزیون رکن چهارم و حیاتی جمهوری اسلامی ایران محسوب می‌شود که باید اخلاق، مذهب و متافیزیک را با دیدی سیاسی، کنش‌گرایانه و انتقادی حفظ، کنترل و بازنمایی کند.

 

روایت‌های ملی‌گرایی در تاریخ معاصر ایران

ملی‌گرایی علاوه بر ایجاد علاقه، دلبستگی و تعهد به خاک، مردم و «اندیشة وطن»، نوعی فرهنگ هویت و شیوة زیست انسانها نیز محسوب می‌شود. مردم عادی در درون این هویت‌ها بدون سؤال و دغدغه در حالتی بدیهی زندگی می‌کنند و نخبگان نوع‌های آرمانی ملی‌گرایی را ترسیم، نقد، اصلاح و حتی نفی می‌کنند. برای تبیین گونه­های مختلف روایت ملی‌گرایی در تاریخ معاصر ایران (از مشروطه تا کنون) 7 رویکرد مورد بررسی قرار می­گیرد.. این ملی‌گرایی‌ها حالتی اندیشه‌ای، هویتی و فرهنگی دارد، که هر یک طرفداران خاص خود را در درونش جای داده است. دو نوع ملی‌گرایی متجدد و ملی‌گرایی ایدئولوژیک اسلامی در تاریخ معاصر در صدر عملی و سیاسی، بازی داده شده‌اند، اما بقیة ملی‌گرایی‌ها با درجات کم‌تر قاطعیت به شکل روایت‌های حاشیه‌ای وجود دارند. هر 7 مورد روایت ملی‌گرایی نوع آرمانی است. باید توجه داشت که در واقعیت و در عمل این روایت‌ها چندگانه و التقاطی می‌شوند. در بیشتر موارد ملی‌گرایی و تجدد در یک سو و اسلام‌گرایی، پساتجدد و ایدئولوژیک در سوی دیگر قرار دارند.

 

1- روایت ملی‌گرایی باستانی

امپراطوری حاکم بر نیمی از جهان در دوران باستان، آرمان‌شهر این روایت می‌باشد. شکوه و عظمت پدرشاهی عادل، گرایش حقوق بشر، اقدام برای اقلیت‌ها و حکومت معنوی و بسیار سیاست ورز و کارآمد باستان نوعی حس نوستالوژی، تاریخی و اسطوره‌ای برای این روایت می‌باشد. توسعه، نظام اشرافی کارآمد و حکومت‌ورزی جهانی مبتنی بر سروری ایرانیان بدون استبداد، از گزاره‌های این ملی‌گرایی است. تاریخ، بُعد سیر انحطاط را با ورود قبایل بی‌تمدنی مثل اعراب، ترک‌ها، مغولان و... آغاز کرد و ایران از میراث گذشتة خود دور شد. این ملی‌گرایی توجه ویژه به فردوسی، خواجه نظام‌الملک، عطار و بسیاری از ادیبان، وزیران و مورخان و سیاستمداران ایرانی دارد. این روایت در دورة معاصر در آثار کسانی چون آخوندزاده، کرمانی، فروغی، شادمان، سیدجواد طباطبایی و... دیده می‌شود (طباطبایی، 1386، صص 104-100).

 

2- روایت ملی‌گرایی اسلامی

این ملی‌گرایی، گرایش انسانی و اسلامی دارد. در این ملی‌گرایی اعتقاد بر این است که ایرانیان میراث باشکوهی داشتند، اما در اثر عوامل انسانی و فرهنگی به تصلب رسیدند و ساختاری استبدادی و ظالمانه را شکل دادند. اسلام روح برابری، برادری و آزادی همراه با توحید را در مقابل ثنویت و فرهنگ قدیمی زرتشتی به ایران عرضه کرد و ایرانیان خردمند آن را برگرفتند. در واقع هویت ملی ایران از دو وجه باستانی و اسلامی تشکیل شده است، ملی گرایی باستان دارای شکوه، قدرت، زیبایی و ظرافت و ملی‌گرایی اسلامی توحید، برابری و عدل. اکنون ملی‌گرایی ایران از نمادهای میانة این دو تمدن بهره می‌گیرد و باید در برابر هجوم روایت غرب ایستادگی کند (مطهری، 1362، ص 2).

 

3- روایت‌ ملی‌گرایی ایدئولوژیک

این روایت با قرائتی چپ‌گرایانه، عمل‌گرا و نتیجه‌گرا که بیش از هست‌ها به مقام کارکرد و فرایند انتهایی نظر دارد. طرفداران این اندیشه، گونه‌ای از ملی‌گرایی آرمانی را قرائت می‌کنند که ضد خاک، وطن، مرزها، واقعیت­ها و عینیت است. آنها بر روی آزادی، برابری و انسانیت تأکید می‌کند و بدون توجه به باستان، اسلام و ایران، آنچه برایشان اهمیت دارد نوعی کنش سیاسی رادیکال برای آزادی حداکثری در رسیدن به جامعه‌ای برابر است. این روایت از نمادهای شرقی، اسلامی و ایرانی نیز استفاده می‌کند و با بلندپروازی به دنبال تحقق انقلاب است. این قرائت هیجانی و بسیار شاعرانه و انتزاعی، اما رادیکال و عمل­گرا خود را در قرائت‌های چپ بومی و چپ اسلامی ایدئولوژیک مثل آل احمد و شریعتی به نمایش گذاشت (آل احمد، 1343، صص 319-318، شریعتی، 1362، صص 73-67).

 

4- روایت‌های ملی‌گرایی فرهنگی

روایت فرهنگی از ملی‌گرایی اعتقاد دارد که ایران تمدن خاص و قابل بررسی است. روح عرفانی و متافیزیک قدسی و الهی آن به صورت فلسفی همیشه در حال زایش و تداوم بوده است، حتی غیریت‌های اعراب و یونان و ترکان و مغولان و غرب... هم نتوانست این روح فرهنگی ایران را نابود کند. تداوم باستانی و خرد مزدایی ایران خود را در قالب خرد شیعی و جریان اعتراضی از گونه‌های عرفان و ادبیات تا زمان معاصر ریخت، اعتقاد به خیر و شر، نظم زمینی آرمانی به صورت آرمانشهر و وجود فره و انسان آرمانی از ویژگی‌های این خرد ملی‌گرایی ایرانی است (رضایی­راد، 1376). دکتر زرین‌کوب و هانری کربن بر روی این روایت فرهنگی ملی‌گرایی به صورت تاریخی و فلسفی کار کرده‌اند (کربن، 1384، ص 170).

