فصلنامه تاریخ روابط خارجی

شماره 48 پاییز 1390

http://www.hfri.ir/PrDetail.asp?ItemID=674

 

فصلنامۀ تاریخ روابط خارجی

سال دوازدهم ، شماره48 ـ پاییز 1390، صص 26-1

 

روش­های تحلیل اسناد سیاسی و دیپلماتیک[1]

 

                                    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ روح‌اله اسلامی[2]

چکیده

تحقیق و پژوهش با فرضیه آغاز می‌گردد، سپس توسط اسناد به واقعیت ارجاع داده می­شود و اعتبار علمی آن مورد پذیرش قرار می­گیرد. اسناد دیپلماتیک و سیاسی از سهم والایی در اعتبار علمی یک تحلیل سیاسی  برخوردارند. اسنادی از گذشته که شامل گزارشات، معاهدات، قراردادها و خاطراتی است که اغلب توسط نمایندگان سیاسی و دیپلماتیک کشورها نوشته می­شوند. اکنون پرسش نوشتار حاضر این است که با استفاده از چه روش‌هایی می­توان یک سند را تحلیل کرد؟ در علم سیاست چه روش­هایی وجود دارد که با توجه به اهداف پژوهشگر از ارجاع به سند بتوان از آن روش خاص استفاده کرد؟ این نوشتار در پی آن است که با تکیه بر ماهیت سند، دغدغه پژوهشگر و از همه مهم‌‌تر تحلیل سند از سطوح توصیفی، تحلیلی، انتقادی، ارزیابی و ارائه راهکار به معرفی روش­هایی بپردازد که جنبه­ای کاربردی در تحلیل اسناد دیپلماتیک دارند. مقاله در ابتدا به ویژگی‌های روش و ضرورت به‌کار بردن آن در تحلیل اسناد سیاسی می­پردازد و در ادامه چهار روش کلان تحلیل اسناد سیاسی و دیپلماتیک به نام­ روش­های هرمنوتیکی، پدیدارشناسی، تحلیل گفتمان و هنجاری به همراه رویکردهای درونی و کاربردی آن را مورد بررسی قرار می‌دهد تا پژوهشگران علوم سیاسی و تاریخ بتوانند بنا بردغدغه­های توصیفی، دسته بندی، رویکردهای پارادایمی، سازه‌ای و هویتی، انتقادی و گرندتئوری از روش مورد نیاز و کاربردی در تحلیل اسناد بهره‌مند شوند.

 

واژگان کلیدی:‌ اسناد دیپلماتیک، روش‌شناسی، تحلیل اسناد، رویدادهای تاریخی.


 

مقدمه

متون سیاسی به منظور تحلیل رویدادها و وقایع برای اینکه علمی قلمداد شوند، باید الزاماتی داشته باشند. در رجوع به سند سیاسی پیش­فرض بر این است که چون به واقعیت استناد داده می­شود، بسیاری از مسیر علمی‌بودن پیموده شده است. سندها ارزشمندترین دلایل برای تحلیل تاریخ به شمار می­روند. آنچه در تحلیل سیاسی برای گرفتن اعتبار علمی اهمیت دارد، داشتن سؤال و فرضیه مشخص، بویژه فرضیه­های  اولیه است. (Macnabb, 2010: 30) در گام بعدی فاصله گرفتن از موضوع و رویکرد بیرونیـ بی­طرف برای مطالعه سوژه می­تواند، رویه­ها و توالی­های حاکم را بهتر شناسایی کند. به علت اینکه اغلب داده­های آزمایشگاهی تحلیل سیاسی، اعم از بازی‌های قدرت داخلی و خارجی در گذشته اتفاق افتاده است. اسناد سیاسی و دیپلماتیک دارای اهمیت بسیاری هستند؛ چرا که می­توانند فرضیه‌های قیاسی، شهودی و تخیلات خلاقانه پژوهشگران را در محیط واقعی سیاست به آزمون بگذارند و نشان دهند که انتقاد، ارزیابی، تحلیل و ارائه راهکار تا چه حد می­تواند آرمان­ها را در مقابل واقعیت­ها سربلند نشان دهد و در چه جاهایی مصلحت و سنگینی واقعیت، ایده­آل­های ذهنی را فرو می‌نشاند و فرضیه­ها را به تجدیدنظرطلبی می­اندازد. (Grigsby,2009:32)

پژوهشگر تاریخ، علم سیاست و روابط بین­الملل اغلب بیرون از تاریخ می­ایستد و قصدش بر آن است که به بررسی کار سفیران، نمایندگان رسمی کشورها و مقامات سیاسی بپردازد و اسناد سیاسی و دیپلماتیک از قبیل معاهدات، گزارش­ها، قراردادها، مذاکرات و خاطرات را در حیطه کاری خود قرار ­دهد. (Berridge,2001:63) پرسش این است که محقق چگونه باید متن را به صدا درآورد به نحوی که برای روزگار خود حرفی داشته باشد و بتواند آن را به شیوه علمی مورد ارزیابی قرار دهد؟ آیا می­توان یک سند دیپلماتیک را توصیف کرد، در عین حال با رویکرد هنجاری و ارزشی آن را به نقد کشید؟ آیا می­توان به توصیف عمیق و واکاوی روانکاوانه آن پرداخت و از سوی دیگر به تبیین آن نیز اهمیت داد و عوامل نگارش و شکل­گیری آن را مورد تحلیل قرار داد؟ آیا در بررسی یک سند سیاسی می­توان به ارائه راهکار پرداخت؟ این نوشتار در پی پاسخ به این پرسش­هاست و قصد نویسنده آن است که با واکاوی روش­های رایج در علم سیاست برای تحلیل اسناد سیاسی و دیپلماتیک نشان دهد با تکیه بر جایگاه، اهداف و رویکردهای پژوهشگر به سند سیاسی، آیا روش­هایی وجود دارد که با توجه به زمان، مکان، هدف و میزان تطابق بتوان از آنها استفاده کرد؟ پرسش این است که الزامات داشتن روش­شناسی در تحلیل اسناد دیپلماتیک چیست؟ در بیان اهمیت و زیربنا بودن روش‌شناسی در تحلیل سیاسی باید اذعان کرد که روش‌شناسی باعث می­شود در تحلیل اسناد سیاسی و دیپلماتیک، محقق دچار تناقض‌‌گویی نشود. تناقض به این معناست که نویسنده گاه در بررسی سند علل را به عوامل روانی، فرهنگی و خلق و خوی خالق سند ربط می­دهد و در پایان نیز به عوامل ساختاری اشاره می­کند. روش، یکدستی تحلیل ایجاد می­کند و با پایبند کردن پژوهشگر به یکی از سبک­های عینی، ذهنی، ساختاری و کارگزاری او را از هرج و مرج تحلیل­های پراکنده دور می­سازد. روش‌شناسی از سوی دیگر باعث می­شود تحلیل متون سیاسی از شکل گذشته و اصیل تاریخی خود خارج شوند و با کاربردی شدن در تحلیل­های کنونی، راهکارهای عملی فراروی سیاستمداران قرار دهند تا گذشته برای اکنون سودمند باشد. به این شکل است که اسناد تاریخی و سیاسی می­توانند از قالب‌های سنت ناخودآگاهی خارج شوند و تبدیل به منطق خودآگاهی شوند که بر روی آن مطالعه انتقادی و علمی شده است. روش­شناسی تحلیل را از شیوه‌های غیر آکادمیک مانند تحلیل‌های جهت‌دار روشنفکرانه و خاطره نویسی دور می­کند و به سمت تحلیل منظم و رویه‌دار حرکت می­دهد. هر یک از روش‌های تحلیل اسناد سیاسی دارای نمونه کارهای عالی در رویکردهای درونی هرمنوتیکی، تحلیل گفتمان، پدیدارشناسی و روش‌های هنجاری است که به محقق الگو می­دهد تا بر اساس آن از تجربیات قرن‌ها اندیشه و بررسی موضوع سیاسی و تاریخی بهره گیرد.روش‌شناسی باعث می­شود محقق کمبود واژه نیاورد، چرا که هر الگوی فکری از واژگانی تشکیل شده است و به نویسنده کمک می­کند با جامعه علمی ارتباط بهتری برقرار کند و از تجربیات و دستاوردهایی که مورد اجماع فکری قرار گرفته­اند، استفاده کند. به همین ترتیب سایر روش‌ها، رویکردهای درونی و متفکران، واژگان تحلیل علمی بسیار دقیقی در اختیار پژوهشگر اسناد دیپلماتیک قرار می­دهند که بدون استفاده از آنها متن به نوشته‌ای اشتباه، ژورنالی، خام و ساده تبدیل می­گردد.

