http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=136025

 


نویسنده : علی اسلامی

سیاست خارجی جمهوری اسلامی مبتنی بر سازه‌های دینی ایجاد شده است که در آن تاکید زیادی بر وارد کردن دین و هنجارهای ارزشی در سیاست خارجی دارد. ایستادن در مقابل تئوری‌هایی رایج طراحی و اجرای سیاست خارجی مثل واقع‌گرایی، ساختارگرایی، آرمان‌گرایی و حتی نگرش‌های انعکاسی، سیاست خارجی ایران را در قالب جدیدی مطرح کرده است که اغلب در مقابل هژمون لیبرالی و سرمایه‌داری مقاومت می‌کند. ایرانیان با استفاده از انگاره‌های فرهنگی و تاکید بر قدرت نرم قصد دارند با افکار عمومی دنیا و ملت‌ها صحبت کنند و به این طریق بتوانند پیام انقلاب اسلامی را به دنیا برسانند. نزدیک به سه دهه از انقلاب ایران می‌گذرد و سیاست خارجی ایران از ابتدا قصد دارد با تاکید بر قدرت نرم و به خصوص عناصر فرهنگی، مذهبی، اخلاقی و با مخاطب قرار دادن ملت‌ها و افکار عمومی اهداف طراحی شده دنیوی و اخروی خود را دنبال کند. ایران همیشه گونه‌ای عمل کرده است که الگو باشد، الگویی از مردم‌سالاری دینی و قدرت اول منطقه که برای دیگر کشورها جاذبه دارد. حتی نهادهایی مثل سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، معاونت بین‌الملل نهاد رهبری، معاونت دیپلماسی عمومی وزارت امور خارجه، سازمانهایی مثل بیداری اسلامی، کنفرانس اسلامی، جامعه مصطفی، مجمع جهانی اهل بیت و... نیز به این خاطر ایجاد شده‌اند که قدرت نرم جمهوری اسلامی و گونه‌ای ازروایت‌های اسلام سیاسی را در منطقه و جهان ایجاد کنند که البته با محوریت ایران و جاذبه اسلام سیاسی ایران همراه باشد. حال به برخی از گزاره‌ها می‌پردازیم که باعث شده است دیپلماسی عمومی ایران از برخی توانایی‌های خود استفاده نکند و در واقع ذهنیت هایی وجود دارد که مانع از موفق شدن دیپلماسی عمومی ایران شده است.

1- دیپلماسی عمومی آرمان گرایی نیست. به این معنا که دیپلماسی عمومی را نمی‌توان تنها براساس قدرت نرم تعریف کرد. قدرت نرم به معنای تحت سلطه قرار دادن جماعتی از طریق ایجاد جاذبه و رضایت است به نحوی که آنها خود آگاه و به خصوص ناخودآگاهانه به سمت ما حرکت کنند. به عنوان مثال زبان انگلیسی یا رادیو تلویزیون بی‌بی سی نوعی قدرت نرم برای انگلستان محسوب می‌شوند. اما قدرت نرم به تنهایی توانایی ایجاد جاذبه ندارد. دیپلماسی عمومی برای تاثیر بر افکار عمومی و ایجاد نتایج کار آمد در جهت سیاست خارجی ایران باید از قدرت سخت نیز استفاده کند. بدون داشتن قدرت نظامی، توان اقتصادی و رشد و شکوفایی سیاسی به معنای رضایت داخلی امکان ایجاد جذابیت و الگو شدن را نداریم. در واقع دیپلماسی عمومی نیاز به قدرت هوشمند(smart power) دارد.

2- دیپلماسی عمومی تبلیغات نیست. بسیاری بر این اعتقادند که اگر گزاره‌هایی را به صورت تکراری در فواصل و زمان‌های معین بر مخاطبان به صورت بمباران اکران اطلاعاتی فرودآوریم آنها سرانجام تحت تاثیر قرار می‌گیرند.

بزرگترین اشتباه در دیپلماسی عمومی برابر قرار دادن دیپلماسی عمومی با تبلیغات است. تبلیغات یک طرفه، با منطق تجاری و اقتصادی است در حالی که دیپلماسی عمومی قصدیت ارتباطی دارد و اصول دروغ و تحریف واقعیت مسیر آن را حرکت می‌دهد. اخلاق و راستی در دیپلماسی عمومی حرف اول را می‌زند. تا کشوری سیاست خارجه خود را براساس راستی و اخلاق بناننهد نمی‌تواند دیپلماسی عمومی موفق داشته باشد.