 

5- روایت ملی‌گرایی سنتی

ملی‌گرایی سنت‌گرا به دور از دغدغه‌های تاریخی، عینی و سیاسی به دنبال نقد سنت کنونی غرب و ارائة راهکاری از درون فرهنگ معنوی ایران است. این روایت محافظه‌کار سنتی در پی قرائت معنوی، اخلاقی و متافیزیکی از ملی‌گرایی ایران است. عرفان، شاهراه فکر ایرانی، خرد ملی ایران، جریان حکمت متعالیه ملاصدرا و حکمت اشراقی سهروردی، اخلاقی توحیدی و متافیزیکی را شکل داده است که توانایی عرضه به دنیا را دارد. خرد اشراقی‌ـ معنوی ملی‌گرایی سنتی ایران با دور کردن سنت از سیاست و مباحث روزمره سعی دارد در مقابل روایت متجددی که ضدخدا و انسان‌گراست، با رمز و رازهای دینی مخالف است، بایستد و قرائتی عرفانی، دینی و اخلاقی از هویت ایرانی ارائه دهد. دکتر سیدحسین نصر، شایگان و حکیمی، شارح مکتب تفکیک، در این روایت ملی‌گرایانه جای می‌گیرند (بروجردی، 1373، صص 228-203، عنایت،1362، صص 285-282، شایگان،1371، صص 100-95).

 

6- روایت ملی‌گرایی متجدد

این روایت یکدست اعتقاد دارد که سنت و هویت ملی ایران چیزی جز جهل، خرافات، عقب‌افتادگی، ریاکاری و استبداد نیست. آنچه واقعیت دارد علم، تمدن غربی و مدرنیته است که 400 سال برای خود تاریخ دارد. ایران هیچ‌گاه صاحب تاریخ نبوده است جز سقوط، زوال و برآمدن خاندان‌ها، قبیله‌ها و طبقات ضد عقل و خرد. این روایت ملی‌گرایی می‌گوید؛ هویت و شکوه ایرانیان در صورتی زنده می‌شود که علمی شوند و حکومت و فرهنگی کارآمد و تخصصی داشته باشند. باید تمدن غرب را ترجمه کرد و تنها به تقلید پرداخت تا شاید پیشرفت کرد. از پیشگامان این تفکر می‌توان به تقی‌زاده اشاره کرد (تقی‌زاده، 1360، ص 70)، دکتر مرتضی مردیها نیز چنین عقیده‌ای دارد (مردیها، 1387).

 

7- روایت التقاطی ملی‌گرا

روایت آخر مربوط به راه میانه و تلفیق سنت اسلامی با مدرنیته و پسامدرنیته می‌باشد. برخی مثل سیدجمال‌الدین اسدآبادی، ملکم خان و مستشارالدوله قرائت ملی از اسلام غرب‌گونه به صورت التقاطی انجام می‌دهند. برخی نیز مثل دکتر فیرحی، میراحمدی، حقیقت و... از چهارچوب­های انتقادی و پساتجدد غرب به سراغ خوانش اسلام می‌روند. برخی نیز مانند مجتهد شبستری و عبدالکریم سروش از الگوهای زبان‌شناسانه و یا جامعه‌شناسی انتقادی برای نقد سنت استفاده می‌کنند. به هر حال گرایش آخر حالتی اندیشه‌ورزانه به صورت گزینشی دارد و همیشه از درون، با تناقض‌های بسیاری روبه‌رو بوده است. البته بیشتر دلبستگی به روایت ملی ایران نداشته، بلکه نوعی روایت ملی‌گرایی سنتی را آن هم به صورت نقد با مقصدیت تجدد در دستور کار قرار می‌داده­اند. این روایت ملی‌گرایی بر فرهنگ و دین به روز شده و جریان اجتهاد تأکید می‌کند (میراحمدی،1384، فیرحی، 1378، ص 291، سروش، 1379، صص 314-304).

 

روایت ملی‌گرایی شبکه یک و دو تلویزیون جمهوری اسلامی ایران

از اوایل انقلاب که نظام جمهوری اسلامی رادیو و تلویزیون را در دست گرفت، باید میراث جدیدی که قبلاً در متن جامعة ایران مورد استقبال قرار نگرفته بود، از طریق رادیو و تلویزیونی، همدلانه‌تر عمل کند. صدا و سیمای پهلوی ماهیتی ادبی، هنری و بسیار متجدد داشت که نگاه حیرت‌وار و سنتی جامعة ایرانی با آن سر آشتی نداشت (نفیسی، 1387، ص 208). بعد از انقلاب اسلامی، تلویزیون جمهوری اسلامی با دو شبکه کار خود را آغاز کرد. شبکه یک و دو سخنگوی اصلی و پیام‌رسان سنتی و رسمی جمهوری اسلامی بوده­اند. به لحاظ ظاهری، زبان رسمی و سنگین در قالب نوشتار فارسی با رعایت برخی دستور01 ویرایش و سبک‌های بیان اخلاقی در این دو شبکه دیده می‌شود. دست‌اندرکاران و مجریان با کت و شلوار و یا حجاب چادر، مانتوهای بلند با رنگ‌ سیاه، گرفته و تیره و موهای بسیار کوتاه و منظم در تلویزیون ظاهر می‌شوند.

شبکه یک و دو از نمادها و سرودهای انقلابی و تصاویر مذهبی و اماکن و جایگاه‌های سنتی بسیار استفاده می‌کنند. به لحاظ روایت هویتی و ملی‌گرایی می‌توان این دو شبکه را به قبل و بعد از دهة 1370 تقسیم کرد. از ابتدای انقلاب تا دهة 1370 این دو شبکه با رنگ‌های سیاه و سفید کار خود را آغاز کردند. ماهیت انقلاب و حوادث آن در قالب سخنرانی‌ها، اعلامیه‌خوانی‌ها و فراخوان‌ها برای اعتراض، تحصن و تظاهرات به گوش مردم می‌رسید. مناظره­ها و جدل‌های انقلابیون با سایر گروه‌های مخالف انقلاب اسلامی از تلویزیون پخش می‌شد، گاه اعتراف نامه‌ها و یا توبه‌نامه‌ها نیز در این شبکه قرائت و به تصویر کشیده می‌شد.سپس طرح نمایش مبارزات درون مرزی و سرکوب جدایی‌طلب‌ها و بعد از آن جنگ، شبکه یک و دو را تحت تأثیر خود قرار داد. تبلیغ فرهنگ شهادت و دادن روحیه به جامعه، حفظ همبستگی، ترغیب مردم به کمک و رفتن به جبهه از اهداف سیاست‌گذاری این دو شبکه تعیین شده بود.