روش‌شناسی سطوح تحلیل و جایگاه نویسنده را مشخص می­کند. در تحلیل اسناد سیاسی یکی از اصلی‌ترین کارها این است که پژوهشگر مشخص کند سطح تحلیل او در کجا قرار دارد؟ بر این اساس، برای توصیف متن، بهترین روش هرمنوتیک است، برای سنجش سند دیپلماتیک در ارتباط با فرهنگ و سازه‌های جمعی، می­تواند از پدیدارشناسی استفاده کند. اگر بخواهد به نقد و ارزیابی و ارائه راهکار بپردازد، بهترین روش تحلیل­های انتقادی و هنجاری و در برخی مواقع تحلیل گفتمان است. به این ترتیب روش­شناسی چون عینکی برای پژوهشگر عمل می­کند که اسناد سیاسی را در ساختاری منسجم، علمی و مشخص شده قرار می­دهد. سرانجام اینکه روش­شناسی علاوه بر جهت دادن ظاهری و محتوایی و در اختیار قرار دادن واژگان، فرمول­های مشخصی را برای چیدمان فرضیه در اختیار تحلیلگر اسناد سیاسی قرار می­دهد. اینکه شرایط قراردادها چگونه است؟ چرا کشوری درجات عقب افتادگی و پیشرفت را طی کرد؟ عوامل سقوط سلسله‌ها، عوامل زوال و انحطاط اقتصادی و سیاسی، چینش ساختار بین‌الملل، نحوه شکل‌گیری احتمالی رابطه مرکز و پیرامون، شمال و جنوب و سایر پرسش­ها و فرضیه‌ها که می­توانند به کمک تحلیل اسناد بیایند در فرمول‌های علمی منتج از روش‌شناسی­های کمی و کیفی علم سیاست وجود دارند. آخرین درجه استاندارد علمی ارائه فرمول و قائده علمی است که باعث می­شود سطح توصیفی تحلیل اسناد به سطوح ارزیابی و راهکار تطابق پیدا کند و روش‌شناسی این امکان را قدرتمندتر شکل می­دهد. (Mokken,1971:73-78)

 

روش های تحلیل اسناد سیاسی و دیپلماتیک

روش تحلیل اسناد

سطح تحلیل

رویکردهای‌درونی

متفکران شاخص

کاربرد در تحلیل اسناد دیپلماتیک

هرمنوتیک

توصیف‌وتحلیل

نیت محور/ ناخودآگاه/ متن محور/ دیالکتیکی

وبر، اسکینر

شرایط عینی، تاریخ متن، زمان‌و مکان، پشت اسناد چیست؟ چه می‌گویند و چرا؟

پدیدارشناسی

توصیف و تحلیل عمیق

پارادایم/ سازه انگاری

هایدگر، ونت

شرایط‌ذهنی، فرهنگی و سازه‌ای حاکم بر اسناد چیست؟ نوعی جبر هویتی و فرهنگی

تحلیل گفتمان

طبقه‌بندی و انتقاد

تبارشناسی/ شالوده‌شکنی/ دیرینه‌شناسی

فوکو، آلتوسر

مفصل‌بندی، تحلیل تباری و دیرینه‌ای، دال مرکزی اسناد انتقاد رادیکال

هنجاری

ارزیابی،انتقاد و راهکار

واقع‌گرا/ آرمان‌گرا/ انتقادی/ فمنیسم/ مذهبی

والتز،هابرماس

ارزیابی و نقد مبتنی بر اینکه چه می­شد که بهتر می­شد؟ کدام عناصر و شاخص‌های‌ سند براساس‌ استاندارهای هنجاری نیست.

 

1. روش‌شناسی هرمنوتیک

روش‌شناسی هرمنوتیک در تحلیل اسناد وظیفه دارد که معنای حقیقی و درست متن را به مخاطب برساند. اسناد در گذشته شکل گرفته­اند و دارای مناسبات قدرت و انگیزه­هایی هستند که در دوران خود سند را معنی‌دار می­کرده است. اکنون در شرایطی که بسیاری از عوامل سازنده و پشت پرده سند وجود ندارد، ممکن است قصد و غرض‌های مفسرین سند را بر اساس دغدغه‌های خود تحلیل کنند و هرمنوتیک وظیفه‌اش بازگرداندن معنی اصلی به متن است. (Meredith, 2005: 13) این روش ابتدا در مقابله با روش­های علوم طبیعی که در حال شایع شدن در علوم انسانی بودند، در شاخه‌هایی مانند تفسیر متون مذهبی، ادبی و بعدها انسانی رواج پیدا کرد و با استفاده از پیش فرض­های جامعه‌شناسی تفهمی و فلسفه‌های نیت محورانه، متون گوناگون را کشف معنی کردند. هرمنوتیک در تحلیل سند اغلب روشی کیفی است که به ذوق پژوهشگر و خلاقیت او بستگی دارد و به دنبال آن است که با استفاده از عناصر بیرونی مانند تاریخ، زمان، مکان، نیت نویسنده و عوامل مخفی (Davey, 2006: 8) تحلیل سند دیپلماتیک را به سمتی بکشاند که نشان دهد آن سند در زمان خود دارای چه اهمیتی بوده است؟ چگونه ایجاد شده است؟ کارویژه آن چیست؟ و عناصر زبانی و گزاره‌های سند سیاسی در متن تاریخی خود چه معنایی داشته است؟

هرمنوتیک مؤلف‌ محور: یکی از ابتدایی­ترین رویکردهای درونی هرمنوتیک مربوط به تفسیر مؤلفان سند دیپلماتیک است. پیش‌فرض هرمنوتیک این است که جهان به صورت متن و گزاره قابل تحلیل است. در بررسی اسناد سیاسی نیز کاملاً مشخص است، با متونی سر و کار داریم که دارای خالق و مؤلف هستند. اغلب سیاستمداران، سفیران و نمایندگان رسمی کشورها در محیط بین‌الملل، خالقان اسناد سیاسی و دیپلماتیک هستند و یکی از بهترین راه‌های تحلیل اسناد این است که به زندگی، محیط اجتماعی و نیت خالقان سند پرداخته شود. اینکه نویسنده سند دیپلماتیک چه کسانی بوده­اند، بسیار در فهم سند اثرگذار است. برای این منظور دانستن زندگینامه امیرکبیر، قائم مقام، آقاخان نوری، عباس میرزا و ناصرالدین شاه، ما را در تحلیل اسناد سیاسی و دیپلماتیک دوره قاجار یاری می­رساند. یا اینکه اگر زندگینامه و نیت‌های درونی قوام را بدانیم؛ عهدنامه او با سادچیکف و بازگرداندن آذربایجان به ایران در سال‌ 1324ش. بهتر تحلیل می­شود. برای فهم اسناد تاریخی و سیاسی باید زندگی خانوادگی، نحوه تربیت، آموزش و پایگاه طبقاتی خالقان اسناد مورد مطالعه قرار گیرد و به این طریق فهم اسناد سیاسی در قلمرو نیت­های سیاستمداران و بازیگران آن عصر متبلور می­شود. نوشته‌ها و عبارات با داشتن وزنه حقوقی، ادبی و سیاسی به ظاهر حقایق را روشن نمی­سازند، اما اگر زندگینامه خالقان و بازیگران پشت پرده اسناد مورد مطالعه قرار گیرد با استفاده از مصاحبه­های عمیق می‌توان حضور منافع فردی، ملی و جهانی را در پشت اسناد سیاسی به وضوح مشاهده کرد که ناشی از نیت‌مندی کنشگران سیاسی در تنظیم اسناد دیپلماتیک است.

هرمنوتیک متن‌ محور: گاهی پژوهشگر اسناد سیاسی، چندان به متن و نیت‌مندی مؤلف و خالق آن کاری ندارد، بلکه به دنبال یافتن عناصر و عوامل زمانی و مکانی در تاریخ و جغرافیا است که باعث شده است بازیگران دیپلماتیک به صورت جبری، تن به قضا و قدر ساختاری بدهند که خودشان نیز راضی نیستند. روش متن محور اعتقاد دارد که بسیاری از اسناد سیاسی نتیجه خواست بازیگران و خالقان حاضر در صحنه نبوده است، بلکه در بسیاری از مواقع، بازیگران مجری خواست قدرت­های گوناگونی هستند که کارگزار آن به شمار می­روند. (Gadamer, 1979: 3-18) بویژه در کشورهای جهان سوم و در حال توسعه تحلیل اسناد سیاسی باید مبتنی بر شرایط متن استبداد و ساختار منطقه­ای و بین­المللی باشد؛ چرا که کارگزاران سیاست خارجی با منطق عدم قطعیت و عصبیت محور حاکمان خود و همین­طور فشارهای یک‌جانبه محیط منطقه و بین‌المللی به تنظیم معاهدات و قراردادهای بین‌المللی می‌پردازند و به همین منظور در تحلیل سند، دانستن زندگینامه و نیت بازیگران سیاست خارجه تحلیل درستی از اسناد دیپلماتیک به دست نمی­دهد. گذار از مؤلف و رسیدن به شرایط تاریخی و بازی­های قدرت به تحلیلگر فهم درستی از تحلیل اسناد می­دهد. (Vollmer, 2006: 267) به عنوان مثال: برای فهم قرارداد الجزایر یا قطعنامه 598 باید به منافع قدرت­های فرامنطقه­ای در خاورمیانه، مناسبات ایران و عراق در زمان پهلوی و دوران جمهوری اسلامی ایران با رژیم بعث، قدرت نیروی هوایی ایران، ایدئولوژی ملی­گرایی و سوسیالیستی صدام، انقلاب اسلامی و برآمدن اسلام سیاسی، گروگان‌گیری و بحران ارتباط ایران با غرب اشاره کرد که در فهم این قراردادها اثر فراوانی دارد. بنابراین برای فهم اسناد سیاسی و دیپلماتیک باید به تاریخ و شرایط زمانی و مکانی که به صورت جبری و ساختاری اسناد را شکل‌داده­اند، اشاره گردد. 