3- دیپلماسی عمومی مبتنی بر بازنمایی ساده نیست. بسیاری از بورسیه‌ها، همایش‌ها، جشنواره‌ها، سخنرانی‌ها و سخن پراکنی‌های رسانه‌ای اصول بازنمایی دیپلماسی عمومی را رعایت نمی کنند. دیپلماسی عمومی نیاز به تکنیک دارد. تکنیک‌های دیپلماسی عمومی در عصر اطلاعات براساس منطق کوانتومی تعریف می‌شود. منطق کوانتومی براساس خرد گرایی ارتباطی چندطرفه بنا نهاده شده است. اگر از تکنیک‌های ارتباطی چند رسانه‌ای در عصر اطلاعات برای رساندن پیام استفاده نشود،

دیپلماسی عمومی خصلت توده‌ای و فریب افکار عمومی را به خود خواهد گرفت. متن دیپلماسی عمومی فضای سایبری است و بدون امکانات سخت‌افزاری و نرم‌افزاری و زیرساخت‌های اطلاعاتی دیپلماسی عمومی به شکل مکانیکی و حتی ایدئولوژیکی مطرح خواهد شد.

4- دیپلماسی عمومی کاملا با جنگ نرم تفاوت دارد. درست است که هر دو مقوله با قدرت نرم و هوشمند سرو کار دارند و براساس سازه‌ها، فرهنگ‌ها و نمادهای اخلاقی و مذهبی بنانهاده شده‌اند اما جنگ نرم نتیجه نوعی نگاه واقع‌گرا و امنیتی است که براساس نوعی تهاجم فرهنگی بنا نهاده شده است. کشورهایی که به همسایگان و دنیای پیرامون خود اعتماد ندارند و در طول تاریخ از استعمار ، امپرپالیسم و روابط نابرابر بین‌الملل ضربه خورده‌اند به سمت جنگ نرم کشیده می‌شوند. در حالی که دیپلماسی عمومی قدرت هوشمند را براساس اعتماد و عقلانیت ارتباطی سامان‌دهی می‌کند، نمی‌توان رویکرد جنگ تمدن‌ها و ستیز فرهنگ‌ها را پیش‌فرض قرار داد و به سمت دیپلماسی عمومی حرکت کرد. فضای دیپلماسی عمومی براساس احترام به هویت‌ها و تکثرگرایی بنا نهاده شده است.

5- دیپلماسی عمومی لزوما ارتباط با ملت‌ها نیست. نمی‌توان گفت ما فقط با افکار عمومی و ملت‌ها سرو کار داریم و دولت‌ها را مخاطب قرار ندهیم. یک اصل در سیاست بین‌الملل وجود دارد مبتنی بر این که همه ملت‌ها حتی اگر دولت‌هایشان مستبد، رانتی و ناکار آمد باشند در مقابل دشمن خارجی طرفدار دولت خود هستند. بدون احترام به دولت‌ها و سیاستمداران کشورهای مختلف نمی‌توان دیپلماسی عمومی موفقی داشت. اغلب شهروندان هر کشوری وقتی که یک کشور دولتشان را با بی‌احترامی یاد می‌کند ناراحت می‌شوند و این امر را مداخله در امور داخلی خود می‌بینند. احترام به استقلال کشورها و به رسمیت شناختن دولت‌ها و احترام به حاکمیت آنها یکی از اصول موفقیت دیپلماسی عمومی است.

بنابراین دیپلماسی عمومی، ایجاد کردن نوعی قدرت هوشمند با استفاده از پتانسیل‌های متن در دولت ملت است که باعث ایجاد الگو و جاذبه برای دیگران می‌شود به نحوی که افکار عمومی دنیا به صورت خودآگاهی و ناخودآگاهی تحت تاثیر قرار می‌گیرند و مقدمه‌ای است برای رسیدن به منافع ملی. بازنمایی دیپلماسی عمومی از طریق فضای سایبر، احترام به دولت ملت‌ها و داشتن منطق ارتباطی امکان‌پذیر می‌شود.