بعد از اتمام جنگ و درگذشت رهبر فقید انقلاب، اوضاع عادی‌تر شد. اما با عادی‌تر شدن وضعیت، جامعه و فرهنگ ایرانی هنوز جایگزین اندیشه‌ای و عملی برای آن دوران جوشش و عمل­گرایی انقلابی بسیار رادیکال سراغ نداشت، شبکه یک و دو نشانگر این واقعیت بود. چرا که بی­نظمی موجود را می‌رساند. هرچه به قرن بیست و یک نزدیک شدیم، این مورد متناقض در دو شبکه بیشتر به چشم خورد. از یک‌سو دفاع از شهادت، ایثار، انقلاب و عمل­گرایی سنتی، دفاع محافظه‌کارانه از مذهب، شعارهای اسلامی، احادیث و نمادهای شیعه و از سوی دیگر مباحث کارآمدی، سازندگی، اصلاحات، عدالت اقتصادی و.... درنهایت سبب حتی با رنگی شدن و متنوع شدن برنامه‌های شبکه یک و دو، پراکندگی و عدم انسجام در متن‌ آنها دیده شود.

روایت هویتی و ملی‌گرایی ایران در این دو شبکه تا قبل از دهه 1970 بسیار انقلابی و ایدئولوژیک خودکفا و استقلال‌طلب بود که گرایش به شرق و میراث معنوی اسلام در شکل رادیکال تفکر شیعه از ویژگی بارز آن بود. غرب به صورت جرم و جنایت، دروغ، ریا و فریب و پایمال شدن آرمان‌ها و نقض حقوق زنان نمایش داده می‌شد ایرانیان می‌بایست مواظب تهاجم فرهنگی استعمار و نابودی سنت‌شان توسط غرب باشند. غرب نیازمند نفت و انرژی، بحران‌زده در خانواده و سنت و مذهب است و به سمت فروپاشی می‌رود، که می‌باید با جنگ و منازعه خود را حفظ کند. پهلوی‌ها همان غربی‌ها و تداوم وابستگی ایران بودند که فساد و استبدادشان در این دو شبکه تلویزیونی، برنامه‌های زیادی را به خود اختصاص داد.

به طور خلاصه می‌توان گفت روایت ملی‌گرایی ایران در شبکه یک و دو، ایمانی، اعتقادی و اسلامی و از نوع شیعه انقلابی است که شرق‌گرایی، بومی‌گرایی و بازگشت به سنت خویش را در دستور کار بازنمایی خود قرار می‌دهد (سعید، 1379، صص22-16). این ملی‌گرایی چندان با غرب و ایران باستان و خاک و مرزهای وطنی سر سازش ندارد. سنت مبارزه، استقلال و ایستادگی در آن به صورت روایت نتیجه‌گرا و عمل‌گرا در سلسله مراتب بالای ارزش‌های هویتی و ملی قرار گرفته‌اند (سعید، 1379، صص79- 76). مباحث انقلاب، جنگ، سازندگی و انرژی هسته‌ای از همین زاویة استقلال‌طلبی و مقاومت، بسیار پررنگ می‌شوند (برگرفته از: (http//: ch1.irirbTV.ir,& http:// ch2.iribTV.ir).

 

روایت ملی‌گرایی شبکه سه

با افزایش تلویزیون‌های رنگی و اتمام جنگ و شروع شدن دورة سازندگی ایران و همچنین فروپاشی اتحاد شوروی و یکه‌تازی روایت لیبرالیسم پرزرق و برق در عرصة بین‌الملل، نیاز به خانه‌تکانی و رویکردی جدید در محتوای برنامه‌های تلویزیون آشکار شد. مردم که از آن آرمان‌گرایی و انقلابی‌گری دوران جنگ بیرون آمده بودند و اکنون مشغول کار و تلاش برای سازندگی کشور و افتادن در روزمرگی زندگی بودند و شب‌ها در کنار خانواده و دوستان نیاز به دیدن تصاویر جدیدتر، غیرسیاسی‌تر و شادتری داشتند. بازار آزاد در عرصة بین‌الملل رونق می‌گرفت، هایک جایزة نوبل را گرفته بود و وسایل جدید فنی و الکترونیکی و ارتباطاتی در حال نزدیک شدن، به عصراطلاعات بودند. در این شرایط شبکه سوم صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران پا به عرصة وجود گذاشت. مجریان جوان و آرایش کرده با لباس‌های رنگارنگ و روشن، مانتوهای خوش‌طرح، شلوارهای لی و پیراهن‌های براق به همراه موهای بلند و صورت­های اصلاح‌شده، همه نشان از تحول جدید در ظاهر شبکه سه داشت.

رویکرد شبکة سه به سوی جوانان بود، قشری که در دوران انقلاب و جنگ، کوچک بودند و اکنون تازه وارد اجتماع شده بودند و نیازهای جدیدی را مطرح می‌کردند. زبان به کار گرفته شده در شبکه سه محاوره‌ای‌تر، به همراه نشان دادن هیجانات و احساساتی بود که با خط قرمز مذهبی کنترل می‌شد. در روایت شبکه سه هویت غرب روزمره‌تر، شادتر و در متن زندگی غربیان بود. زندگی آنها در قالب اجتماعی و معتدل به نمایش گذاشته می‌شد. گاه گروه‌های پلیس‌ها، پرستاران، آتشفشان‌ها و... در قالب فیلم‌های اجتماعی و آموزنده با سانسورهای خاص و ظریف به نمایش گذاشته می‌شد.