هرمنوتیک دیالکتیک: به اعتقاد بسیاری از پژوهشگران، هرمنوتیک در ابتدا برای تحلیل متون سیاسی به منظور رسانیدن حقایق و کشف معنای درست بود، اما هر دو رویکرد «نیت محور» و «متن محور» برخلاف پیش­فرض‌های اولیه حرکت کردند. اگر پژوهشگر اسناد تمام دغدغه خود را بر نیت نویسنده و تحلیل مؤلف «محور سند» استوار نماید، باعث می­شود که درکی ظاهری، تاریخی و خام از گذشته به دست آورد که مرده است و ربطی به اکنون ندارد. اگر شرایط تاریخی و زمان و مکانی را در تحلیل اسناد برجسته نماید، اسناد سیاسی به متونی نادر تبدیل می­شوند که هیچ حکمی از آنها برنمی­خیزد، چرا که هر متن مولود شرایط ایجاد شونده خود است و هیچ قانون علمی بر آن حاکم نیست. در پی این نسبیت محوری بود که کوئنتین اسکینر توانست هرمنوتیک میانه خود را ارائه نماید که دیالکتیکی از عوامل تاریخی و نیت مؤلف بود. اسکینر در مورد اندیشه سیاسی و متون به جای مانده از ماکیاول سفیر و متفکر ایتالیایی سعی کرد که (Skinner, 1981: 3-22) دیالکتیک شرایط تاریخی و نیت را در آثار او با استانداردی از عقلانیت تداوم یافته نشان دهد. هرمنوتیک دیالکتیکی به این معناست که در تحلیل اسناد دیپلماتیک باید هم شرایط تاریخی و هم نیت­های مؤلف و خود سند را در نظر گرفت. در صورت فهم شرایط تاریخی به خوبی می­توان کنش و فکر سیاستمداران را تحلیل کرد که آیا اسنادی که از آنها به جای مانده است نشان دهنده این است که خالقان سند توانسته­اند از دیالکتیک آرمان­های ذهنی و واقعیت موفق سربرآورند و به نحوی محیط را رام خود سازند. (Davey, 2006: 79) به عنوان مثال در اسناد به جای مانده از ملی‌شدن نفت، روش دیالکتیکی چنین است که باید دیالکتیک ساختار بین‌الملل، پیشنهادات بانک جهانی، اقدامات دربار، احزاب، طبقات و اصناف و از سوی دیگر رویه‌های سیاسی و اقتصادی دکتر مصدق را بررسی کرد و با کنار هم گذاشتن ساختار داخلی و خارجی ایران و همین­طور اقدامات و نیت­های او به تحلیل اسناد و مدارک سیاسی، تاریخی و دیپلماتیک دوره ملی شدن نفت پرداخت. نیت مؤلف و گزاره‌های اسناد از یک‌سو و تاریخ از سوی دیگر، نمی­توانند پیش فرض روش هرمنوتیک را دنبال کنند؛ در حالی که دیالکتیک این دو می­تواند استانداردهای عقلانی را ایجاد نماید که تحلیلگر را قادر ­سازد هم متن را به صورت زنده توصیف نماید و هم در مورد آن ارزیابی و قضاوت کند.

هرمنوتیک روانکاوانه: رویکرد دیگری که در روش هرمنوتیک وجود دارد به خود سند، کلمات و اصطلاحات اشاره می‌کند و قصد دارد فارغ از تاریخ و نیت مؤلف به شناسایی ارتباط میان واژگان و گزاره­ها بپردازد. از منظر تحلیل هرمنوتیک روانکاوانه می­توان با شناخت زبان و ویژگی­های صوری گزاره­های به کار رفته؛ مناسبات اجتماعی، سیاسی و بسیاری از امور جامعه را مورد شناسایی قرارداد. (Meredith, 2005: 41,80) زبان شکلی جمعی و جبری دارد، به نحوی که با مطالعه ساختار و شاکله­های هویتی آن می­توان به راحتی بسیاری از قواعد زندگی جمعی و روابط قدرت را تحلیل کرد. به عنوان مثال در تحلیل خاطرات ناصرالدین شاه، خاطرات اعتمادالسلطنه و سفرنامه صدرالسلطنه نوری اولین سفیر ایران در آمریکا به خوبی با روش هرمنوتیک روانکاوانه می‌توان دریافت کرد که ساختار زبانی آنها مذهبی، استبدادی، مونولوگ، اشرافی و پدرسالارانه است.

در اسناد سیاسی ایران، واژگان از طبقه اشراف و دربار صادر شده است و در اغلب آنها نویسندگان از بالا به پایین به صورت مونولوگ و بدون نظر گرفتن رعیت نوشته شده­اند. ساختار زبانی به شدت استبدادی است؛ به نحوی که هیچ جمله‌ای بدون توجه به شاه و تملق در برابر او نوشته نمی­شود و این امر حتی در سندهای رسمی سفیران و نمایندگان خارجی نیز دیده می­شود. از سوی دیگر به این علت که تا اواخر سقوط قاجارها جهان زیست سیاسی (Gadamer, 1979: 183) ایران در متافیزیک فقه شیعه جریان داشت، اغلب واژگان حقوقی و سیاسی اسناد محتوای مذهبی دارند. پدرسالاری و غایب بودن زنان و دغدغه­های آنان نیز در اسناد سیاسی پیش از مشروطه به راحتی قابل مشاهده است. به این ترتیب با استفاده از رویکرد هرمنوتیک روانکاوانه، می­توان بسیاری از ویژگی‌هایی را که در پشت واژگان و گزاره‌های اسناد وجود دارد و به صورت ناخودآگاهی در سطوح مختلف زبانی به جریان می­افتاده است و در اسناد متبلور می­شده است را شناسایی کرد.

رویکرد هرمنوتیک به سطح تحلیل اسناد در شکل متنی و زبانی می­پردازد و قصد دارد با توجه به نیت سفیران و بازیگران سیاسی، گزاره­های متن و واژگان کلیدی ناخودآگاهی و نیز شرایط تاریخی، زمانی و مکانی به فهم صحیح اسناد دیپلماتیک کمک کند. 

 

2. روش‌شناسی پدیدارشناسی

پدیدارشناسی روشی کیفی است که به دنبال کشف تبلور پدیدارها، سازه­ها و هویت‌های فرهنگی است. این روش توسط مارتین هایدگر و ادموند هوسرل پایه‌گذاری شد و پژوهش‌های آنان در نقد روش پوزیتیویسم و پارادایم­های کشف حقیقت به زبان مکانیک، ریاضیات مدرن و فرمول‌های علوم طبیعی بود که باعث گردید (Findlay, 2002: 15-16) پدیدارشناسی مورد اجماع محققان قرار گیرد. پدیدارشناسان  هستی را مقدم بر اندیشه می‌دانند و این شعار بنیادین که «من می­اندیشم پس هستم» را قبول ندارند و به جای آن می­گویند: «من می­اندیشم پس اندیشه وجود دارد». به دنبال تقدم هستی شکل­های مختلف اندیشه و معنادارسازی بروز پیدا می­کند و کار پدیدارشناسان شناخت پس‌زمینه­های هویتی، زبانی و سازه­ای است که نشانه‌ها و نمادهای مختلف را به پس‌زمینه‌های فرهنگی ارتباط می­دهند و بر این اعتقادند که رفتارهای انسان دارای معنی‌هایی هستند که این معنی‌ها در طول تاریخ به صورت جهان زیست­های بدیهی انگاشته شده در سنت به ارث رسیده است. همه متون در قصدیت‌هایی فرو رفته‌اند که این قصدیت‌ها باتوجه به رویه‌های جبری زبان و اجبارهای عرفی و فرهنگی قابل تفسیر هستند.

جبر فرهنگی، واژگان را معنادار می­سازد و با تحمیل کردن زبان خود به متن آن را خودی می­سازد. به راحتی نمی­توان تفسیر اسناد سیاسی را در غایت­های توصیفی و علًی به شرایط اقتصادی و اجتماعی ربط داد، بلکه باید پدیدارهای فرهنگی و اندیشه‌ای را که متن در آن شکل گرفته است، مورد بررسی قرار داد و واژگان و کلمات را با نوعی جبر فرهنگی تفسیر کرد. پدیدارشناسی بدیهیات پذیرفته شده را دوباره به صورت جدا، اما در کلیت سبک­های زندگی مورد بازگویی قرار می­دهد و به این طریق با استفاده از ترسیم شیوه‌های غالب فکر کردن در یک دوره، الگوهایی پدیداری برای تفسیر اسناد دیپلماتیک را فراهم می­سازد. برای اینکه پدیدارشناسی شیوه­ای ملموس پیدا کند، می­توان از واژه پارادایم استفاده کرد. پارادایم نوعی اجماع اندیشه­ای گزاره‌های مسلم و بدیهی پنداشته شده در هر عصر توسط دانشمندان و برجستگان فکری است که ربطی به حقیقت ندارد و متناسب با تکنولوژی و انقلاب­های روشی بوجود می‌آید، به ناگاه ایجاد می­شوند و به صورت ناگهانی نیز محو می­شوند. پارادایم­ها، رویه‌ای خطی و یا زوالی در فلسفه تاریخ ندارند، بلکه همانند برج­های ماسه­ای کودکان بر لب دریا هستند که امواج واقعیات و پیشرفت تکنولوژی آنها را خراب می‌کند و ما انسان‌ها در هر دوره‌ای متفاوت آنها را بنا می­کنیم. برای تفسیر پدیدارشناسی اسناد دیپلماتیک نوعی رویه اندیشه­ای، عمیق و کیفی لازم است که بتواند پس‌زمینه اسناد را با توجه به سنت و پدیده‌های فرهنگی مورد بازاندیشی قرار دهد. در پدیدارهای دیپلماتیک و تاریخ تحولات بین‌الملل به لحاظ زبان‌شناسی و سنت نوشتاری سه دوره را می­توان از یکدیگر تمایز داد. این سه دوره بر اساس دیپلماسی پنهان، دیپلماسی آشکار و دیپلماسی عمومی، سه نوع سند دیپلماتیک و سه زبان متمایز را ایجاد می­کند که آشنایی با آنها در روابط بین‌الملل باعث می­شود تحلیل اسناد روندی علمی‌تر به خود بگیرد.

پارادایم ناخودآگاه: متن بسیاری از اسناد و مدارک سیاسی و دیپلماتیک دارای فضای سنتی است. فضای سنتی دارای متافیزیک قدرتمندی است که به لحاظ زبانی در آن الفاظی به کار رفته است که دارای فاصله زبانی با ما است و مکاتبات رسمی و سیاسی دارای محتوای تملق و رویه‌های اشرافی و درباری هستند که ناشی از جاذبه زیاد قدرت مرکزی و ذوب شدن فردانیت­ها در آن است. به عنوان مثال نامه­های سفیران، وزیران، وکیلان و نمایندگان ایرانی و خارجی به دربار صفویه و قاجاریه عموماً در جبر فرهنگ سنتی و متافیزیکی قرار دارند که اغلب با زبان اشرافی و پدیدارهای مذهبی و متملقانه خود را شکل می­دهند. نامه­ها، گزارش‌ها و حتی قراردادها و معاهدات دارای محتوای تملق شدید و محتوای زبانی برآمده از صفات اغراق آمیزی هستند که برای در امان ماندن از سیطره استبدادی به کار برده می­شد و ناشی از سایه خداوند بودن شاه و نماینده او بودن است که البته وابستگی نمایندگان سیاسی و سفیران را نیز به شکل تلویحی می­رساند. پدیدارهای سنتی به شکل زبان ناخودآگاه به کار می­روند. تملق، ریاکاری، فقدان امنیت، مالکیت و فردانیت در اسناد دیپلماتیک سنتی موج می‌زند و به این علت که عرف دیپلماتیک این دوران ریشه در فرایندهای قبیله­ای، خونی، نژادی، درباری، اشرافی، نظامی و روحانی دارد به پارادایم ناخودآگاهی معروف شده است.

ناخودآگاه همان سنت به ارث رسیده و پدیدار دم دستی است که چون وجود خداوند، وجود ماه و وجود خورشید را در عالم یکی می­داند؛ وجود پادشاه را نیز به صورت بدیهی و ناخودآگاهی یکی می­داند و همه فردانیت­ها را در وحدت وجود او جذب شده می­طلبد. پارادایم ناخودآگاهی برای تحلیل اسناد سیاسی و دیپلماتیک ایران در عصر صفوی و قاجاریه کاربرد دارد، چرا که در این دوران ایران تجربه دیپلماسی پنهان و غیر رسمی را داشت و اسناد سیاسی و دیپلماتیک ایران دارای خالقان و بازیگرانی است که استقلال ندارند و اغلب برای اعطای امتیاز جهت تمنیات دربار همایونی و یا اجبارهای خارجی قلم به نگارش اسناد می­زدند و تحلیلگر امروزی این اسناد، باید جبر فرهنگی ناشی از دیپلماسی سنتی و پنهان آن دوره را در نظر آورد. در پارادایم ناخودآگاهی شرایط عینی خود را بر متن غلبه می­دهند و بازیگران به راحتی مطیع جبر فرهنگی دوران خود می­شوند. (Drummond, 2000: 29-59) در برابر این نوع استبداد ایرانی برخی از افراد طبقه متوسط و دیوانیان آداب­دانی چون ابن مقفع، سعدی، خواجه نظام‌الملک، قائم مقام فراهانی و امیرکبیر در برابر جبر پارادایم ناخودآگاهی ایستادگی کردند و متون بسیار ارزشمندی از خرد ایرانی را در کوره‌راه‌های پیچیده تحولات سیاست داخلی و خارجی خلق کردند که پس از مدتی قربانی روابط قبیله­ای، خونی، نژادی، اریستوکراسی، استبدادی، اشرافی و درباری دوره خود شدند و کوشش‌هایشان تنها رگه­ای باریک از عقلانیت ایرانی را به یادگار گذاشت.

پارادایم خودآگاه: تحلیل اسناد سیاسی زمانی که به دوره جدید می­رسد، زبانش از حالت اسطوره­ای، کیفی، قیاسی، سنتی و ناخودآگاهی خارج می­شود. عصری که از فرهنگ شفاهی به فرهنگ چاپی قدم می­گذارد و مقارن با رواج سواد و گسترش حق رأی به طبقه متوسط است. بتدریج دستگاه وزارت امور خارجه دارای استقلال می‌شود و با ایجاد نهادها، ساختارها، رویه‌های قانونی و مکتوب در وزارتخانه و سفارتخانه‌ها و پدیدارشدن عرف و حقوق بین‌الملل در زمینه روابط، حقوق و سازمان‌های بین­الملل جو فرهنگی جدیدی در پیدایش اسناد سیاسی بوجود می­آید. تملق، چاپلوسی، ریاکاری و صفات اشرافی، درباری و استبدادی از حیطه زبان اسناد دیپلماتیک کاسته می­شود و زبانی علمی و حقوقی حاکم می­گردد. پیدایش دیپلماسی رسمی و آشکار و افزایش مراودات بین‌المللی باعث می­شود که زبان دیپلماتیک و سیاست بین‌الملل از شکل اسرارآمیز و جاسوسی خود خارج شده و تبدیل به علمی ضروری و کاملاً ستایش شده گردد. نگاه منطقی و واقع‌گرای دیپلمات­ها در دوره دیپلماسی آشکار باعث می­شود که اسناد، گزارش­ها و معاهدات دیپلماتیک زبانی ساده، حقوقی و علمی به خود بگیرند و از فشار ناشی از متافیزیک دیپلماسی پنهان خارج شوند. پدیدار فرهنگ ناخودآگاهی در عصر جدید رام می­شود و جای خود را به پارادایم خودآگاهانه­ای می­دهد که به صورت علمی در قالب رشته‌های تخصصی علوم سیاسی مانند روابط بین‌الملل، دیپلماسی، سازمان‌ها و حقوق بین‌الملل مورد واکاوی، اصلاح و بهتر شدن مداوم قرار می­گیرد. در ایران نیز برای تحلیل اسناد سیاسی و دیپلماتیک دوره پهلوی باید به پدیدار نمایان‌شدن دیپلماسی آشکار و رسمی و ایجاد زبان حقوقی و علمی در این مورد توجه داشت؛ هر چند که انقلاب اسلامی ایران نیز روندی تکاملی در مردمی‌بودن، عقلانی، اشرافیت زدایی و اسطوره زدایی از زبان دیپلماتیک به شمار می­آید. (Thompson, 2000: 133-145) در دوره معاصر با حاشیه­ای‌شدن اقلیت‌ها، اقوام، قبایل، زمینداران و در نهایت دربار و اشرافیت رویه­های پدیداری دیپلماسی خودآگاهی شکل گرفت. ابتدا نام ایران به جای پرشیا وارد اسناد دیپلماتیک گردید، وزارتخانه‌ها و نهادهای سیاست بین‌الملل دارای کادر تخصصی آموزش دیده و قانون مشخص گردید، دانشکده روابط بین‌الملل ایجاد شد و آداب کنسولی و دیپلماتیک آموزش داده و به کار گرفته شد، دیپلمات­ها لباس مشخص پیدا کردند و برای مهمانی، جشن، عزا، نصب پرچم، ادای احترام، فرستادن سفیر و تنظیم گزارشات زبان و آداب علمی و عرفی پیدا کردند و از شکل هرج و مرج غیرمستقل رها شدند. به این ترتیب تحلیل اسناد دوره پهلوی و  جمهوری اسلامی ایران نشانگر پدیدار مکانیکی و خودآگاهی است که باید در تحلیل این اسناد به لحاظ روش رعایت گردد.

سازه‌های ‌عمومی‌ و هویتی: در سال 1990م. در اثر انقلاب تکنولوژی اطلاعات، فضای تحلیل جدیدی برای اسناد سیاسی و دیپلماتیک شکل گرفت. متفکرانی چون کالین هی، ایمانوئل کاستلز، فرانسیس فوکویاما، دیوید هلد و الکساندر ونت در  عصر اطلاعات سعی کردند نشان دهند که روابط بین‌الملل دستخوش چه دگرگونی بنیادینی شده است. آنچه در حال اتفاق بود؛ عبور منطق علم سیاست از پدیدار مکانیکی به پدیدار کوانتومی بود. (Castells, 2009: 116-126) اکنون اسناد سیاسی از شکل­های محرمانه، کاملاً سری و حفاظت شده خارج شدند و به ناگاه به شکلی بسیار وسیع در فضای سایبر منتشر گردیدند. تا پیش از مجازی شدن و سایبری شدن روندهای بازنمایی قدرت، اسناد سیاسی و دیپلماتیک پس از گذشت دهه­ها با اقدامات بسیار محتاطانه و به صورت قطره‌ای در اختیار پژوهشگران قرار می­گرفت. در عصر اطلاعات چندرویداد بنیادین شکل گرفت که با بوجود آمدن این رویدادها پژوهشگر علم سیاست و تاریخ روابط بین‌الملل در پدیدار جدیدی قرار می­گیرد که باید از روش پدیدارشناسی دیپلماسی عمومی استفاده کند. (Findlay, 2002: 162) (Mueller, 2009: 101-108)

رویداد اول مربوط به تغییر جوهره قدرت از نوع لویاتانی و رسیدن آن به وجوه روزمره­گی و نرم است. قدرت اکنون نه در ساختارها و نهادهای دولت، که در میان مردم و در زندگی روزمره در حال بازتولید است. اکنون قدرت به افکار عمومی منتقل شده و با توجه به کنشگری‌ای که شهروندان جهانی پیدا کرده­اند، زبان دیپلماتیک بسیار مردمی و شفاف شده است. به نحوی که دیپلمات‌ها و نمایندگان سیاسی اغلب شیوه مذاکرات، اطلاعات و حتی نتایج آن را از خبرگزاری‌ها، سایت‌ها، وبلاگ‌ها و بویژه شبکه‌های اجتماعی به دست می­آورند. (Gunaratne, 2005: 12) در زمینه دستیابی به اسناد دست اول، مردم از سیاستمداران جلو افتاده‌اند. برای نمونه می­توان به سایت ویکی لیکس اشاره کرد که اسناد دیپلماتیک و مذاکرات و گزارش‌های بسیار حساس وزارت امور خارجه آمریکا و سایر کشورها را در عرصه عمومی جهانی پخش کرد. بنابراین تحلیلگران اسناد دیپلماتیک باید با فضا و زبان دیجیتالی آشنا باشند، زیرا بسیاری از وقایع تاریخ بین‌الملل را به خوبی با عکس، فیلم و تحلیل­های سیاسی می‌توان بازیابی کرد.