با این ویژگی‌های ظاهری و محتوایی، شبکه سوم در قوی‌ترین روایت خود به سراغ فوتبال رفت. شبکه جوانان و ورزش و وجه شاخصة کشتی و فوتبال در مسابقات منطقه‌ای، آسیایی و جهانی و مسابقات المپیک نمایان‌گر رویکرد ملی‌گرایی بود. مردم پرکار در شهر‌ها و روستاها کم‌کم به دنبال چشم دوختن به چمن سبز ورزشگاه و عدم قطعیت حاکم برتوپ، تماشاگران زیبا و جمعیت شاد و رنگارنگ فوتبال می‌شدند. این حس در بازی ایران با کشورهای عربی به خصوص با عربستان وجهه‌ای ملی و هویتی پیدا می‌کرد. براین وجه باید برنامة 90 و پرسش‌های حساس و منطق بسیار شدید و مردمی آن را اضافه کنیم، تا یکی از موفق‌ترین و پربیننده­ترین برنامه‌های تلویزیون را تحلیل کرده باشیم، که به تنهایی جامعة مدنی و چشم بیدار جامعه در امر فوتبال بود که به شعور بیننده توهین نمی‌کرد. البته نمایش‌ها و طنزهای سریالی نیز این روند روزمرگی شاد و جوان شهروند ایرانی را پر می‌کرد و برخط قرمزهای خاص و تعریف‌شده بر فرهنگ سنتی و روزمره حال ایران نگاهی ناقدانه می‌انداخت، در اینجا می‌توان به برنامه‌هایی مثل کوله‌پشتی و سایر برنامه‌های مستند و زنده هم اشاره کرد که مدام در حال افزایش بود و با به نقدکشیدن برخی رویه‌های سیاسی و اجتماعی، نخبگان و سیاستمداران، اسطوره‌ها را خرده و در میان مردم می‌آورد. این برنامه­ها لحظاتی شاد و زودگذر را برای خستگی جامانده از ایدئولوژی ناگهان رها شده فراهم می ساخت، تا جامعه دچار فضای بی­نظمی نشود.

به طور خلاصه می‌توان گفت شبکه سوم تلویزیون جمهوری اسلامی ایران روایت ملی‌گرای اندیشه‌ای و تاریخی و قدرتمند ندارد، شبکه‌ای جوان، شاد و روزمره است که به حال توجه دارد و شاید بتوان در وجهی عملی، ملی‌گرایی آن را در وجه انتقادی طنزها و محترم شمردن حقوق شهروندان بر وجه انتقاد از فرهنگ سنتی ایران و یا وجه احساسی و شعاری ورزش‌هایی مثل فوتبال و کشتی نشان داد که البته پایة محکم هویتی و قدرتمند به لحاظ پرکردن فضای آنومی ندارد و گذران زندگی روزمره است بر عدم قطعیت (برگرفته از:http:/ch3.iribTV.ir).

 

روایت ملی‌گرایی در شبکه چهار

درست است که جمهوری اسلامی ایران قرائتی انقلابی از شیعه را فرهنگ اصلی خود می‌داند، اما در محتوی این روایت می‌توان عناصر بسیاری از ملی‌گرایی از قبیل استقلال، احساس غرور ایرانی، تمدن ایرانی، زبان و فرهنگ ایرانی، تساهل و گفتگوی ایرانی و....را مشاهده کرد که در طول تاریخ جمهوری اسلامی خود را نشان داده است (نقیب‌زاده، 1381، صص 260-213). مهرداد مشایخی نیز توجه امام خمینی به زبان فارسی به عنوان زبان انقلاب و رسمی شدن زبان فارسی در حکومت برای مبارزه با اقلیت‌های نژادی، حساسیت و تأکید بر واژة خلیج فارس، پیام‌ها و تصاویر ملی‌گرایانه به زبان فارسی در طول جنگ و تجلیل از زبان و فرهنگ فارسی در دو کشور افغانستان و تاجیکستان را گونه‌ای از حضور عناصر محلی‌گرا در اندیشة سیاسی جمهوری اسلامی می‌داند (مشایخی، 1387، صص 129).

شبکه چهارم صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران این رسالت را به صورت تخصصی، عمیق و کارا بر عهده گرفته است. مجریان با موهای بلند و سن و سال زیاد که بسیار محکم و آرام صحبت می‌کنند و دارای تجربه و تخصص زیادی در بحث خود هستند، بینندگان خاصی را علاقه‌مند این شبکه می‌کنند. دکورهای زیبا و محتوایی، نشست‌های گفتگویی دور از فرهنگ عامه و توده، تجملی و با حالتی سنگین و سکوت در کلمات و جمله‌ها، ظاهر شبکه چهار را در جایگاهی اندیشه‌ای و نخبه‌گرا قرار داده است.

نخبه‌گرایی اولین ویژگی روایی این شبکه است. مجریان با تجربه که اکثراً در بحث خود خبره و متخصص هستند. صحبت‌ها که بیشتر به صورت مناظره‌ای و چالش‌برانگیز صورت می‌گیرد. در بسیاری از مواقع هم بینندگان از جهات گوناگون در بحث‌ها شرکت می‌کنند. خصلت گفتگو و صحبت‌های دوطرفه و بحث‌های کاملاً تخصصی با زبان خاص رشته، این شبکه را به صورتی روایی از احترام به بزرگان، نخبگان و داشتن تخصص در زمینه‌های مختلف دعوت می‌کند. این امری است که در فرهنگ سیاسی ایران به خصوص آثار اندرزنامه‌ای خواجه نظام‌الملک و سعدی، به عنوان تجربه، عملگرایی و دادن کار به دست اهل فن شناخته می‌شود.

نمایش روایی غرب به صورت علمی و کارآمد از ویژگی‌های این شبکه است. فیلم‌ها بیشتر ‌انتقادی- فلسفی و حتی متعلق به پسامدرنیته است. اغلب از ناقدان سینمای غرب و هالیوود دعوت می‌شود که فیلم‌ها را تحلیل کنند. اما در یک حالت جالب تله‌تئاترهای کاملا ناب مثل خرده‌جنایت‌های زناشویی پخش می‌شود که هنر تئاتر را در بازی ایرانیان نشان می‌دهد. وجه غالب نمایش غرب، از پرتاب ماهواره و موشک به فضا تا اختراع، اکتشاف و برنامه‌های علمی عامه‌فهم و سادة فیزیکی، ریاضی، شیمی و همچنین نشان دادن سختی و زحمت نخبگان علمی و فرهنگی غرب برای رسیدن به قله‌های کنترل طبیعت و انسان از اهداف این شبکه است. نشان دادن نمایشگاه‌های علوم و فنون و تکنولوژی‌های جدید الکترونیکی و ارتباطاتی، وجه قدرتمند غرب را از بعد ابزاری و گاهی هم فرهنگی به ایرانیان نشان می‌دهد که فیلم‌ها را تحلیل کنند.