رویداد دیگر مربوط به کنشمندی شهروندان جهانی در عصر اطلاعات است. ایجاد شبکه­های سایبری چون: فیس بوک، تویتر و یوتیوب باعث شده است که حلقه‌ای بسیار گسترده و به هم پیوسته از شهروندان مجازی جهانی شکل گیرد که با هویت‌های ملی، مذهبی، انتقادی، پسامدرن، فمنیستی، محیط زیست‌گرا و صلح‌گرا فرایندهای قدرت در سطح بین‌الملل را تحت تاثیر خود قرار می­دهند. اکنون شهروندان از مصرف‌کنندگی و نگاه به بالایی که تحت انقیاد بوده‌اند نجات پیدا کردند و توانسته‌اند رویه‌های هویتی، سازه‌ای و قدرت نرم بسیار اثرگذاری را در روابط بین‌الملل شکل دهند. (Hocking, 2005: 33-35)

پدیدارشناسی به جبر فرهنگی اشاره دارد. پیش فرض پدیدارشناسی این است که با توجه به دوره فرهنگی و مبانی اندیشه گانی ناشی از هست‌مندی انسان‌ها باید به تحلیل اسناد سیاسی دست زد. بر یک دوره تاریخ، فلسفه و اصول قیاسی حاکم بوده است و به همین علت شیوه‌های نگارش اسناد و تنظیم روابط، پنهان و غیررسمی و ناشی از اراده­های استبدادی بوده است. در یک دوره شیوه روابط و تنظیم معاهدات، مکانیکی و نهادینه شده است و از پیوندهای خونی، نژادی، تباری و قبیله­ای به سمت فرایندهای آموزشی و اکتسابی حرکت می‌کند. در مرحله آخر نیز پدیدار حاکم بر اسناد سیاسی مبتنی بر الزامات عصر اطلاعات و قدرت نرم گردیده است که در آن جایگاه افکار عمومی و دیپلماسی عمومی از اهمیت برجسته‌ای برخوردار است. (Zaharna, 2010: 83-88) در روش‌شناسی تحلیل اسناد سیاسی باید به جبرفرهنگی و پدیدارهای حاکم بر اسناد آشنا بود تا بتوان به صورتی صحیح گزاره‌ها و الزامات احکام علمی از اسناد سیاسی را تحلیل کرد.

 

3. روش‌شناسی تحلیل گفتمان

تحلیل گفتمان برای دسته بندی، نظم دهی، درآوردن عناصر پنهان اسناد و از همه مهم‌تر برای ایجاد نگرش انتقادی روشی بسیار موثر است. این روش یکی از بهترین رویکردها در نشان دادن رابطه قدرت و دانش و نشان دادن عادت­واره­ها در تنظیم اسناد سیاسی است. (Coulthard, 1996) دال مرکزی تحلیل گفتمان شناخت عناصر قدرت برای بازتولید دانش است و ابتکار این روش در این است که قدرت را تنها در دولت و نهادهای سیاسی بررسی نمی­کند، بلکه در آن زبان، جنسیت، تفاوت‌ها، غیرت‌ها و بسیاری از فرهنگ­ها، نمادها و گزاره‌ها دارای قدرتی هستند که به صورت سراسری و روزمره در روابط انسان‌ها در جریان هستند و خود را در قالب‌های زبانی در اسناد دیپلماتیک نمایان می­سازند. این روش با تحقیقات میشل فوکو، ژیل دلوز، فرانسوا لیوتار، لئو آلتوسر و ژان بودریار گره خورده است. بویژه پژوهش­هایی که این متفکران در تحلیل تاریخ جرم و جزا، حقوق، علوم انسانی، مدارس، پادگان‌ها، زندان­ها، رسانه‌ها و دانشگاهها  انجام دادند و توانستند در هر یک از این متن‌ها شیوه­های اعمال قدرت و پس از آن تولید دانش را ترسیم نمایند.

روش تحلیل گفتمان برای جمع آوری داده­های خود و تجزیه و تحلیل آنها از دو روش کمی و کیفی استفاده می­کند. اما پیش فرض آن ضد فرمول علمی جهانی، جوهرگرا، شالوده‌ای، بنیادین و حقیقت محض است. این روش با تاریخ به صورت گزاره‌هایی توهمی، غیر سلسله­ای، بدون سیستم و غیرفرآیندی برخورد می­کند و هرگونه نظم را ناشی از قصد و اراده قدرت می­نگرد که در نهایت به شکل بازی زبانی متبلور می‌شود.

دیرینه‌شناسی: دیرینه‌شناسی رسیدن به رویکردی در بررسی تاریخ است که قصد دارد سوژه محوری انسان را به عنوان کنشگری غایی و روایتگر به نقد بکشاند تا نشان دهد که تاریخ آن مطالب بدیهی انگاشته شده‌ای نیست که توسط دستگاه‌های فیزیکی و ایدئولوژیک قدرت شکل گرفته‌اند. لویی آلتوسر و میشل فوکو توانستند با قرائت­های بسیار ساختارگرایانه­ای که از متون فلسفی، تاریخی، جرم و جزا و حقوق انجام دادند؛ زیربناها و شاکله­های جبری را در رفتار و اندیشه جمعی انسان‌ها ترسیم نمایند. (Foucault, 2004: 101-119) دیرینه‌شناسی، رویکردی درونی در تحلیل گفتمان  است که اغلب گزاره‌های خود را از مبحث قدرت نیچه و اقتصاد مارکس با توجه به بازخوانی‌های قرن بیستمی آلتوسر و فوکو به دست آورده است. پیش فرض بر این است که نمی­توان به راحتی اسناد تاریخی را باور کرد و با کنار هم قرار دادن آنها نشان داد که گروهی مشروعیت حکمرانی دارند و برتر از دیگران هستند. دیرینه شناسان به خوبی نشان می­دهند که پیروزی­ها چگونه توان آن را دارند که سند ایجاد نمایند. احزاب برنده، دولت‌های پیروز در جنگ و رئیس جمهور منتخب مردم به راحتی اسناد مربوط به روایت آغازین خود را برجسته می­نمایند.

دیرینه‌شناسی، رویکردی بسیار منتقدانه برای افشای سندسازی دستگاه قدرت  است. تهیه اسناد سیاسی و دیپلماتیک حتی اینکه چه مواردی سند باشند و چه مواردی نباشند، کدام‌ها مورد تحلیل قرار بگیرند و کدام‌ها حذف شوند و تمامی اموری که در سندها نیست؛ اما در پدیدار شدن عمومی آنها نقش دارند در رویکرد دیرینه‌شناسی بررسی می­شوند. این رویکرد به دنبال علت‌هایی غیر­انسانی است که به صورت جبری و ضد کنشگری انسان سعی می­کنند آرزوهای کوتاه مدت دستگاه قدرت را برآورده سازند. اسناد سیاسی اغلب با شیوه‌های نام نهادن، تفسیر و معنادار کردن آنها به عواملی خارج از اراده انسان‌ها مانند زیربنای اقتصادی، مناسبات قدرت و یا ناخودآگاه فردی و جمعی ارتباط پیدا می­کند. دیرینه‌شناسی بسیار ساختاری و ضد سوژه است و به نوعی سند محسوب می­شود. به این معنا که علم مستقلی نیست و دانشی در باب علم اسناد سیاسی به حساب می­آید. روایت اسناد در هر دوره با توجه به توهم‌ها و عقده‌های دولت و عرف روزمره مردم  شکل می­گیرد. دیرینه‌شناسی رویکردی تک‌سویه و کاملاً ساختاری است که نوشته­ها، گفتگوها و سایر نمودها و بازنمایی‌های مدنی، فرهنگی و بویژه رسانه‌ای را بدیهی قلمداد نمی­کند و سعی ‌دارد که نوعی گسست، آشوب و بی‌نظمی را در اندیشه و واقعیت سیاست همراه سازد، به نحوی متفاوت از آنچه تاکنون در جریان زبانی بوده است. بنابراین در تحلیل اسناد سیاسی باید به عوامل ساختاری مانند ناخودآگاه، قدرت و اقتصاد توجه کرد و با بدبینی به همه انسان‌ها نگریست.

تبارشناسی: این رویکرد در دوره میانی زندگی فوکو شکل گرفت و در تحلیل گفتمان از جبرگرایی ضد انسان محوری و ساختارگرایی خارج شد و توانست با ایجاد متن‌های بسیار سیال و نوسانی به مثابه سروده‌شدن، بسیاری از پدیده‌های بدیهی انگاشته را به نقد بکشاند. تبارشناسی به این اعتبار رابطه‌ای دوسویه دارد و سعی دارد  ارتباط دانش و قدرت را بررسی ­کند و به این طریق نگرش بدبینانه به متون تبدیل به نگرشی نقادانه می­شود که در آن گرایش به سمت رهایی وجود دارد. کتاب­های تولد زندان، تاریخ جنسیت و اراده به دانستن متونی بود که فوکو در آنها روش‌های انتقادی تبارشناسی را به صورت علمی درجه دوم مطرح ساخت؛ به نحوی که به تفسیرها پرداخت و به جای اینکه فهم کند حقیقت چیست؟ به این مطلب اشاره داشت که تورهای قدرت چگونه حقیقت را می­سازند و سازوکارهای تکنولوژی قدرت برای به حاشیه کشاندن و برجسته‌کردن یک دال مرکزی چیست. (Rabinow, 1984: 340-370)

تبارشناسی در مورد اسناد سیاسی و دیپلماتیک تمرکز زیادی بر قدرت دارد. بویژه در تحلیل اسناد سیاسی دوره مشروطه اعلامیه­های علما، فتواهای جهاد و تحریم‌ها بسیار کاربرد داشت. اسناد مذهبی سیاسی به خوبی با نگرش تبارشناسی قابلیت تحلیل دارند؛ چرا که به صورت تورهای قدرت نامرئی نوعی از تکنولوژی قدرت را ایجاد کرده­اند که در روابط خارجی ایران و کشورهای قدرتمند اثرگذار بوده است. تبارشناسی تنها تمرکز بر قدرت دولتی و رسمی ندارد و اسناد سیاسی و دیپلماتیک ایران از جمله دوره صفویه و قاجاریه وجوه مذهبی بسیار شدیدی دارند و به علت رواج دیپلماسی پنهان می­توان از مباحث ارتباط قدرت و دانش در تبارشناسی استفاده کرد و تنها به اسناد رسمی وزارتخانه‌ها تأکید نداشت. تکنولوژی قدرت در ایران نوعی حکمرانی بر خود را در واژگانی چون تقوا، ایمان و ارزش­های شرعی به صورت احکام‌الهی رواج داده‌اند. برای تحلیل اسنادی که به این گونه از تکنولوژی اشاره دارند می­توان به تبارشناسی پرداخت و نشان داد که چگونه بسیاری از تحولات سیاست داخلی و خارجی ایران ریشه در متافیزیک قدسی و هست‌مندی جغرافیا و تاریخ روحانی دارد که از طریق روش‌های اثبات گرا قابل بررسی نیست.

شالوده شکنی و بازنمایی: یکی از رویکردهای تحلیل گفتمان استفاده از پیش فرض­های شالوده شکنی و نگرش­هایی است که با بازنمایی سروکار دارند. با استفاده از نظریات و کاربرد پیش فرض­های متفکرانی چون دریدا، لاکلا موفه و بودریار می­توان روشی را برای تحلیل اسناد سیاسی و متون دیپلماتیک پیشنهاد کرد که جزو رادیکال‌ترین و منتقدانه‌ترین رویکردهایی است که تاکنون ارائه شده است. شالوده‌شکنی این اعتقاد را دارد که هر متن سیاسی پیرامون یک من شکل گرفته است که خود را مرکز عالم می­انگارد و با استفاده از واژگانی چون اعتدال، عقلانیت، مصلحت، حقیقت و انسانیت سعی دارد صفات خود را توجیه کند. متون دارای رگه­های سیاه و سفید هستند. در هر متن یک سو اردوگاه شر، پلیدی، جنون، شیطان صفتی، نابالغی، تاریکی، استبداد و جهالت وجود دارد و در سوی دیگر که معمولا نویسنده و خالقان متن به آن تعلق دارند، هر چه هست نور و روشنایی است که با اخلاق و تمام صفات انسانی همراه شده است. شالوده‌شکنی نشان می­دهد که هیچ مبنایی وجود ندارد و انسان‌ها تنها با بازی قدرت در واژگان‌زبانی آرزوهای مهار نشده خود را جلو می­برند. این رویکرد اعتقاد دارد که هر گونه نظریه هر چند علمی، باعث می­شود که نویسنده متن دچار جزم­گرایی شود، چرا که هیچ معیار غیر زبانی برای داوری و استانداردسازی وجود ندارد و تنها بازی‌های قدرت هستند که به همراه بازی‌های زبانی سرنوشت جمعی انسان در جامعه را شکل می­دهند. با ایجاد عصر اطلاعات و خارج شدن اسناد از شکل بوروکراتیک و چاپی‌ـ یعنی وارد شدن به فضای رسانه­ای سایبری‌ـ  به خوبی می­توان کثرت اسنادی را نشان داد که بتدریج اسطوره­زدایی از آنها نیز به عمل آمده است، انگار در بستری هرمنوتیکی اسناد از متن خود خارج شده­اند. (Vollmer, 2006: 248) شالوده شکنی مبناها را کنار می­زند و اعتقاد به تنوع اسناد دارد و سعی می­کند بازنمایی‌های رسانه­ای و سازوکار بازی­های قدرت را در شکل­دهی به بازی زبانی نشان دهد و اینکه نباید به صورت جزمی به دنبال حقیقت بود، چرا که حقیقت در کنش ارتباطی و مناسبات غیرقابل پیش­بینی به دست می­آید و نمی­توان وجوه آن را به صورت یک‌جانبه و جدای از آنچه متن خوانده می­شود مطرح ساخت. در متون تاریخی از جمله متن اندرزنامه خواجه نظام‌الملک به خوبی می­توان ساختار سیاسی اشعری‌گری نظامیه و دستگاه سلطنت خلافت را در خوارج، قرمطی، مزدکی و باطنی نام نهادن مخالفان فهم کرد. متنی که خواجه خود را در مرکز عالم قرار می­دهد و با عقلانیت برساخته میانی و معتدلی که برای خود می‌سازد، هر گونه اقدام خویش را واقع‌گرا و منصفانه می­داند، حتی اگر قتل ناروای وزیری و یا دادن اموال دولتی به فرزندانش باشد.

کاربردی‌ شدن تحلیل گفتمان: روش تحلیل گفتمان رویه‌ای بسیار منظم و انتقادی برای تقسیم‌بندی اسناد سیاسی و دیپلماتیک دارد. این روش بویژه برای تحلیل اسنادی که در قالب گزارش یا سخنرانی سیاستمداران جمع آوری شده است و هر گونه سندی که بتوان آن را به صورت متنی مورد بررسی قرار داد توانایی کاربرد دارد. (Fairclough,1995:183-187) نکته مهم در تحلیل گفتمان یافتن هویت‌مرکزی گوینده و دال مرکزی است که سند دیپلماتیک بر محوریت آن شکل گرفته است. این دال مرکزی می­تواند منافع ملی، منافع حزبی، منافع اسلامی و منافع کشورهای خارجی باشد و متناسب با آن غیریت­ها یعنی دشمنان در اطراف دال مرکزی جمع می­شوند. دال مرکزی شروع به دفاع کردن از خود برای ایجاد تحول مورد نظر می­نماید و غیرت­ها را با کنار یکدیگر نشاندن به صورت دشمن توصیف می­کند و در این راستا برای رسیدن به هدف از هر گونه ابزار زبانی و یارگیری روایت­های گوناگون کمک می­گیرد. (PaulGee,1999-119-149) مفصل­بندی و خطوط قرمز مشخص می­شوند و عناصر قدرتی که پیش­بینی می­شود در حال حذف هستند و یا بازندگان آینده‌اند، در حاشیه قرار می­گیرند و دال مرکزی بر عناصر گفتاری هویت‌های پیروز، صاحب قدرت که اکنون یا در آینده در صحنه حاضر می­شوند شرط‌بندی کرده و آنها را برجسته می‌کند. هویت‌های سیاسی شکل گرفته و بویژه اهداف مشروع جهت عقلانی جلوه‌دادن قراردادها و اسناد دیپلماتیک به شدت سیال، بی اعتبار، گذرا و در ارتباط کامل با قدرت‌های ریز و درشت می­شوند. به عنوان مثال می­توان به اسناد و گزارشات سال‌های 1318 تا 1320 میان ایران، آلمان، آمریکا و انگلستان اشاره کرد که بر اساس اشتباه استراتژیک رضاشاه و نزدیکی گفتمانی که میان خود و نازی‌ها احساس می­کرد، کشور را به سقوط کشانید و مجموعه متون و دانش­های وزارت امورخارجه ایران بر محوریت حاشیه­ای کردن محور آمریکا و انگلیس و برجسته کردن آلمان حرکت کرد که در نهایت شکست بسیار تلخی را تجربه کرد. با استفاده از مفصل­بندی، نشان دادن هویت‌ها، ترسیم دال مرکزی و ترسیم غیریت‌ها به شکل تحلیل محتوا­ی کمی یا کیفی در تحلیل‌های توصیفی، تفسیری و انتقادی می­توان روش تحلیل گفتمان را در بررسی اسناد سیاسی و دیپلماتیک کاربردی ساخت. (Fairclough,1995:112-118)

4. روش‌شناسی هنجاری

برخی از روش­های تحلیل اسناد سیاسی وجود دارد که چندان دغدغه واقعیات را ندارند و تمرکزشان بیشتر بر اعمال کردن قدرت برای تغییر وضع موجود است. به علت رویه­های باید گونه و عموماً اخلاقی و انتقادی که از زاویه تحلیلگران ناقد وضع موجود در تحلیل اسناد سیاسی به کار می­رود، آنها بیش ازاینکه سعی کنند توصیف یا تفسیر عمیقی از واقعیت ارائه نمایند، سعی دارند به دنبال راهکارهایی باشند که اوضاع را بر اساس تصورات ذهنی­شان تغییر دهند. وقتی که دغدغه در تحلیل اسناد هنجارها، آرمان‌ها و تصورات ذهنی باشند، گرایش پژوهشگر به سوی رویه‌های تجویزی حرکت می­کند. اینکه سند سیاسی و دیپلماتیک بر چه اساسی نوشته شده است؟ چه عناصر و عواملی کم دارد؟ نقاط ضعف و قوت آن کدام است؟ چه می­شد که سند سیاسی بهتر نوشته می­شد؟ چه استفاده­ای از اسناد سیاسی مورد بررسی برای زمان معاصر می­توان انجام داد؟ به این شکل رویه‌های تحلیل هنجاری با توجه به زمینه‌های گرند تئوریک دارای استانداردهایی از عقلانیت سیاسی‌اند که متون را با آن مورد ارزیابی قرار می­دهند. گرند تئوری‌هایی که بسیار شناخته شده هستند و رویکردی هنجاری به  شمار می­آیند، اسناد را به صورت ابزار تحلیل می­نگرند. (Macnabb, 2010: 252)