در دو وجه آخر شبکة چهارم رویت کاملاً‌ ملی‌گرایی فرهنگی دارد. فرهنگ یعنی ابعاد ذهنی و معرفتی که در شبکة چهار به صورت تحلیل‌های ادبیات فارسی و نشست‌های تخصصی زبان و فرهنگ نوشتاری ایران و بخصوص بحث‌ها و برنامه‌ها راجع به تمدن و تاریخ ایران باستان تا دورة کنونی. همین‌طور نشان دادن جغرافیای زیبا و جذاب ایران از دریاها و کوه‌ها و به‌خصوص کویر ناب و برنامه‌های ایران‌شناسی و مردم‌شناسی برای اینکه ایرانیان خود را بهتر بشناسند. اول فرهنگ و زبان و تمدن معرفتی خویش را بیاموزند و پاس دارند. بعد از آن ایران خاک و مرز و وطن جغرافیایی را احساس تعلق کنند.

در مجموع می‌توان گفت روایت نخبه‌گرا، فرهنگی، فرهیخته و تخصصی شبکة چهار ملی‌گراترین روایت موجود در میان شبکه‌های جمهوری اسلامی است. این شبکه تلفیقی از ملی‌گرایی فرهنگی و تجددگرایی انتقادی را در خود جای داده است که با رویکردی میانه و سنگین و رعایت همه خط قرمزها توانسته است با تمام کمبودهای فنی و تخصصی شبکه‌ای ملی و تخصصی و نخبه­گرا را شکل دهد، هرچند هنوز تا جایگاه آرمانی برای رسیدن به فرهنگ ملی بسیار فاصله دارد (برگرفته از: http://ch4.iribTV.ir).

 

روایت ملی ‌گرایی شبکه خبر

بعد از اینکه شبکة سوم سیما به گونه‌ای، بحث تخصصی و پرداختن به امور جوانان را در دستور کار قرار داد، لزوم ایجاد شبکه‌ای مبتنی بر خبررسانی آن هم از بعد سریع در دستور کار قرار گرفت.

در واقع شبکه یک و دو خبرهای سیاسی را به گونه‌ای از تصفیه و کشداری متن به همراه تحلیل‌های تصویری گزینش‌شده به نمایش می‌گذاشتند، اما شبکة خبر می‌خواست به روز، سریع و پیشرفته در صحنه‌های سیاسی اجتماعی باشد و به صورت شبکه‌ای اطلاعاتی و هوشمند و به‌روز، حقایق را از دیدگاه حقیقت‌گرای جمهوری اسلامی پخش نماید.

جمهوری اسلامی با ماهیت عدالت‌گرای چپ‌محور و اسلام‌گرای امت‌محور ایدئولوژیک به رسانه‌های واقع‌گرا اما سرمایه‌ای و مصلحت‌اندیش و محافظه‌کار غرب و منطقه اعتماد ندارد و دیدگاه انتقادی به آنها دارد. ایران بعد از جمهوری اسلامی در بعد خبررسانی سعی داشت رقیبی برای الجزیره، فکس نیوز، بی‌بی‌سی، سی ان ان و.... درست کند. بر همین اساس شبکه خبر شکل گرفت تا دیدگاه ایرانی و انتقادی خویش را در بعد مبارزاتی و افشای حقایق دائماَ شبیه‌سازی رسانه‌ای و فضای مجازی به گوش مردم داخل، منطقه و جهان برساند. بدین ترتیب شبکة خبر به لحاظ ظاهری و محتوایی از شبکة یک و دو جدا شد. فضای آبی القای آرامش و مجریان با مد و لباس‌های هرچند رسمی و سنگین اما دیدگاه‌های سیاسی‌تر، متخصصان منطقه‌ای مثل خاورمیانه و متخصصان روابط بین‌الملل و... در تلویزیون دیده شدند. بحث‌ها و واژگان سیاسی نخبه‌گراتر و زبان علوم سیاسی خاص‌تر شد. زیرنویس فارسی و انگلیسی مدام و به طور تداومی به دو زبان، اخبار روز، ضروری و فوری را مطرح می‌کرد، در این بین اخبار ورزشی، اجتماعی، زنان و حوادث و... نیز پخش شد.

هرچند کیفیت تصاویر ارسالی و در صحنه بودن مثل جنگ عراق و افغانستان و لبنان و غزه و.... به صورت به روز و فوری با همان جو خفقان پخش می‌شد، اما امکانات متن و حتی گزارشگری هنوز در حد راضی‌کننده‌ای نبوده است. میزگردها و کنفرانس‌‌ها به همراه تصاویر سریع و مصاحبه‌ها همه و همه شبکة خبر را در حال تبدیل کردن به شبکة هوشمند در صحنة سیاسی و اجتماعی ایران می‌کند، رویکردی که بعدها در العالم و سحر و شبکه‌های انگلیسی خبر برای خارجیان و منطقه و جهان اتخاذ شد.

به طور خلاصه می‌توان گفت شبکة خبر ملی‌گرایی در حال، سریع و سیاسی‌ دارد. تکیه بر استقلال و ملی‌گرایی نه شرقی و نه غربی، دفاع از ایدئولوژی انتقادی اسلامی در رأس هرم اهداف قرار دارد. نشان دادن منطقه به صورت ناامن از ناحیة خارج، تکیه بر تصاویر فارغ از حقوق بشر، بازار آزاد و دموکراسی در منطقه، برجسته کردن جنگ‌طلبی و هجوم و تجاوز غرب و جهان سرمایه‌داری به منطقه، سرکوب اسلام، آمادگی برای حمله به ایران و ناتوانی آنها و ایجاد روحیة ملی از سیاست‌های روایی ملی شبکة خبر است (برگرفته از: http://www.JJTVn.com).