واقع‌گرایی: بسیاری از تحلیلگران متون سیاسی جهت­گیری هنجاری خود را در تحلیل اسناد دیپلماتیک واقع‌‌گرایی‌ قرار می­دهند، چرا که بدیهی­ترین و پذیرفته‌ترین گزاره­های عقل سیاسی در محیط بین‌الملل را با خود دارد. اینکه محیط بین­الملل آنارشی است و قواعد قدرت به صورت بسیار خشنی بر آن حاکم است و تنها قدرت را با قدرت می­توان رام کرد، (Waltz, 1979: 102-129) اصولی است که هر دیپلمات و سیاستمدار بارها در زندگی­اش با آن مواجه می­شود. تنها اصلی که استاندارد عقلانیت سیاسی برای تنظیم قرارداد، معاهده و یا نوشتن گزارش باید مورد توجه قرار دهد، داشتن رویکردی واقع‌گرا و توجه به منافع ملی کشور خود است. پژوهشگران واقع‌گرا اسنادی را که منافع ملی کشور خود را بر هر ابزاری حفظ کرده‌اند و اصول تلخ، اما  موجود در روابط بین‌الملل را به رسمیت شناخته­اند، مورد ارزیابی مثبت قرار می­دهند. دروغ مصلحت آمیز، ائتلاف و اتحاد برای تمامیت ارضی و اقتدار ملی، حفظ نظام سیاسی به هر شیوه ممکن، جذب سرمایه و تکنولوژی خارجی، درک وقایع سیال و امنیتی روابط بین‌الملل و فقدان دوست و دشمن دائمی از اصولی است (Griffiths,1992:60)که اگر در اسناد سیاسی به کار گرفته شود، دارای استانداردهای عقل سیاسی و دیپلماتیک است و اگر نباشد ساده لوحی و حماقت بازیگران را می­رساندکه اصول بدیهی سیاست را نیاموخته­اند. برای نمونه قرارداد قوام ـ سادچیکف و یا نوع رفتار فروغی و مدرس در این قالب قابل درک است، اما اسناد پهلوی دوم در قضیه دکتر مصدق در زمینه نفت رویه‌ای غیر قابل قبول در رویکرد واقع‌گرایی است.

آرمان‌گرایی: در رویکردهای هنجاری بسیاری از تحلیلگران اسناد سیاسی، پیش فرض­هایی آرمانی دارند. آنها بدیهی می­انگارند که بشر ذات شرور ندارد و چندان عقلانی نیست که قواعد بازی سیاسی را به سمتی ببریم که حکومت جنگل در صحنه بین­الملل حاکم گردد. عقل به معنای این است که اصول انسانی و جهانی­ای که همه آنها را قبول دارند، بیان گردد. آرمان‌گرایان بر مفاهیم حقوق بشر، دموکراسی، نهادهای مدنی و حقوق شهروندی تأکید دارند و در تحلیل خالقان اسناد سیاسی نیز، سیاستمداران و سفیرانی که در پی گسترش دموکراسی و آزادی در جهان بوده‌اند را می­ستایند. (Keating, 2007: 14-25) از سوی دیگر به اعتقاد آرمان‌گرایان در صورت شکل­گیری جمهوری­خواهی و نظام‌های سیاسی دموکرات، بشر به سوی جنگ حرکت نخواهد کرد. متون عرفانی و بویژه ادبیات گلستان سعدی بسیاری از اصول آرمانی از جمله یک گوهر بودن انسان­ها را معرفی کرده است و اینکه به هر طریقی بشر باید به فکر یکدیگر باشد نه اینکه قدرت غایت سیاست باشد. کانت و اوهمای متفکران معاصر آرمان‌گرایی به‌شمار می­آیند. (Doyle, 2006: 201-240) اسنادی مانند سخنرانی­ها و اصول ویلسون، یا مذاکرات و سخنرانی‌های مصدق و یا پیشنهاد خاتمی برای طرح گفتگوی تمدن­ها درتحلیل­های آرمان‌گرایی می­گنجند. حتی قراردادها و معاهدات مربوط به انتقال سرمایه­خارجی، پیوستن به سازمان تجارت جهانی و قراردادهای آسان‌سازی رویه‌های اقتصاد بازار به راحتی در تحلیل‌های آرمان‌گرایی جای می­گیرند. این رویکرد کاملاً پذیرفته است که الگوی لیبرال دموکراسی باید به شکل هنجاری مورد دفاع واقع شود، چرا که جهانی‌شدن و حاکم‌شدن گزاره­های عصر اطلاعات نیز به استاندارهای آرمان‌گرایی کمک کرده است و خصلتی جهانی و فرا روایتی به آن بخشیده‌‌ است. (Thrift, 2002: 75-79)

انتقادی: رویکردی در نگرش­های چپ­گرا وجود دارد که متون را با زیربناهای اقتصادی می­نگرد. مکتب فرانکفورت با متفکرانی چون هابرماس، مارکوزه، بنیامین، آدورنو و هورکهایمر تفسیر متون را با ارزیابی­های هنجاری و عمدتاً نقد پوزیتیویسم می‌نگرند. (Bottomore, 1980: 27-54) آنها اعتقاد دارند که اغلب بازیگران محیط بین‌الملل بازیچه جهان سرمایه‌داری و منطق اقتصادی هستند. اغلب سندها و گزارشات دیپلماتیک که بعدها از آرشیو وزارت امور خارجه کشورهای مختلف بیرون می­آید نشان‌ می­دهد که اشراف، زمینداران، سیاستمدران، نظامیان و بویژه شرکت‌های تجاری چگونه غایت‌های منفعتی خود را بر هر انگیزه اخلاقی دیگر غالب می­کنند. مکتب انتقادی به رهایی و آزادی گرایش دارد و به شورش­های بر هم زننده وضع موجود مانند جنبش‌های دانشجویی امید بسته است. این گرایش در تحلیل اسناد سیاسی سعی می‌کند نوعی فرایند توده­سازی دستگاه‌های تبلیغات دولت را به عنوان روبنایی که آگاهی کاذب تولید می­کند، نشان دهد.

اسناد دو دسته هستند: دسته­ای که تحت تاثیر دستگاه ایدئولوژیک دولت برای فریب افکار عمومی و توده­ها به شکل صنعت فرهنگی تولید انبوه می­شوند و به صورت رسمی در قالب خبر از طریق رسانه­های تبلیغاتی بیان می‌گردند و دسته‌ای سند که نمایانگر زیربنا و افشاسازی روابط بر مبنای منطق اصلی یعنی سرمایه است ((Holloway, 1993: 76-85 که در آرشیوها به صورت محرمانه نگهداری می­شوند. اسناد محرمانه باید در تحلیل تاریخ به کار گرفته شوند، در حالی که این اسناد تنها در بازی‌های قدرت پس از سوخته شدن بازیگران خالق سند و یا سقوط دولت و نظام سیاسی برملا می­شوند.

در میان نگرش‌های انتقادی می­توان به فمنیست­ها نیز اشاره کرد که در تحلیل اسناد سیاسی و دیپلماتیک با رویکرد جنسیت محور و بویژه تأکید بر غیبت زنان در صحنه روابط خارجی پافشاری دارند و می­گویند که اسناد گواه بر آن است که اگر زنان در سیاست و سایر صحنه­های اجتماعی به صورت اندیشه­ای و عملی وارد می­شدند جهان بهتر از این وضعیتی است که اکنون دارد. (Macnabb, 2010: 279) همینطور نگرش­های انتقادی و هنجاری چون محیط زیست گرایان نیز تنها اسناد سیاسی و دیپلماتیک را بررسی می­کنند تا نشان دهند که محوریت موضوع حمایت از جهان سبز درختان، دریا، حیوانات و سایر پدیده‌های طبیعی چقدر در قصدیت­های سیاستمداران گنجانده شده است. (Grigsby, 2009: 154-159)

برای انتقاد از اسناد سیاسی و دیپلماتیک فرصت مناسبی در عصر اطلاعات فراهم شده است. بویژه اینترنت که بسیاری از اسناد را از آرشیوها بیرون کشیده است و به علت زاده شدن فردانیت­های متکثر، فضای سایبری دیگر دارای وحدت منابع کنترلی و انضباطی نیست. دعوای میان حکومت مرکزی و سیاستمداران از جمله دیپلمات­های قدیم و یا سیاستمداران حاشیه‌ای باعث می­شود که اینترنت نخستین مکانی باشد که در آن، اسناد سیاسی در اختیار افکار عمومی قرار می­گیرد. ویکی لیکس انقلابی در زمینه اسناد سیاسی ایجاد کرده است که حتی بسیاری از کشورهای قدرتمند نیز قادر به کنترل آن نیستند. فضای مجازی در حال جان گرفتن و هویت مستقل پیداکردن خارج از منابع سیاسی، نظامی و اقتصادی به نفع شهروندان جهانی است. بنابراین با استفاده از رویکردهای سازه‌ای و سایبری بویژه مبحث جوامع شبکه­ای در عصر اطلاعات می­توان تحلیل­های انتقادی فراوانی بر اسناد سنتی و محرمانه­ای که هر روز در حال بر ملا شدن هستند، وارد کرد. 