 

روایت‌های ملی‌گرایی شبکة جام جم

به همراه روی کارآمدن اصلاحات و توجه به مهاجران و خارجیان خارج از کشور، هم برای دوستی و شهروندی و هم برای بهره‌گیری از توان علمی و اقتصادی‌شان، در طی سال‌های 81-1379 شبکه‌های یک تا سه جام‌جم تأسیس شدند. جام جم به لحاظ سیاسی و برنامه‌ریزی می‌باید بسیار پیچیده باشد. از یکسو می‌خواهد زندگی زنان و مردان ایران را در جمهوری اسلامی عادی، فارغ از کشمکش و به صورت اخلاق متعالی به همراه آزادی‌های مدنی نشان دهد و از سوی دیگر روایت ایدئولوژیک و نقد غرب را به لحاظ سیاسی ادامه دهد، اخبار افشاگرانه را به شهروندان و ایرانیان خارج از مرزها برساند. همچنین نوعی قرائت اسلامی و ملی برای بینندگان به درجات مختلف پخش کند. شبکة جام جم از نظر تخصصی شدن و نشاندن مذهب، هنر، سیاست اقتصاد و فرهنگ در جایگاه خویش از همة شبکه‌ها بهتر عمل کرده است. هرچند روایت مذهبی و سیاسی هنوز بر این شبکه‌ هم حاکم است، اما به خاطر جنس مخاطبان خویش و درجة تحمل و تکثر در این شبکه بسیار بالا است و به همه امور پرداخته می‌شود. زنان در این شبکه بسیار دیده می‌شوند. لباس‌ها شادتر است. شوخی‌ها و زبان غیررسمی کاربرد فراوان‌تری دارد. رنگ‌ها شاد و دکورهای تجملی و مجریان از همه قشر و طبقه و از همة اعتقاد و سلیقه هستند. موسیقی و سلیقه‌های گوناگون آواز از سنتی تا حتی پاپ و راک و... در این شبکه به آسانی پخش می‌شود. ایرانیان در این روایت ملی‌گرایانه به صورت انسان‌های اخلاقی و به رفاه رسیده بازنمایی می‌شوند، که در یک کشور مذهبی و اسلامی در حال کار و تلاش و فعالیتند. زنان نیز همدوش مردان کار می‌کنند و در همان حال زن بودن خود (یعنی حفظ کانون خانواده) را حفظ می- کنند.

برنامه‌های جذاب سریالی، فیلم و طنز و فوتبال‌های حساس و ملی، از جام جم به صورت گزینش از سایر شبکه‌ها پخش می‌شود. جام جم می‌خواهد بهترین باشد. در بعد ملی‌گرایی به ادبیات و زبان فارسی و تاریخ ایران باستان و افتخار و شکوه ایرانی بسیار پرداخته می‌شود. برای فراموش نشدن هویت ایرانی نسل‌های جوان خارج از کشور برنامه‌های تصفیه و تحلیلی و مستند و آموزشی تدارک دیده می‌شود، کاری که برای داخل به فراموشی سپرده شده است. برنامه‌های عید نوروز، جشن‌های ملی، به همراه مجریانی با اسم‌های ایرانی و آموزش ادبیات فارسی همراه موسیقی‌های شاد. اما در وجه خبررسانی و تحلیل روابط بین‌الملل و اوضاع منطقه شبکه‌های جام‌جم مثل شبکة یک و دو هستند و همان نگاه منفی و ناقدانه را به غرب و جهان سرمایه‌داری دارند. آنها کاملاً بر مواضع تحلیلی و رسانه‌ای خویش در بعد برحق بودن ادعاهای جمهوری اسلامی در مورد انرژی هسته‌ای، اخلاق و سلوک اسلامی، مبارزه با جنگ و تروریسم دولتی آمریکا و اسرائیل و ضدیت با لیبرالیسم و دموکراسی می‌ایستند و از کیان خانواده تا فرهنگ متعالی، اخلاقی و سیاست مذهبی دفاع می‌کند (برگرفته از: http://wwwrcirib.ir/fa18, http://wikipedia.org/wiko/IRIB).

به طور خلاصه می‌توان گفت روایت ملی‌گرایی شبکه‌های جام جم در بعد فرهنگی شبیه شبکة چهار ملی‌گرایی متجدد است، اما نخبه‌گرا نیست و برای عموم تدارک دیده شده است. درجة تنوع و شادی آن بیشتر و حوزه‌های تکثر و تحمل زیادتری دارد. اما روایت ملی‌گرایی در بعد اعتقادی و سیاسی کاملاً‌ مذهبی و ایدئولوژیک است و هیچ فرقی با شبکه‌های یک و دو ندارد. این تفاوت مباحث تفسیری و تخصصی بیشتری را به خود اختصاص می‌دهد.

 

 

 

روایت ملی‌گرایی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران

فرهنگ تداومی ملی

عیدنوروز

ایران باستان

عرفان ایرانی

 

ادبیات و زبان فارسی

 

سیاست انتقادی- ایدئولوژیک معاصر جمهوری اسلامی

 

انقلاب اسلامی

 

غرب

 

فرهنگ شیعی

 

فرهنگ سنتی محافظه‌کار

عاشورا اعیاد و مناسک مذهبی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

روایت ملی‌گرایی ایران در سیمای جمهوری اسلامی میان این حوزه­ها یعنی ایران و اسلام، تبلور ادبیات و زبان فارسی به همراه تفکر شیعی به صورت عصیانی برای ایران معاصر، خود را در انقلاب اسلامی نشان می‌دهد. سیمای جمهوری اسلامی با پیشینه ظرفیتی قدرتمند و محافظه‌کار، خود را در غیریت‌سازی و نقد تمام مبانی و اندیشه‌های غرب بازنمایی می‌کند. این روایت همیشه میان عقل و نقل در روایت شیعی و ایرانی و سنت و تجدد در بعد بیرونی با چالش مواجه است، اما توانسته با قرائت حداقلی از سنت اسلامی و ایرانی در برابر غرب هویت‌سازی ملی انجام دهد.

اگر ملی‌گرایی را به صورت گرایش به حفظ و قدرت‌دهی مرزهای موجود ایران و حفظ سرزمین و وطن ایران فارغ از عقاید امت‌محور و چپ‌گرا تعیین کنیم و حق شهروندی برابر را فارغ از جنسیت، مذهب و قومیت و نژاد... به همراه تحمل و تکثر دیدگاه‌های گوناگون برای قوت بخشیدن به هویت ملی قلمداد کنیم، شبکة چهار سیمای جمهوری اسلامی ایران پربارترین شبکه به لحاظ تداوم اندیشة ایرانی در بعد ملی‌گرایی محسوب می‌شود. شبکه‌های جام جم همین روایت را در سطح تخصصی و تفکیک شده در خود ایجاد کرده است. روایت ملی‌گرایی سیمای جمهوری اسلامی ایران به صورت زیر می‌باشد.

1-2

3

4

خبر

جام جم

رسمی

سنتی

ایدئولوژیک

ملی‌گرایی انقلابی

استقلال و خودکفایی

 

روزمره- سرگرمی

طنز- ورزش

ملی گرایی شاد و جوان‌‌پسند و هویت قهرمانی ورزش

 

نخبه‌گرا

متجدد

علمی

فرهنگی

ملی گرایی متجدد نخبه ای

اطلاعاتی

به روز

ملی‌گرایی در صحنه و آماده

تفکیک و تخصصی شده ادبیاتی و ملی‌گرا در وجه فرهنگی ایدئولوژیک در وجه انتقادی

 

جمع­بندی و نتیجه­

بنابراین می توان گفت تلویزیون دیگر رسانه­ای تک­بعدی و انحصاری و منجصر به طبقه حاکم و یا قدرتمندان اقتصادی و… نیست. تلویزیون از یک­سو با امکانات چندرسانه­ای محیطی بازتر و جهانی­تر را تجربه می­کند و از سوی دیگر علاوه بر بعد سخت افزاری و امکانات جدید ماهواره­ای و اینترنتی شاهد تکثرگرایی شدید نیز می­باشد. جمهوری اسلامی ایران با فرهنگ سنتی و ایرانی خود همانطور که در تصویر آمد در برابر غرب ایستاده است. جمهوری اسلامی ایران بعد از گذشت سی سال دیگر رویارویی خود را با قرائت مدرنیته مرزبندی و غیریت­سازی نمی کند. اکنون جهان اطلاعات و دهکده جهانی و عصر پسا­مدرنیته را در جلوی خویش دارد که امکانات، فرصت ها و تهدیدهای آن چند برابر قدرتمندتر و پیچیده­تر می­باشد. بسته به اینکه از کدام زاویه دید (ساختار یا نخبه) نگاه کنیم می­توان گفت جمهوری اسلامی ایران در عصر اطلاعات در بعد قدرت نرم و امکانات مشروعیتی تلوزیون را مهم­ترین ابزار گفتمان­سازی خویش قرار داده است که در تمام خانه­ها وجود دارد. این فضای انحصاری می­تواند با باز شدن تدریجی و استفاده از امکان­های عقلانی و دال­های مشروعیتی جدید با واقعیت آشتی کند و یا اینکه اعتماد عمومی از آن سبب خواهد شد. آنچه مهم است این گزاره است که ایران نیز در حال ورود به محیط جدید اطلاعاتی و پسامدرن می­باشد و این یعنی زندگی و روایت هایی جز آنچه که تاکنون بوده است.

هرش اعتقاد دارد تلویزیون مکانی برای خودشناسی نمادین جامعه است و نمی‌تواند بسته یا ثابت باشد (دالگران، 1380، صص 74). برای خاتمه دادن به این مقاله به صورت مختصر نقاط ضعف و قوت روایت ملی‌گرایی سیمای جمهوری اسلامی ایران در جدول زیر فهرست می‌شود.

نقاط قوت (+)

نقاط ضعف (-)

نزدیک بودن به فضای جامعه

محافظه‌کاری و حرکت ندادن هویت ملی جامعه

اثرگذاری بسیاری شدید و قابل اعتماد بودن

کار نکردن اندیشه‌ای و پایه‌ای برهویت ملی

مردمی بودن و رسوخ در زندگی روزمره مردم

دوری از نخبه‌گرایی در برخی لایه‌های ملی

اخلاق رسمی، مذهبی و سنتی بودن

ضدیت با تجدد و روایت‌های غربی

توجه به خانواده و سنت پدرسالاری

زنان را در بسیاری ابعاد به حاشیه بردن

شهروندان را با وحدت مورد خطاب قرار دادن

تکثر و هویت‌های حاشیه‌ای را محو کردن

کارکردن بر روی تاریخ اسلام و هویت دینی

خاموش گذاشتن هویت باستانی و تاریخی ایران

امت محوری اسلامی و فراموشی قبیله‌گرایی

روایت خاک، وطن و ملی‌گرایی را به حاشیه بردن

کارآمدی بسیار زیاد بر روی موضع گیری خارجی

ضدیت شدید و در خود فرورفته در برابر غرب

چسبیدن به متن و فضای جامعه

تخصصی نبودن و زبان علمی نداشتن

در هم فرورفتن بخش‌های خصوصاً سیاسی مذهبی

نبود تفکیک بین حوزه‌ها و کم‌توجهی به تکثر علایق

یک‌دستی و گفتمان از بالا به پایین

دوطرفه وگفتگومحور نبودن

کنش گرا، جدی بودن و رسمی عمل کردن

 ترس از مخاطبان و شاد و متنوع نبودن

ایدئولوژی عمل کردن و کلی و انتزاعی بودن

گفتمان سیاسی و زبان تخصصی  و علمی نداشتن

تکیه بر فرهنگ روستایی و کشاورزی

ضعف امکانات فنی و ابزاری

نگاه ناقدانه به غرب و تمدن غربی

کم‌توجهی به کیفیت نیروهای انسانی استخدامی

بازگشت به خود و حفظ میراث خودی

 مرتبط نبودن رشته‌ها با متن برنامه‌ها

دولتی بودن و تحت پوشش قراردادن همه

نداشتن بخش خصوصی در تهیه و ارائه برنامه‌های تلویزیونی

ارزش‌محور بودن و موضع‌گیری‌های منطقه‌ای و جهانی

واقع‌گرا نبودن و توجه نکردن به مصلحت ملی

صحبت کردن، بحث کردن و موضع‌گیری مداوم

گوش نداشتن و کم‌توجهی به گفتمان‌های اطراف

ایستایی مقاومت و داشتن پایه

تحرک نکردن، درجازدن و ایستا بودن

 

فهرست منابع

1- آسا بررگر، آرتو، نقد فرهنگی، ترجمه حمیرا مشیرزاده، تهران: نشر باز، 1379.

2- آلتوسر، لوئی، ساز و برگ ایدئولوژیک دولت، ترجمه روزبه صدرآرا، تهران: نشر چشمه، 1388.

3- آل احمد، جلال، در خدمت و خیانت روشنفکران، بی‌جا، رواق، جنبش، 1343.

4- بشیریه، حسین، تاریخ اندیشه‌های سیاسی در قرن 20، مارکسیسم، تهران: نشر نی، 1380.

5- بودریار، ژان، مبادله نمادین مرگ، (کیمون، لارنس، متن‌های برگزیده از مدرنیسم تا پست‌مدرن)، ترجمه عبدالکریم رشیدیان، تهران: نشر نی، 1385.