مذهبی: پیش فرض­های مذهبی، رویکردی هنجاری و اعتقادی در برخورد با اسناد سیاسی دارند و در تحلیل گزارش­ها و معاهدات دیپلماتیک در بحث ارزیابی و ارائه راهکار بسیار فعال هستند. در میان کشورهای جهان، جمهوری اسلامی ایران رویکردی هنجاری و مذهبی به تحلیل اسناد سیاسی دارد و اغلب مراکز آرشیوی و اسنادی، محققان و بودجه­های تحقیقاتی در زمینه شناخت سیاست بین‌الملل و روابط خارجی، با دغدغه­های مذهبی و متافیزیکی هدایت می­­شوند. ایرانیان در مرکز ثقل حکمرانی خود نگاهی بسیار انتقادی و تجدیدنظرطلبانه به مناسبات قدرت در سطح بین‌الملل دارند. آنها هنوز خاطره ابرقدرتی و امپراطوری اسلامی و ایرانی خود را در ذهن جمعی زنده می­پندارند و بر همین اساس اغلب تحلیل‌های اسناد و مدارک دیپلماسی دوره پهلوی و یا کشورهای همسایه وقتی که مورد بررسی قرار می­گیرند به محافظه­کاری، مادی­گرایی و پیروی از جهان غرب بویژه آمریکا و اسرائیل متهم می­شوند. پیش­فرض تحلیل اسناد سیاسی در ایران مبتنی بر رسالت محوری، تعهد محوری و ایدئولوژی­هایی است که توحید، معاد، نبوت، امر به معروف، نهی از منکر، نفی سبیل، استقلال، ظلم ستیزی، دفاع از مذهب و خانواده، دفاع از ملت‌های مسلمان و همه انسان­های مستضعف را دنبال می­کند که این موارد، متفاوت از پیش فرض­های واقع­گرا، سازه­گرا و انتقادی معمولی است که در جهان به کار گرفته می­شود. استانداردهای عقل سیاسی که در جمهوری اسلامی ایران برای تحلیل اسناد دیپلماتیک مورد پذیرش است دفاع از جهان اسلام، الزامات عملی وحدت مسلمانان، مخاطب قرار دادن ملت‌های دنیا، مبارزه با استعمار و امپریالیسم آمریکا، اروپا و اسرائیل و دعوت کردن و آشنا کردن افکار عمومی جهان با فرایندهای سیاست‌الهی، متافیزیکی و امامت­گرا مبتنی بر بیداری اسلامی است.

 

نتیجه‌گیری

روش‌شناسی به تحلیلگران اسناد سیاسی در چندین وجه کمک می­کند. اول اینکه: سؤال و فرضیه را بر اساس اجماع نظر متفکران شناخته شده به هم ارتباط می‌دهد و نحوه جمع آوری اطلاعات خام را بر اساس کمی، کیفی، مصاحبه، پرسش­نامه و سایر روش‌های تصویری، سایبری، اسنادی و کتابخانه­ای فراهم می­کند. داشتن روش متن را یک دست می­کند و باعث می­شود که تحلیلگر اسناد به صورت پراکنده از هر موضوعی سخن به میان نیاورد، زیرا در قالب­های بسیار رایج به تفکر می­پردازد. همین‌طور تحلیلگران با واژگان عملی و شناخته شده­ای آشنا می­شوند؛ چرا که هر روش، واژگان تحلیلی دارد که برای هر واژه آن متفکران وقت گذاشته­اند و اکنون با به کاربردن آن، متن از شکل خام و گزاره‌های غیرارتباطی خارج می­شود. در آخر هم روش باعث می­شود تحلیلگر جایگاه خود را به عنوان توصیفگر، تحلیلگر علی، مفسر، ارزیاب و یا فردی که راهکار می­دهد بشناسد و بتواند متناسب با این جایگاهها محتوای مناسب فکری و فرمول مربوط به پژوهش خود را انتخاب کند.

 

پی­نوشت

[1]. macnabb, 2010:233)

Various approaches to qualitative research: foundations, method, and focus

Types of research qualitative

Typical data-gathering methods

Disciplinary traditions

Qualitative research approach

Cultural questions: what are the values of this group? What is accepted behavior? What is not acceptable?

Participant observation; unstructured interviews; analysis of cultural artifacts

Anthropology

Ethnography

Meaning questions: what is the meaning of a person's experience? How do group members cope with various phenomena?

Personal experience narratives; video/Audio taped discussions; in depth interviews

Philosophy

Phenomenology

Explanatory question: what is distinct about this group?

Observation; personal interviews; organization studies

Psychology; public administration

Case studies

Interpretation question what meaning does this text hold?

Content analysis; narrative and discourse analysis

Biblical studies; literary analysis

Hermeneutics

Process question what theory is embedded in the relationships between variables? Is there a theory of change?

personal interviews; diaries, Participant observation

Sociology; social psychology

Grounded theory

Critique questions: how can we emancipate group members? What behaviors inhibit change?

Discourse analysis; intervention studies

Social psychology; education

Action science

 


 

Bibliography

Berridge, G. R. - Alan James (2001) a Dictionary of Diplomacy, New York: Palgrave Macmillan

Bottomore, Tom (1980), the Frankfurt School and Its Critics, Http://Library.Nu/Search?Q= Frankfurt School

Castells, Manuel (2009), Communication Power, London and New York, Oxford University Press

Coulthard, Carmen Rosa Caldas - And Malcolm Coulthard (1996), Readings in Critical Discourse Analysis, London And New York: Routledge

Damodaran, Leela- Wendy Olphert (2006),Informing Digital Futures Strategies For Citizen Engagement, Netherlands: Springer

Davey, Nicholas (2006), Unquiet Understanding Gadamer’s Philosophical Hermeneutics, State University Of New York Press

Doyle, Michael W.(2006), Kant And Liberal Internationalism, In The Book, Toward  Perpetual Peace And Other Writings on Politics, Peace, And History, Immanuel, Kant, Edited And With An Introduction By Pauline Kleingeldtranslated By David L. Colclasure New Haven And London: Yale University Press

Drummond, John (2000), Political Community, In The Book: Phenomenology Of The Political, Edited By Kevin Thompson, Lester Embree, Netherlands: Kluwer Academic Publishers

Fairclough, Norman (1995), Critical Discourse Analysis: The Critical Study Of Language, London and New York: Longman

Findlay, Edward F (2002), Caring For the Soul in a Postmodern Age, New York: State University of New York Press, Albany

Foucault, Michel (2004),The Birth Of Biopolitics Lectures at the College France, 1978–79, Edited By Michel Senellart, New York: Palgrave Macmillan

Gadamer, Hans-Georg (1979), Philosophical Hermeneutics, Translated And Edited By David E. Linge, Berkeley Los Angeles London: University Of California Press

Griffiths, Martin (1992),Realism, Idealism And International Politics A Reinterpretation, London And New York: Routledge

Grigsby, Ellen (2009), Analyzing Politics: An Introduction To Political Science, Brazil - United States: Wadsworth

Gunaratne, Shelton A. (2005), Public Diplomacy, Global Communication And World Order: An Analysis Based On The ory Of Living Systems, SAGE Journals Online And High wire Press Platforms): Citations (This Article Cites 24 Articles Hosted On The Http://Csi.Sagepub.Com/Cgi/ Content/ Refs/ 53/5/749

Hay, Colin (2011),Ideas And The Construction Of Interest S, In The Book, Ideas And Politics In Social Science Research, edited by Daniel Béland & Robert Henry Cox, London: Oxford University Press 

Hocking, Brian (2005) Rethinking The ‘New’ Public Diplomacy, In The Book The New Public Diplomacy Soft Power In International Relations, Melissen, Jan, New York: Palgrave Macmillan

Holloway, John (1993),Open Marxism, History & Class Struggle, In The Common Sense, Journal Of Edirrburgh Conference Of Socklist Economists, Published In Scotland By Common Sense, Po Box 311, Southern District Office, Edinburgh, Eh91 Sf, Scotland. Printed By Clydeside Press, Glasgow

Keating, Paula (2007),‘Kant’s Logic Of Political Transformation, In The Book Cosmopolitics And the Emergence Of A Future, Edited By Diane Morgan And Gary Banham, New York: Palgrave Macmillan

Macnabb, David E (2010), Research Methods For Political Science, New York: M.E Sharpe

Meredith, Fionola(2005), Experiencing The Postmetaphysical Self Between Hermeneutics And Deconstruction, New York: Palgrave Macmillan

Mokken, R. J. (1971) A Theory And Procedure Of Scale Analysis With Applications In Political Research, This Book Was Published With The Aid Of The Netherlands Organization For The Advancement Of Pure Research (Z.W.O), Nclhcrlands: Hillary Or Congress Catalog Card No. 70·152074

Mueller, Sherry (2009),The Nexus Of U.S. Public Diplomacy And Citizen Diplomacy, In The Book :Routledge Handbook Of Public Diplomacy, Edited By Nancy Snow, Philip M. Taylor, London And New York: Routledge

Paul Gee, James (1999), An Introduction To Discourse Analysis Theory And Method, London And New York: Routledge

Rabinow, Paul (1984), The Foucault Reader Truth And Method, United States Of America :Cornell University Press

Skinner, Quentin (1981), Machiavelli, London: Oxford University Press

Thompson, Kevin ( 2000), Towards A Genealogy Of Sovereignty, In The Book: Phenomenology Of The Political, Edited By Kevin Thompson, Lester Embree, Netherlands: Kluwer Academic Publishers

Thrift, Nigel (2000), State Sovereignty, Globalization And The Rise Of Soft Capitalism, In The Book: Demystifying Globalization,  Edited By Colin Hay And David Marsh, New York: Palgrave Macmillan

Vollmer, Kurt Mueller (2006), Texts of The German Tradition From The Enlightenment To The Present, New York: Continuum

Waltz, Denneth n. (1979),Theory Of International Politics, London• Amsterdam: Addison-Wesley Publishing Company Reading, Massachusetts

Zaharna, R. S. (2010),Battles To Bridges U.S. Strategic Communication And Public Diplomacy After 9/11, New York: Palgrave Macmillan



1- تاریخ دریافت مقاله:   25/5/1390                                 تاریخ پذیرش مقاله:  23/6/1390

[2]- دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی و عضو باشگاه پژوهشگران ‌جوان- کارشناس مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجه  hafez.eslami@gmail.com