6- بروجردی، مهرزاد، روشنفکران ایران و غرب، ترجمه جمشید شیرازی، تهران: نشر پژوهش، فروزان‌فر، 1377.

7- پلامناتز، جان، ایدئولوژی، ترجمه عزت‌الله فولادوند، تهران: علمی- فرهنگی، 1373.

8- تقی­زاده، سیدحسن، زمینه انقلاب مشروطیت ایران، تهران، انشارات گام، 1336.

9- خالقی، احمد، قدرت، زبان، زندگی روزمره، تهران: گام نو، 1384.

10- خرمشاد، محمدباقر، اندیشمندان علوم اجتماعی و انقلاب اسلامی ایران، تهران: مرکز بازشناسی اسلام و ایران، باز،‌1384.

11- دالگران، پیتر، تلویزیون و گستره عمومی: جامعه مدنی و رسانه‌های گروهی، ترجمه مهدی شفقتی، تهران: سروش، 1380.

12- رابرتس، آدام، فردردیک جیمسون، مارکسیم، نقد ادبی و پسامدرنیسم، ترجمه وحید ولی‌زاده، تهران: نشر نی، 1386.

13- رضایی‌راد، محمد، خردزدایی، تهران: طرح نو، 1376.

14- سمیح، فارسون و مهرداد مشایخی، "سیاست ملی‌گرایی و فرهنگ سیاسی ایران معاصر"، برگرفته از مجموعه مقالات فرهنگ سیاسی در جمهوری اسلامی ایران، ترجمه معصومه خالقی، انتشارات باز، 1387.

15- سعید، بابی، هراس بنیادین؛ اروپامداری و ظهور اسلام‌گرایی، ترجمه غلامرضا و موسی عنبری، تهران: دانشگاه تهران، موسسه چاپ و انتشار، 1379

16- سروش، عبدالکریم، بسط تجربی نبوی، تهران: موسسه فرهنگی صراط، 1379.

17- شریعتی، علی، روش شناخت اسلام، [بی‌م]، بی‌نا، 1362.

18- شایگان، داریوش، هانری کربن، آفاق تفکر معنوی در اسلام ایرانی، تهران: آگاه، 1371.

19- طباطبائی، جواد، نظریه حکومت قانون در ایران، تبریز: ستوده، 1386.

20- عالم، عبدالرحمن، بنیادهای علم سیاست، تهران: نشر نی، 1373.

21- عنایت، حمید، اندیشه سیاسی در اسلام معاصر، تهران: خوارزمی، 1362.

22- فیرحی، داود، قدرت، دانش و مشروعیت در اسلام (دوره میانه)، تهران: نشر نی، 1378.

23- کربن، هانری، تاریخ فلسفه اسلامی، ترجمه جواد طباطبایی، تهران: کویر، 1373.

24- کوربن، هانری، بن‌مایه‌های آیین زردتشت در اندیشه سهروردی، ترجمه محمود بهفروزی، تهران: جامی، 1384.

25- کین، جان، دگرگونی در ساختار حوزه عمومی، ترجمه اسماعیل یزدان‌پور، تهران، علمی و فرهنگی، 1383.

26- کوهن، جین، "حوزه عمومی، رسانه‌ها و جامعه مدنی"، فصلنامه مطالعاتی و تحقیقاتی وسایل ارتباط جمعی، سال 15، شماره 3، پاییز 1383.

27- گیدنز، آنتونی، مسائل محوری در نظریه اجتماعی: کنش ساختار و تناقض در تحلیل اجتماعی، ترجمه محمدرضایی، تهران: معاد، 1384.

28- لیوتار، فرانسوا، وضعیت پست‌مدرن؛ گزارشی در باب علوم، ترجمه حسینعلی نوذری، تهران: گام نو، 1380.

29- مطهری، مرتضی، خدمات متقابل اسلام و ایران، تهران: صدرا، 1362.

30- مولانا، حمید، ظهور و سقوط مدرن، تهران: کتاب صبح، 1380.

31- مردیها، مرتضی، دفاع از لیبرال دمکراسی مقتدر، تهران: نشر نی، 1387.

32- میراحمدی، منصور، اسلام و دمکراسی مشورتی، تهران: نشر نی، 1384.

33- مطهری، مرتضی، خدمات متقابل اسلام و ایران، جلد 2، تهران: سهامی عام، 1360.

34- نفیسی، حمید، اسلامی شدن فرهنگ فیلم در ایران، برگرفته از مجموعه مقالات فرهنگ سیاسی در جمهوری اسلامی ایران، انتشارات باز، 1387.

35- نقیب‌زاده، احمد، تأثیر فرهنگ بر سیاست‌ خارجی جمهوری اسلامی ایران، تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین‌الملل وزارت امور خارجه، 1381.

36- وبستر، فرانک، نظریه‌های جامعه اطلاعاتی، ترجمه اسماعیل قدیمی، تهران: قصیده سرا، 1380.

37- ویتگنشتاین، لودیگ، پژوهشهای فلسفی، ترجمه فریدون ناظمی، تهران: مرکز، 1389.

38- هابرماس، یورگن، دگرگونی ساختار حوزه عمومی؛ کاوش در باب جامعه‌ بوروژوازی، ترجمه جمال محمدی،  تهران: افکار، 1383.

 

 

36- Castells, Manuel, the Rise of the Network Society,Oxford, Blackwell, 1996.

37- Mazarr, J. Michael, In Formation Technology and World Politics, Palgrave Macmillan, 2002.

38- Orditi, Benjamin, "Louis Althusser", in: Carver Terrell, Continental Political Thought, Palgrave Macmillan, 2006.

39- Nash, Kate, "Contested Power; Political Sociology in the Information Age", in: Cultural and Politics in the Information Age, Frank Webster, Rutledge, 2001.

40- Tumber, Honard, Democracy in the Information Age: The Role of the Fourth Estate in Cyberspace, Frank Webster, Rutledge, 2001.

 

- سایت‌های خبری و آرشیوی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران

- http://ch1.iribtv.ir

- http://ch2.iribtv.ir

- http://ch3.iribtv.ir

- http://ch4.iribtv.ir

- http://www.JJTVN.com

- http://www.iribnews.ir

- http://www.rcirib.ir/fa/

- http://fa.wikipedea.org/wik:/IRIB

 

 

 



[1] - دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی

1- Intentionality